تبليغاتX
معین نجف ابادی: اموزش نی وموسیقی
شاخه گل 8
بنان، غلامحسین
هنرمندان اثر : -
تعداد تراک‌ها : ۶ تراک
اضافه به لیست پخش
» نوای نی(۱) اضافه به لیست پخش برای حفظ حق نشر ، دریافت فایل ممکن نیست.
دیگر آهنگ های این آلبوم :
۱ .  دل خسته(۱) اضافه به لیست پخش برای حفظ حق نشر ، دریافت فایل ممکن نیست.
۲ .  دل خسته(۲) اضافه به لیست پخش برای حفظ حق نشر ، دریافت فایل ممکن نیست.
۳ .  دل خسته(۳) اضافه به لیست پخش برای حفظ حق نشر ، دریافت فایل ممکن نیست.
۴ .  نوای نی(۲) اضافه به لیست پخش برای حفظ حق نشر ، دریافت فایل ممکن نیست.
۵ .  نوای نی(۳) اضافه به لیست پخش برای حفظ حق نشر ، دریافت فایل ممکن نیست.
 
+ نوشته شده در  91/01/20ساعت 21:57  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
دانلود آلبوم موسیقی نی نوا
آلبوم موسیقی نی نواآلبوم موسیقی نی نوا

نینوا آن واژه‌ای است كه ما همه حس‌ها را می‌توانیم درباره آن داشته باشیم.

«نینوا» اسم زیبایی است كه یك معنای چند بعدی می‌توان به آن داد. هم«نینوا» است هم «نوای نی» است و هم قطعه‌ای كه این نی می‌نوازد در دستگاه نواست. به همین جهت نینوا یك قطعه ملی شد و هر كس با هر عقیده‌ای با این قطعه ارتباط برقرار می کند.

حسین علیزاده در  خصوص مدت زمان ساخت این قطعه می گوید : نوشتنش چیزی حدود 2 سال طول كشید و اما ایده‌اش 5-4 ماه ولی ایده كلی‌تر آن به سال 56 برمی‌گردد. من در آن سال یك طرح اولیه از دستگاه نوا داشتم كه در حافظیه اجرا شد و چیدمان و فانتزی این جریان به سالهای 56-55 برمی‌گردد .

خالق نینوا با بیان اینكه تمام این ایده‌ها به زمان كودكی برمی‌گردد،اظهار داشت:من بچه‌ای بودم كه در جنوب شهر تهران در یك خانواده زیر متوسط از نظر اقتصادی اما پر از عشق زندگی می‌كردم.

 

دانلود کل آلبوم

-----------------------------------

دانلود تک آهنگ

 

01 - درآمد

02 - نغمه

03 - جامه دران 

04 - نهفته

05 - رقص صومعه

06 - سواران دشت امید

07 - نوروز

08 - زندگی

09 - طلوع

10 - عمق فاجعه 

11 - آوای مهر

12 - عروج

13 – جستجو

 

 

 

مطالب مرتبط:

روایت ساخت قطعه «نینوا» از زبان «حسین علیزاده»

+ نوشته شده در  91/01/20ساعت 21:54  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

با آرزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760 ساعت با جاودان صدای عشق 525600 دقيقه برکت 315300 ثانيه دوستي سال نو  مبارک.



 


+ نوشته شده در  91/01/06ساعت 14:26  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
 راستی هدف ازارائه موسيقی چيست؟شهرت؟ثروت؟لذت؟يا اين که صرفاً بگوييم هنرمنديم؟هرنوازنده ای می تواند هدفی ازاجرای موسيقی داشته باشد.اما آيا همه يک هدف را دارند؟مسلماً اينطورنيست؛اما هدف واقعی از موسيقی چيست؟برای چه خداوند مو سيقی را درروح وجان آدمی نهاده است؟

می گويند نی ساز حسودی است چون صدايش به راحتی در نمی آيد وبرای درآوردن صدای آن بايد مدتها تلاش کرد؛اما چيزی که من درمدت کوتاه هنری خود ديده ام اين است که بيشتراز خود نی اغلب نوازندگان آن حسود هستند؛(با عرض پوزش از عزيزانی که چنين نيستند)آيا وقتی که يک نوازنده نوپا که حتی ۴ سال هم از نی نوازی آن نمی گذرد ازاساتيدی چون موسوی،کيانی نژاد،ناهيد،عندليبی و... ايراداتی می گيرد که گويی سالها استاد آنها بوده ،می توان نگفت که حسادتی ورزيده نشده است؟البته اين درمورد همه صدق نمی کند،اما بارها وبارها ديده ام که نوازنده های مختلف يکديگر را می کوبند واز کار يکديگرايراداتی می گيرند که  شايد بعضاً هم درست باشد.اين امرنه تنها در مورد نی ،بلکه درمورد اکثرسازها ديده می شود.اين چه چيزی را ثابت می کند؟اين افراد به اصطلاح هنرمند در موسيقی به دنبال چه چيزی هستند؟آيا خوب نواختن مهم است؟اين که چه کسی از همه بهتر می نوازد؟اينها در موسيقی و هنر چه ارزشی دارند؟انسان بايد ابتدا هدفی صحيح از ارائه موسيقی داشته باشد،آنگاه در اين عرصه بی کران پای گذارد.تک نوازی ،گروه نوازی،نوشتن کتاب،آهنگسازی و... کارهايی است که بايد درموسيقی انجام پذيرد؛اما آيا تمام هدف بايد همين باشد؟اگرهدف نوازنده ای صرفاً اين امور باشد،هرگز نوازنده به کمال نخواهد رسيد.آری هدف از موسيقی بايد همين باشد:((رسيدن به کمال))

آقای ياسين اژدری از نوازندگان بنام نی واستاد بنده حقير دراين مورد می گويد:((هدف ازموسيقی بايد رسيدن به کمال باشد نه خوب نواختن؛بايد به وسيله موسيقی خود را بهتر بشناسيم وبا آن خود را به کمال انسانی برسانيم؛هرکس با معشوق خود،حالا هرچه که باشد،بايد خود را به کمال مقصود نزديک کند،ونوازنده ام که مسلماً عاشق سازخود است ، بايدبا آن خود را بسازد.))به واقع نيز بايد چنين باشدو فقط درصورت داشتن چنين هدفی است که نوازنده می تواند به مدارج عالی هنر دست پيدا کند.چه مشهوداست اساتيدی که بدون توجه به شهرت وثروت،فقط به رسيدن به کمال وبه کمال رساندن موسيقی درمشقت وسختی می کوشندوتمام زندگی خود را برروی اين امرگذاشته اند.

به اميد روزی که همه نوازندگان به هنرمندانی لايق وبا کمال تبديل شوند؛وبا تشکرصميمانه ازاستادمحمدعلی کيانی نژاد که زندگی خود را برای اين امروقف نموده است.   

+ نوشته شده در  90/11/01ساعت 15:54  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

نی‌نوازی بر مزار مولانا

موسیقی > چهره‌ها  - سید ابوالحسن مختاباد:
نی که مرد نایی اندر نای کرد/ در خور نای است نی در خورد مرد

این بیت مثنوی می‌تواند مصداقی برای دانش و ذوق موسیقایی استاد محمد موسوی، نوازنده نی به شمار آید؛ سازی که بعد از آواز بیشترین نزدیکی و همنفسی را با نوازنده خود برقرار می‌کند.

کمتر کسی گمان می‌کرد بعد از استاد حسن کسایی که ابداعات و ابتکارات فراوانی را در نی‌نوازی به‌وجود آورد، فردی بتواند در نی به شهرت و اعتباری دست پیدا کند و پا جای پای بزرگان نهد اما محمد موسوی با تکنوازی‌ها و همنوازی‌های بدیعش این ویژگی‌ را یافت که بتواند چنین مسیری را طی کند و خود را برکشاند و در طراز استادان نامدار موسیقی قرار دهد.

موسوی و هنرش را باید در تکنوازی‌ها و دونوازی‌هایی جست‌و‌جو کرد که با استادان نامدار موسیقی ایرانی انتشار داد. از همان روزهایی که با حمایت استاد عبادی به استودیوی رادیو رفت و چندی بعد به پای ثابت نوازندگی نی در برنامه گل‌ها تبدیل شد و با استادانی چون بنان، قوامی، شهیدی، ‌شجریان و... اجرای برنامه کرد. نای پرنفس وی و توانایی‌های ذوقی‌اش را می‌توان در همنوازی با بزرگانی چون امیرناصر افتتاح، پرویز یاحقی، ‌اصغر بهاری، فرامرز پایور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز و... جست‌و‌جو کرد.

موسوی چند سالی است که کنج انزوا اختیار کرده و کمتر در محافل موسیقایی حضور می‌یابد اما اخیرا اعلام کرده کنسرتی را به نام مولانا و به برکت سالروز تولدش- که از قرار یکی از روزهای آذرماه است- در تالار غدیر وزارت کشور برگزار می‌کند؛ کنسرتی که قرار است در روزهای 17، 18 و 19 آذر  با  همراهی سه نوازنده  یعنی فردین لاهورپور(دیوان)، احمد آزادبیگی(دف) و کوشان یغمایی(تمبک) اجرا شود.

  • آقای موسوی، ‌به یاد دارم که پیش از این هم برای مولانا کنسرتی برگزار کرده بودید.

بله. ماجرای آن کنسرت باز‌می‌گردد به سال 1354 که به اتفاق آقای شجریان به قونیه رفتیم برای اجرای برنامه. قاعده این بود که مراسم مولانا را ابتدا با تلاوت قرآن شروع می‌کردند و آن روز که ما به مراسم رسیدیم، قاری دیر کرده بود یا ناهماهنگی‌هایی سبب شده بود که قرآن سر وقت خوانده نشود. تمامی جماعت و هنرمندان و مهمانان حاضر در سالن منتظر قاری بودند اما قاری نیامد.

 آقای شجریان رو به من کرد و گفت: برای اینکه مردم منتظر نمانند بهتر است پیشنهاد بدهیم که من قرآن بخوانم و مراسم را شروع کنیم. به هر ترتیبی بود آقای شجریان رفت قرآن خواند و چه قرآنی و جماعت حسابی متحیر شدند و مسئولان و دست‌اندرکاران هم برای قدردانی از این صوت زیبا به ایشان قرآنی نفیس اهدا کردند که آقای شجریان آن را به من هدیه دادند که هنوز هم آن   قرآن را دارم.

  •  علاوه بر مراسم  یاد شده، در جای دیگری هم اجرای برنامه داشتید؟

بله. به یاد دارم که رفته بودیم بر مزار مولانا و مردم هم جمع بودند. به آقای شجریان گفتم که بهتر است همین‌جا و در فضای باز و در حالی که نشسته‌ایم کاری اجرا کنیم. نی را بیرون آوردم و شروع کردم به زدن در مخالف سه‌گاه و آقای شجریان هم کار را گرفت و آوازی بی‌نظیر خواند. در طرفه‌العینی دیدیم که نزدیک به 2هزار نفر از مردم و علاقه‌مندان جمع شدند و دارند به کار ما گوش می‌دهند.

 مدتی بعد به ما خبر دادند که ساز و آواز در مزار مولانا قدغن است اما این برنامه به گوش مسئول و متولی مزار مولانا رسید و ایشان که از کار خوشش آمده بود ما‌ را دعوت‌کرد. وقتی به نزدشان رفتیم خیلی تحویلمان گرفت و با ما به زبان سلیس فارسی سخن گفت. در میانه‌های صحبت فهمیدیم که 15سال شاگرد زنده‌یاد جلال همایی- از مولوی‌شناسان بنام - بوده است.

در هر حال رابطه ما به قدری گرم و صمیمی شد که ما از ایشان تقاضا کردیم جای سلوک مولانا را به ما نشان دهد چون شنیده بودیم این مکان به روی کسی باز نمی‌شود . ما رفتیم و آقای شجریان مثنوی خیلی دلنشینی در شور خواند که من هم همراهی‌اش کردم و در نهایت نی خودم را به مزار هدیه کر دم.

  • آقای موسوی، شما با استادان نامداری در آواز همنوازی کرده‌اید و علاوه بر کارهایی که به‌صورت  آلبوم ضبط و انتشار داده‌اید یا در رادیو پخش می‌شود، کارهای فراوانی را هم ضبط کرده‌اید...

من از همان ابتدا اعتقاد داشتم کارهایی که در محافل خصوصی اجرا می‌شود به‌دلیل دلی‌بودن و صمیمیت نهفته در آن (به‌خصوص آواز و ساز تنها یا در نهایت آواز و ساز و تمبک) بیشتر به دل می‌نشیند و به همین دلیل سیستم صوتی مجهزی ابتیاع کردم که هر جایی که می‌روم (یا اگر در منزلم از دوست اهل موسیقی دعوت می‌کنم) و سر ذوق‌آمده و برنامه‌ای می‌خوانیم، آن را با کیفیتی مطلوب ضبط کنم.من الان آرشیوی از شاخص‌ترین آوازهای خصوصی بزرگانی دارم که یا با آنها تکنوازی داشته‌ام و یا به اتفاق بزرگی دیگر همنوازی داشته‌ام.

  •  از قرار، بیشترین کارهای شما با آقای شجریان بوده است؛ ‌خود شما به‌عنوان یک تکنواز، کار آوازی آقای شجریان را در مقایسه با دیگر آوازخوانان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تکنیکی که آقای شجریان در آواز دارد منحصر‌به‌فرد است. من با آوازخوانان و استادان بنامی همنوازی کرده‌ام و به‌جرات بگویم که کمتر آوازخوانی را دیده‌ام که چنین تسلطی داشته باشد که بداند آواز را از کجا شروع و کجا ختم  کند.

  • به سراغ کنسرت پیش رو برویم. برای ما بگویید چه شد که بعد از 8سال به صرافت کنسرت‌دادن افتادید؟

قبلا برایتان گفته بودم که یکی از دلایل دلگیری من و کنسرت‌ندادنم به نوع برخورد مرکز موسیقی وقت با کنسرت‌های من بازمی‌گشت. آن زمان کنسرتی در تالار وحدت دادم و چندی بعد دیدم سر از ماهواره‌های آن سوی آب در‌آورده است، بدون آنکه با من هنرمند صاحب اثر صحبتی بشود. به ارشاد اعتراض کردم و اتقاقاً آقای مهاجرانی به‌عنوان وزیر وقت ارشاد بسیار پیگیری کردند اما نتیجه‌ای نداد و من نتوانستم سارق را بیابم؛ در نتیجه دلسرد شدم.

چندی قبل در نامه‌ای به آقای صفار هرندی ماجرا را برایشان توضیح دادم و در نهایت ایشان گفتند که شما گذشت کن و مردم را محروم نکن؛ به همین دلیل قرار گذاشتیم که یک شب در تالار بزرگ کشور اجرای برنامه داشته باشم که متأسفانه 2 هفته قبل از کنسرت، پدرم به رحمت خدا رفت و همین امر ضربه روحی سختی به من زد و کنسرت را به تعویق انداختم؛ بعد که خواستم کنسرت بدهم، دست‌اندرکاران تالار کشور گفتند که برای سالن بزرگ جای خالی ندارند. ما رفتیم سالن غدیر را دیدیم و گفتیم فعلا 3 شب برنامه اجرا کنیم تا سال بعد که ان‌شاء‌الله بتوانیم در تالار بزرگ هم برنامه‌ای به صحنه ببریم.

در همین زمینه:
+ نوشته شده در  90/05/03ساعت 1:11  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

موسیقی شبانان

هوشنگ جاوید

 

اشاره:


پيش درآمد:

موسيقي چوپاني يا شباني، بخشي كه نه، شاخة پرباري از موسيقي مناطق و نواحي ايران است كه متأسفانه در طي قرن جديد، به سبب رشد پرشتاب رسانه‌ها در ايران و پايان يافتن حكومت چوپانان و رشد دامداريهاي صنعتي بخشي از آن به طور كلي فراموش شده است، بخش ديگري از آن توسط، عده‌اي ناآگاه و جوياي نام در زير نقاب خوانندة بومي ـ محلي، بدون معرفي و شناسنامة درست وارد موسيقي مناطق و رسانه شده و بخشي ديگر از آن با مرگ چوپانهاي پير به خاك سپرده مي‌شود، بدون آنكه در جايي ثبت و ضبط شود، اختلاط بسيار ناشايستي كه در موسيقيِ هر منطقه با موسيقي شبانان پديد آمده، باعث شد تا تمامي گردآورندگان موسيقي مناطق و نواحي ايران نيز در نگرش خود، دچار اشتباه شوند، اين اتفاق در مورد موسيقيِ خراسان، موسيقي تركمن و موسيقي كردستان و كرمانشاه، بسيار بد رخ داده است.
چون شبانان ايراني داراي آيين، جشن و آداب و رسوم ويژه خود بوده‌اند و از سويي ارتباطي بسيار نزديك با طبيعت داشته‌اند، بنابراين موسيقي نزد آنان از اصوات آهنگين، سوت زدن و آوازهاي بدوي شروع شده و گاه تا ترانه‌ها و تصنيفهاي جشني پيش مي‌رود، گوش حساس و درك و دريافت دقيق ذهني از نغمات و اصوات از جمله مسائل مهم يك شبان بوده است.
تلاش كرده‌ام تا هر از گاه در مجلة مقام موسيقايي به معرفي موسيقيِ شبانان در مناطق و نواحي ايران بپردازم و آنچه كه طي سالها به دست آورده‌ام با نگرشي درست به معرض داوري شما خوانندگان محترم بگذارم و اميد ياري و نقد از سوي مخاطب را دارم تا در صورت رخداد اشتباه در يافته‌ها و گفته‌هايم مرا راهنما باشند. ان‌شاءالله

معرفي راوي: بيت‌الله هيزم‌شكن، كه اينك (1384) 73 سال دارد، در روستاي خ‍ُشك‍ُنه دهان از توابع فومن تالش زندگي مي‌كند. نجاري، هيزم‌شكني، ني‌زني و خانه‌سازي بومي، شغل موروثي اوست. وي علاوه بر ني، لبك و كرنا هم مي‌زده، دورة نوجواني و جواني را برابر رسم كهن خانوادگي به چوپاني گذرانده و به موسيقي چوپانان ناحية خود در منطقه تالش، تسلط خوبي دارد، در سال 1382 در نخستين جشنواره ني‌نوازان تالش، هنگامي كه به ني‌ زدن پرداخت در آهنگ رمه آبدار پرده (Ramëäbdär) چنان تبحري از خود در مجسم ساختن ريزش آب از آبشار با صداي ني نشان داد كه مرا مبهوت كار خويش كرد. بر آن شدم تا با او گپي خودماني داشته باشم و نتيجه، نوشته‌اي است كه مي‌خوانيد:
تاريخ گفت‌وگو: هجدهم دي ماه 1383 خورشيدي.

الف: آهنگ، ترانه، موسيقي

من ني زدن و لبك زدن و كرنا زدن را از برادرانم، به‌خصوص برادر بزرگم رحيم ياد گرفتم. او شصت سال است كه فوت كرده، من فقط ني و لبك مي‌نوازم، هرگز، آواز نخوانده‌ام، البته كساني در جواني مي‌آمدند كنار من و آواز مي‌خواندند.

آهنگهايي كه شعري ندارند را چگونه ياد گرفتيد و چگونه مي‌نوازيد، يعني در وقت نواختن چه چيز را در نظر داريد؟

در ابتدا به دست و دهان كساني كه مي‌زدند آن‌قدر نگاه كردم و آن‌قدر به نغمه‌ها گوش دادم، تا توانستم به ذهنم بسپارم، تمرين مداوم هم باعث تقويت انديشه‌ام شد، هنوز هم تمرين مي‌كنم، نه هميشه، هفته‌اي يك بار مي‌نشينم و آهنگها را مرور مي‌كنم كه يادم نرود، وقتي هم كه دلم مي‌گيرد ني‌نوازي مي‌كنم، مقامهايي كه شكسته است مي‌زنم، [او به آهنگهايي كه غم و حزن دروني دارد، شكسته مي‌گويد] در تنهاييِ خودم «مقوم چوپاني» (Moqume čupäni) را مي‌زنم.
م‍ُقوم چوپانيِ ما سه قسمت يا بهتر بگويم سه آهنگ دارد:

1. گله را چرا ب‍ُردن (ر‌َم‍َه آبدار پ‍َرد‌َه)

2. پاييز‌َه پرد‌َه

3. لِدوله (محمودبه)

در ميان اين سه آهن، پاييز‌َه پرد‌َه (Päiza parda) غم عجيبي دارد، نوازندگي‌اش هم به همين دليل سخت است، اما، برخلاف آنچه كه اين طرف و آن طرف از خيليها شنيدم، اين آهنگ فصل ندارد، مسئله اين است كه موجي عظيم از غم از آن برمي‌خيزد و يك جور غريبي را بيان مي‌كند و همين باعث اشتباه شده، اين يك‌جور تشبيه است، قصة اين آهنگ اين طور است كه: در گذشته، ايلها كه ييلاق و قشلاق داشته‌اند، يك چوپان عاشقِ تالشي، اين آهنگ را در زمان كوچ پاييزه ساخته است و بعد از او در بين چوپانان رواج پيدا كرده است.
اما در مورد ل‍ِدوله (Ledolé) پيران ما مي‌گفتند: در قديم دختري كه در حال چوپاني بوده متوجه مي‌شود كه گرگها به گله حمله كرده‌اند، چون به ني‌نوازي آشنا بوده، فوراً با به صدا در آوردن ني، به برادرش كه «محمودبه» بوده است خبر مي‌دهد كه گرگ به گله زده است به همين دليل اين جمله مدام در آهنگ تكرار مي‌شود كه: لِدوله محمودبه، يعني محمود بيا گله را بردند، اين آهنگ يك جور درخواست كمك كردن است.1
زماني هم كه گله را به صحرا مي‌بريم و مي‌خواهيم آنها را براي حركت به سوي آبگير يا رود دعوت كنيم، آهنگ ر‌َم‍َه آبدار پرد‌َه (Rama äbdär parda) را مي‌نوازيم، گله با اين آهنگ تشويق مي‌شود مي‌فهمد كه به سمت محل آبخوري مي‌رويم.
غير از م‍ُقوم چوپاني، يك آهنگ هم داريم كه جزء مقام نيست، اما، در ميان چوپانان رسم بود و آن آهنــگي است به نــام ش‍ـَو‌َه چ‍َر‌َه (Šava čara)، اين آهنگ را براي تشويق حيوان به بيشتر علف خوردن مي‌زديم، آن هم فقط در فصل بين ماه آخر زمستان تا پايان بهار، كه گله را پيش از سحر به صحرا مي‌برديم تا علفهاي تازه روييدة بهاري را بخورد و خوب پروار شود و شير بدهد، اين آهنگها را براي حيوانات مي‌زديم تا تشويق شوند، الان سالهاست كه نه از آن گله‌ها خبري هست نه از آهنگهاي گله و رمه.
يك‌سري آهنگ هم داشتيم كه مخصوص خودمان بود و در وقت استراحت با ني براي سرگرمي خودمان مي‌زديم كه اينها معروف‌اند به «تالشي بلند»2 (Tälesĭ boland). اين آهنگ مخصوص زماني بود كه گله در جاي خود آرام گرفته بود و ما در سايه‌ساري از جنگل يا كمركش كوه به استراحت مشغول مي‌شديم، به اين آهنگ «غريبي» (Qaribi) هم مي‌گويند. پاره‌اي از اوقات، بعضي از چوپانها كه خوش‌ذوق بودند، «بيتهاي پهلوي»3 هم همراه صداي ني‌شان مي‌كردند و في‌البداهه يا شعري مي‌ساختند يا از قديميها مي‌خواندند، ني، هم وسيله كار ما بود هم وسيله سرگرمي ما بود.

ب: اصوات آهنگين

در كنار اين آهنگها، چوپانان منطقه ما از سوت زدن با لب و اصوات آهنگين هم استفاده مي‌كردند، مانند سوت ويژه‌اي كه براي فراخواندن سگ گله مي‌زديم و در كنار آن واژة بي‌يو (Bio) را به صورت تكرار آهنگين اجرا مي‌كرديم.
اگر گوسپندمان گم مي‌شد از اين صوت آهنگين استفاده مي‌كرديم: هو، هو، هو، بيو، هِي، و با فشار دو لب روي هم و دميدن دهاني صوتي شبيه «بورر» (Burrr) ايجاد مي‌كرديم، به اين ترتيب گوسپند به سمت ما مي‌آمد.
اگر گاومان گم مي‌شد مسئله فرق مي‌كرد، در اينجا رسم است از گذشته‌هاي دور كه روي گاوها اسم مي‌گذاريم،4 پس وقتي گم مي‌شد، ضمن آنكه نامش را فرياد مي‌كرديم، از اصوات آهنگين به شكلي كمك مي‌گرفتيم، فرض كنيم اسم گاومان «پري سو» بود، اين طور صدايش مي‌كرديم:

له، له، له، يو، پري سو، له، يو

اگر ماده بود در ادامه اين طور مي‌شد:
ن‍َن‍َه جو، پري سو، يوب‍َه، يوب‍َه، له، له، له، يِو رنگوله، هو، وووه‍َه، گِش، گِش، گ‍ِش5، يوبه اگر گاو نر بود به جاي ننه‌جو، بِرار مي‌گفتيم. Rangules , Höw, geš, yoba گاو با شنيدن اين آوازها و اسم خودش به سمت ما مي‌آمد.
براي دوشيدن شير گاو هم جوري آواز نوازش داشتيم كه هم حركت دست را تنظيم مي‌كرد و هم گاو آرامش پيدا مي‌كرد و بهتر و بيشتر شير مي‌داد اين آواز بدين شكل بود:

ننه جو، ب‍َه، ن‍َن‍َه ب‍َر‌َه ن‍َن‍َه ب‍َره ن‍َن‍َه ب‍َر‌َه، ن‍َن‍َه جو ب‍َر‌َه، ن‍َن‍َه جو، ب‍َه
(Nana jo ba, nana bara)

براي راندن چارپا، يا تشويق گاو به كار هم اين طور آوازي را مي‌خوانديم تا بيشتر كار كند:

داداش، ديره، آها، آها، ها، هاء ـ آها، آها، آها

با اين آوازها گاوها را، به‌خصوص در مزرعه به هنگام كار شخم زدن، از صبح تا ظهر به كار وا مي‌داشتيم و حيوان با شوق كار مي‌كرد.
وقتي كه اسبمان را فرا مي‌خوانديم از اصوات آهنگين به همراه سوت زدن استفاده مي‌‌كرديم، (شكل سوت زدن به چهچهه بلبل شبيه است، سوت بلبلي در اصطلاح تهراني) و چنين آواز مي‌كرديم كه:

كورو، كورو، كورو ـ رورف، رورف
Kuru , RuRf

در زمان تيمار اسب هم مدام تكرار يك واژة آهنگيني را اين طوري تكرار مي‌كرديم:

«دادا، داداش، داداش، داداش، بمان»

براي ايستادن حيوانات كارگر و باربر ضمن موچ زدن با لب از واژگان آهنگين توأمان استفاده مي‌كرديم، اين طوري: موچ، موچ، موچ، حيوان جان، مو، ساكت
حتي براي شستن گاو هم، ما سوت و واژة آهنگين به كار مي‌برديم، براي تشويق مرغهاي خانگي به دانه خوردن هم از اصوات آهنگين استفاده مي‌كرديم مثلاً مي‌گفتيم:

توي توي توي، توتوتو، توتو توتو، توتوتو
Tuy , Tuy, tu tu tu , tu tu , tu tu

براي فراخوان مرغابي به دانه خوردن هم چنين صوتي داشتيم:

كواك كواك كواك، بور بور، بور

گاه مي‌شد كه اردكها لج مي‌كردند و از آبگير بيرون نمي‌آمدند، آن‌گاه براي آرامش آنها و تشويقشان به بازگشت به سوي لانه، از آوازي به اسم «لولو» (LoLo) استفاده مي‌كرديم، اين‌طور:

لوي لوي، لوي، لوي، لولولولو، بور بور بور،‌
لولو
Loy loy, Lo Lo Lo Lo, Bur Bur, LoLo

در منطقة ما گاو از احترام ويژه‌اي برخوردار بود، به ماده‌اش ننه و به ن‍َرش بِرا به معني برادر مي‌گفتند. در اينجا عقيده داشتيم كه همة حيوانات حرف انسانها را مي‌فهمند، به همين دليل براي به فرمان در آوردن آنها از آواز و صدا و سوت استفاده مي‌كرديم، آن زمان يك طناب بود و چند تا وسيله، به نظر من آن كاري كه گاوها مي‌كردند، ماشين‌آلات نمي‌كنند، چون حيوان صبح تا شب يكنواخت كار مي‌كرد، اما ماشين يكهو وسط كار خراب مي‌شود، حالا برو مكانيك پيدا كن!
از هنگامي كه ماشينها و تيلرها و كمباينها آمدند همه چيز عوض شد، ارتباطها هم قطع شد، آن آهنگها و آوازها هم از بين رفت، حالا همه چيز عوض شده، آهنگ چراي گوسپند را نوار مي‌كنند به مردم مي‌فروشند، مي‌گويند موسيقي محلي!!
در اينجا غير از برادرم شخصي زندگي مي‌كرد به نام خدابخش شكوري، او بهترين ني‌زن و آوازخوان بود، جوري آواز مي‌خواند كه همه را به گريه مي‌انداخت.
اين را هم بايد بگويم كه ما در جشنهايمان از لبك استفاده مي‌كنيم، ني نمي‌زديم، حالا يك عده آن را مد روز كرده‌اند، اما قبلاً هر چيزي جاي خود را داشت، ني براي چوپاني بود و كار، لبك براي شادي و سرگرمي و جشن.
بيت‌الله برايم حرفهاي بسياري از موسيقي تالشي زد كه در جاي خود به چاپ آنها اقدام خواهم كرد، اما، مهم اين بود كه او سعي داشت به من بفهماند كه موسيقي در هر منطقه هم تعريف خود را دارد. هم مرزها و حدود آن به لحاظ شناختن مشخص است، فقط كمي دقت بايد داشت كه آن حدود را درست شناسايي كنيم.
وقتي كه در يك ظهر نيمه ابري از او و خانه‌اش دور مي‌شدم، حس مي‌كردم كه از يك فضاي كاملاً ايراني كه همه چيزش به دست بيت‌الله ساخته شده بود و نشانگر صنعت خودكفا در زمان او بود دور مي‌شوم و به فضايي مصنوعي از آسفالت و بتن و آهن و ماشين وارد مي‌شوم، تمام طول راه اين بيت پهلويِ پيرمرد در گوشم صدا مي‌كرد كه:

بلبل خ‍َن دِه و‌ُ م‍َن گوشها كرده
غم دونيا (دِشم‍َنه حرفا) مِنا پوچها كرده
ح‍َيفهِ ا‌َمِه ب‍َشِم، ا‌َم دونيا بمونو
بعد از ش‍َه‌م‍َه، چ‍َم‍َه گرده جا بلبل بخونو!

بلبل مي‌خواند و من گوش مي‌كنم
غم دنيا (حرف دشمن) مرا تو خالي كرده
حيف است كه من بروم و اين دنيا بماند
و بعد از ما در جاي ما، بلبل بخواند!

نتيجة مقال و گپ:

1. ايرانيان به‌خوبي مي‌دانسته‌اند كه حيوانات نه تنها تربيت‌پذيرند، بلكه با آواز و صداي ساز و اصوات آهنگين مي‌توانند به بهره‌وري بيشتري از آنان دست يابند.

2. همان‌گونه كه مي‌دانيد از زمان آمدن گاوهاي نژاد فرنگي به ايران نامگذاري گاو در دامداريهاي صنعتي رواج يافت، اين در حالي است كه ايرانيان پيش از فرنگيها بر اين امر هم وقوف داشته‌اند و هم از آن بهره مي‌گرفته‌اند و امري رايج بوده است كه در قرن جديد به آن بي‌توجه شده‌ايم.

3. ايرانيان حال در منطقه مورد نظر چگونه به اين اصوات آهنگين و سوت ‌زدنهاي مختلف و موسيقيهاي تأثيرگذار بر حيوانات و پرندگان واقف گشته و به كاربرد آن پي برده‌اند؟

4. تاريخ تكنولوژي ارتباط انسان با طبيعت به‌ويژه حيوانات جهت بهره‌وري بهتر به چه زماني مي‌رسد، آيا كسي از آن آگاهي يافته است؟

5. آيا اجازه داريم موسيقي و اصواتي را كه روزگاري در خدمت دامپروري ايران بوده با دستكاريهاي ناشيانه و تعاريف بي‌سر و ته به عنوان موسيقي بومي به خورد ذهن جامعة امروز ايران و جهان بدهيم، آيا اين يك خطاكاري فرهنگي نيست؟!

6. چرا سازمانها و يا وزارت‌خانه‌هاي مربوطه در امور پرورش دام از فرهنگ داشتة خودي بهره نمي‌گيرند و در جهت به روز در آوردن و مدرنيزه كردن اين‌گونه دانشهاي پنهان ايراني سرمايه‌گذاري پژوهشي نمي‌كنند؟
به راستي آيا فرنگيان از ما پيشرفته‌ترند؟!
يا بايد در برابر داشته‌هاي فرهنگي ما سر تعظيم فرود آورند؟


پي‌نوشت:

1. حرفي كه در اين آهنگ نهفته گونه‌اي تضرع را در ذهن پديد مي‌آورد كه به احتمال ناشي از همين ياري خواستن است، كه با استرس فراوان اجرا شده و سينه به سينه نقل شده است.
2. تالشي بلند گونه‌اي آواز همراه با ساز يا تنهاست كه آن را مردان اجرا مي‌كنند قدرت صدا و كشش اصوات در آن قوي‌تر است.
3. بيت پهلوي را در المعجم في معايير اشعار عجم نيز بدان اشاره شده، همان دو بيتي است كه از اوزان عروض و قافيه بهره نمي‌برد، يا كمتر بهره مي‌برد.
4. در دوره‌اي از تاريخ ايران باستان به نام ن‍َه ن‍َه يا ننه برمي‌خوريم كه به گاو ماده و ايزد زاينده اطلاق مي‌شده، در اكثر نقاط ايران براي گاو ماده در هنگام شيردوشي آوازي مي‌خوانند كه از واژه ننه استفاده مي‌كنند، دليل آن را همذات‌پنداري دانسته‌اند، اما، شايد ريشة اين كاربرد واژه‌اي تاريخي بس كهن‌تر داشته باشد.
5. گش به معناي زمان شير دوشيدن در گويش بومي اين روستاست.

٭ با سپاس از ولي‌الله قنبرزاده كه به عنوان راهنما و مطلع بومي يار من بود.
ترابري: مقداد چمني

 

+ نوشته شده در  90/05/03ساعت 1:5  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

اسطوره ها و موسیقی نواحی ایران(4)

هوشنگ جاوید

 

اشاره:




در مبحث موسيقي آييني در مناطق و نواحي ايران و در شاخة موسيقي سوگ به ويژه سوگهاي قومي، به آييني به نام «واي» (wāy) برمي‌خوريم كه در تمامي مناطق زاگرس در بين اقوام كرد و ل‍ُر رواج دارد، واي كردن، موي كندن و روي خراشيدن و بر سينه چنگ زدن و بر سر زدن از سوي مردان و زنان است كه هماره با آوازهاي ويژه و نالشهاي متفاوت به طور جمعي به اجرا در مي‌آيد، با رجوعي بسيار ساده به مدارك و اسناد بازمانده از تاريخ فرهنگي پيش از اسلام درمي‌يابيم كه واي در اساطير تفك‍ّر زرواني نقش پراهميتي داشته است. واي ضمن آنكه بر اساس نظر آر، سي، زينر خود موضوع يك ي‍َشت كامل بوده1 ظاهراً ايزد جماعتي بوده كه هيچ ارتباطي با جامعة اصيل زرتشتي نداشته‌اند.
زينر معتقد است كه جنبة بد شخصيت او در ميان زرتشتيان مزداپرست آن‌قدر بارز بوده كه مجبور شدند شخصيت او را دو بخش كنند، يكي واي سودر‌َسان كه در كنار اهورامزدا عمل مي‌كند و ديگري واي آسيب‌رسان كه كمي بهتر از يك ديو مرگ است2.
در عهد ساساني، واي، ايزد جنگ و جنگاوران به شمار مي‌آمده و از وي با عنوان ايزد ارتشتاران ياد شده است. از آنجا كه در سروده‌هاي ريگ‌ودا نيز سرود كاملي مربوط به واي را مشاهده مي‌كنيم، پس واي قدمت ديرينة خود را مي‌يابد.
زينر در پژوهشهاي خود اين نظريه را عنوان مي‌كند كه، از نظر كيهان‌شناسي، واي به عنوان فضاي ميان قلمرو روشنايي و قلمرو تاريكي يا به عنوان نبوغ مسلط آن قلمرو محسوب مي‌شود، به جز ستيزي كه بين دو نيروي خوبي و بدي در او رخ مي‌دهد، مسئلة خوبي و بدي براي الهيون عهد ساساني تا آن حد كه براي تقسيم شخصيت او لازم مي‌آيد مطرح نمي‌شود، او به هر صورت خداي مرگ بوده است و به استثناي تباه‌سازي روح، مرگ، بزرگ‌ترين بدي‌اي است كه مي‌تواند بر يك مزديسني معتقد غلبه نمايد، در چنين موقعيتي ايزد مرگ مي‌بايست صورتي ديوي پذيرد و مي‌توان حدس زد براي دلجويي از مردمي كه او را به عنوان خداي برتر پذيرفته بودند و در مسير دگرگون‌سازي قرار داشتند مردان مبل‍ّغ زرتشتي در عهد ساساني واي نيك را خلق كرده باشند، وايي كه كارش استقبال از ارواحي بود كه از چنگ واي ب‍َد، نجات يافته بودند3.
با اين پيشينة اساطيري از ايزدمرگ، امروزه در آيين واي در مناطق زاگرس و اقوامي كه در آنجا مي‌زي‍ند، درمي‌يابيم كه چرا آواها و نواهايي كه مي‌شنويم دل و گوشمان را آزار نمي‌دهند بلكه جذبمان مي‌كنند و هنگامي كه با حركات توأم مي‌شوند چقدر ديدني مي‌شوند. آنچه كه بدين عنوان تحت آيين ويژه بر قومي مي‌گذرد، جاي پژوهشي مدو‌ّن و دقيق توسط يك گروه دارد كه به دليل اهمال از سوي دستگاههاي فرهنگي و هنري تا كنون چنين حركتي صورت نگرفته است.
آنچه كه در اين وجيزه مي‌آيد اندكي است از دانش ايرانيان در عهد باستان كه آن را به جهان هستي ارائه كرده‌اند، ايرانيان در عهد باستان واي را فاصلة بين زمين و آسمان مي‌دانستند، دكتر مسعود جلالي‌مقدم در اثر خود دربارة خصايص واي چنين مي‌نويسد: آرياييان او‌ّل‍يه به واي دو خصيصه را نسبت مي‌دادند؛ يكي اينكه باد واقعي است كه مي‌وزد و در شكل طوفان با قدرت و سرعت به جلو مي‌شتابد و هيچ مقاومتي در برابرش ممكن نيست، ديگر اينكه اصل نخستين‌ِ حيات است. ‌در تمامي موجودات زنده ن‍َف‍َس حياتي است و در عالم نيز ن‍َف‍َس حياتي است و همان بادي است كه تمامي موجودات زنده در هنگام مرگ بيرون مي‌دهند.4
براي واي در ي‍َشتها از 15/46 تا 48 هم نامهاي بسيار و هم صفات مختلف تعريف شده است، مانند: ستيزه‌شكن، فع‍ّال بر ضد‌ّ ديو، به يكبارگي شكست‌دهنده، قوي‌ترين، دليرترين، سخت‌ترين، موج‌انگيز، زبانه‌كشنده. انديشة نيايش براي باد توسط كشاورزان كوير ايران ريشه در خصيصة نخستين اسطورة كهن‌ِ واي دارد و با نگرشي به بندهش بزرگ، بخش 132، بند 8 حقيقت روشن‌تر مي‌گردد، در آنجا چنين آمده كه: اهريمن خطاب به ديوان فرياد برآورد كه، بياييد و اين باد اروند و دلير و آفريده‌شده به دست ا‌َه‍ُرمزد را بميرانيد، زيرا گر شما باد را بميرانيد، پس تمام آفرينشها به دست شما ميرانده خواهد شد و در اين نبرد واي درنگ خداي به كمكش نيامد، باد گيج بيفتاد، به سبب كوتاهي‌ِ واي در كمك به باد، اكنون باد گاه تند و گاه آرام مي‌وزد.
اگر به يسناي متأخر و ونديداد بنگريم و ستايش واي را در نظر آوريم، مي‌توان به اين گمان رسيد كه چرا كشاورزان منطقه به عنوان مثال، شهرستان ابركوه به هنگام فرا رسيدن فصل خرمن، جهت وزيدن باد موافق جهت باد دادن محصولات غل‍ّه‌اي، آيين نيايش باد را، تحت عنوان «حيدرباد» Heydarbād انجام مي‌داده‌اند و از خداوند درخواست مي‌كرده‌اند كه جهت بهتر حاصل گرفتن از زمين و ك‍ِشت، بادهاي موافق بفرستد. اين آيين بدين‌گونه اجرا مي‌شده كه يك نفر تك‌خوان به عنوان آيين‌خوان، متن نيايشي را اجرا مي‌كرده و جمع كشاورز حاضر در آيين نيازخواني را به صورت گروهي پاسخ مي‌داده‌اند.
گرچه هنگامي كه بر متن كنكاش كنيم درمي‌يابيم كه يك توارث فرهنگي از يك آيين نيك به آئيني بس نيكوتر: دين جديد (اسلام) صورت پذيرفته و اين نشان‌دهندة آن است كه آيينهاي برتر با درون‌مايه‌هاي سجاياي برين همواره در طول تاريخ ادامه داشته‌اند و فقط به لحاظ ساختاري تغييرات نوين مبتني بر انديشه‌هاي نو در آن صورت گرفته است.
خصيصة دوم اسطورة واي در مبحث موسيقي‌درماني ايران به ويژه در مناطق جنوب و شرق ايران توارث يافته و در انديشة نحله‌هاي فلسفي به شكلي زيبا رخ نموده است.
در اين ارتباط نظرية زينر را بايد مورد تو‌ّجه قرار دهيم. او مي‌گويد واي ايزد غالب (برتر) مردمي بوده كه به احتمال زياد در شرق ايران مي‌زيسته‌اند.5
در پاية آيينهاي موسيقايي‌درماني چون زارنجي، زار، نوبان، گوات، پري‌خواني كه از منطقة دشت تركمن تا حدود اهواز را در برمي‌گيرد، اين باد است كه در گونه‌هاي مختلف بر انسان چيره مي‌شود و او را از حريم نيكي و روشنايي به ورطة بدي و ترس و تاريكي مي‌كشاند. به همين سبب بادها، هم داراي گونه‌اند و‌َ ه‍َم داراي زيرشاخه‌هاي گونه‌گون، كه براي هر كدام از آنها شخصيت و تعريف مذهبي و باورشناختي دارند.
چونان باد سي‍ّد، باد بحري، باد جنگلي، باد‌ِ حب‍ْشي، باد كافر، باد مسلمان، باد ج‍ّن و ... نتيجه نهايي آنكه به همان شكل كه جهت بازيابي آثار باستاني كاوش و پژوهش داراي اهمي‍ّت است بازنگري پژوهشي در آيينها و هسته‌هاي ريشه‌اي آنها، بسيار لازم است، به گونه‌اي كه مي‌توان در دل آيينها ريشه‌هاي اساطير و تاريخ معنوي ايرانيان را يافت و به جهانيان نشان داد.
يك آيين مي‌تواند به اندازه يك م‍ُهر باستاني و يا كتيبه‌اي كهن ارزش ديرينه‌شناسي داشته باشد كه اميدوارم چنين حركتي هرچه سريع‌تر از سوي ارگانها و نهادهاي دولتي با حمايت از پژوهشگران شكل يابد. ان ‌شاء ‌الله.


+ نوشته شده در  90/05/03ساعت 1:3  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

در تاریخ ۳۰/۰۴/۱۳۸۴ پنجشنبه ساعت شش بعدازظهر، به همت وزارت ارشاد استان مازندران و خانه موسیقی نکوداشتی برای استاد حسن ناهید نوازنده چیره دست نی در دانشگاه مازندران واقع در بابلسر برگزار شد.در این جلسه صمیمی نصرالله ناصح پور رئیس هیات مدیره خانه موسیقی و هادی منتظری نوازنده کمانچه و عضو هیات مدیره کانون مدرسان خانه موسیقی، فاضل جمشیدی معاون اجرایی مدیر عامل خانه موسیقینصرالله ناصح پور، جمشید قلی نژاد پژوهشگر موسیقی بومی مازندران، گروه نوا به سرپرستی مجید آقاجانی و علاقمندان موسیقی ایرانی حضور داشتند.

در این جلسه از خدمات استاد حسن ناهید قدردانی شد و تندیس حسن ناهید که توسط یکی از هنرمندان استان مازندران ساخته شده بود به استاد ناهید تقدیم گردید.

متن کامل سخنرانی استاد نصرالله ناصح پور که در این مراسم قرائت شده توسط ایشان در اختیار گفتگوی هارمونیک قرار گرفته که در پی آیند این گزارش می خوانید:

موسیقی ایران زمین با توجه به اصالت و قدمت تاریخی خوشبختانه با وجود فراز و نشیبها و کشتارهای جمعی در جنگها و خونریزیهای خانه به خانه در طول تاریخ، هنوز منحصر به فرد است و مختصات و مشخصات آن هنوز در رگ موسیقایی اکثر همسایگان جغرافیایی امروز این کشور ساری و جاریست و پرواضح است که هر تاثیر گذاری ای را تاثیر پذیری ای در کار است و اسناد و مدارک مستند به وضوح اثبات کننده و گویای آن است، از طرفی حلقه های گمشده و پراکنده نیز کم نیستند که با استنتاج تاریخی آن نتیجه بدست امده را به وضوح به رشته تحریر در آوریم و این رشته سر دراز دارد.

هرجا سخن از موسیقیست، بلافاصله ساز مربوط به آن متصور ذهن میشود و برای پی بردن به قدمت آلات موسیقی و اثبات زمان و مکان موجودیت آن احتیاج به سند کتبی و کتیبه های سنگی و بازیافته های زیر زمینی موجود در موزه های دنیا الزامی است و با مطالعه و پژوهش هویت هرکدام آنها به این نتیجه می رسیم که هیئت و شکل تکمیل شده آنهاست که در اقصی نقاط کشورهای مختلف امروزه در خدمت موسیقی است، از جمله اگر این ویژگی سازهای امروزه موسیقی ایرانی را پی بگیریم، بعضی از آنها به عقیده باستان شناسان عمر چندین هزار ساله دارد و سند معتبری برای دیرینگی و اصالت موسیقی ایرانی بشمار می رود. آلات خیلی کهن ایرانی که به دوره قبل از ساسانی مرتبط می شود قره نی و نوعی چنگ و سازی با چهارتار (شاید شیشک یا رباب باشد) اسم برده شده است.

بحث باز شده را اگر به دو دوره قبل و بعد از اسلام، منقسم کنیم به جرات می شود گفت که "نی" از قدیمی ترین آلات موسیقی است که اختراعش ملهم از نای و حنجره انسانیست و بدین جهت است که نزدیکترین صوت را به صدای آدمی که بنظر قدما اشرف آلات است، دارد.

نای در زبان پهلوی بصورت "ناز" (naz) و در زبان عربی به صورت "النای" آمده و در اشعار شعرای بسیاری به آن اشاره شده است.

نی از ساده ترین و طبیعی ترین سازهای موسیقی بادی است که با روییدن در نیستان از زمین همواره به آسانی در دسترس انسان بوده و با مختصر تصرفی و ایجاد سوراخ در آن قابل استفاده است. در دوره های مختلف نی را سرمشق قرار داده و از روی آن سازهای بادی مختلف بوجود آورده اند.

در ایران مشهورترین نای، "نی هفت بند" است که بصورت عمودی نواخته میشود و تا آنجایی که میدانیم نواختن نی به این صورت، که بی زبانه است و بصورت عمودی لای دو دندان قرار میگیرد و صداهای رنگارنگ از آن استخراج میشود مختص ایرانیان است.

نای بخاطر صدای مخصوص و بسیار متنفذش در مجامع متصوفه و عرفا دارای ارج و قرب خاصی است و مولانا جلال الدین رومی به آن اشارتهای فراوانی دارد. در موسیقی نواحی ایران انواع نای استفاده می شود و به باور خیلی نی هفت بند کامل ترین نای هاست.

نی هفت بند مناسبترین نای برای نواختن موسیقی ردیفی است که از بوته نی ساخته میشود، هفت بند آن شش سوراخ دارد که پنج تای آن در روی سطح استوانه و دیگری در پشت تعبیه شده است.

ساز نی مصداق کامل "سهل ممتنع" که در عین سادگی از دشوارترین سازهاست.

این ساز پر رمزو راز به وسیله سلاله ای معتبر از استاد به شاگرد تحویل و تا به امروز حفظ و حراست گردیده و نوازندگان قابل ملاحظه ای در نسل امروز فعالند که در دانشگاه ها و هنرستان ها و آموزشگاه ها مشغول تربیت استادان آینده این ساز میباشند.

Hassan Nahid
حسن ناهید
استاد و صاحب سبک معتبر و نامداری که زمان قاجار سر سلسله و "مکتب دار" نی بوده و و اصول بی بدیلی را بنا نهاد نایب اسدالله اصفهانی استاد مسلم نی است که در اواخر عصر قاجار میزیسته و حتی نوازندگان کنونی نی از دست پروردگان و تربیت شدگان آن مکتبند.

از سخنان قصار او چنین روایت است که گفته: " من نی را از اغل گوسفندان به دربار پادشاه برده ام"

یکی از شاگردان معتبر ایشان استاد مهدی نوایی که به استادی در نوازندگی نی شهرت بسزائی دارد. از شاگردان مهم و صاحب نام ایشام استاد حسن کسائی است که نی را بامهارت و قدرت و سلیقه مخصوص به خود مینوازد. و بالاخره از شاگردان معتبر استاد کسایی که گرد همایی و نکوداشت امروز به مناسبت تجلیل از ایشان ترتیب داده شده است، استاد حسن ناهید است.

حسن ناهید از فعال ترین و چیره دست ترین نوازندگان نی در ایران است. او نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور نیز از محبوبیت خاصی برخوردار است.

حسن ناهید با ایجاد هرگونه تحول در ساختار کنونی نی مخالف بوده و می گوید در کنسرتهایی که در سایر کشورها به اجرا پرداخته ام نوازندگانی که با ساز بادی آشنا هستند از سادگی نی حیرت کرده و از صدای ان همراه با لذت در تعجب بوده اند.

اگر ما در ساز نی دگرگونی ایجاد کنیم سازی شبیه به فلوت ناقص ایجاد کرده ایم.
حسن ناهید شصت و دومین بهار زندگی را تجربه کرده و همکار صمیمی و مهربان دانشگاهی ماست.
انسانی با اخلاق و فداکار در امر تدریس بوده و هنرمندی متواضع و فروتن در گروهنوازیست.

نصرالله ناصح پور
+ نوشته شده در  90/03/31ساعت 17:38  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
به بهانه مصادف شدن برگزاری همایش "نگرشی به میراث ساختار ساز نی " و جشنواره نی نوازان

هفته گذشته در آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی کشور همایشی با حضور دکتر حسین عمومی برگزار شد و دو مورد از پیشنهادات ایشان در مورد سازهای نی و تنبک به نمایش گذاشته شد.

در این جلسه که با حضور حسین دهلوی برگزار شد، حسین عمومی در مورد کلیدی صحبت کرد که ساخت آن به بیش از۳۰ سال پیش (کنسرت با گروه استاد پایور) باز می گردد و بوسیله آن نوازنده قادر است نت " سی" که یکی از نتهای مهم در تکنیک نی محسوب می شود را بوسیله این کلید (که در پایین نی نصب می شود) تولید کند. این نت در قسمت میانه گستره صوتی نی قرار می گیرد که عدم وجود آن موجب اجرا نشدن حرکتهای ساده ای مانند اجرای یک گام ساده یا یک پاساژ … می شود.

پس وجود چنین نتی در نی نقش حیاتی دارد و به هیچ وجه وجود آن به عنوان یک سرویس اضافه! مطرح نیست. (شاید اضافه کردن این کلید و تغییرات در بند آخر نی برای عده ای مانند اضافه کردن چند سیم به تنبک! برای اجرای ملودی باشد، ولی نباید فراموش کرد که اجرای یک گام بدون عیب و نقص جزء وظایف مسلم یک ساز ملودیک است)

اگر هم برا ی عده ای از نوازندگان عتیقه بودن از وسیله بودن ساز مهمتر است، سازهایی قدیمی تر از نی بدون کلید هست که بر نی هفت بند متداول هم از لحاظ تاریخی پیشی می گیرد! البته نوازندگان برجسته ای چون حسن کسایی ، حسین عمومی ، عبدالنقی افشارنیا ، جمشید عندلیبی و … این طرح را تحسین کردند؛ ولی بخاطر عدم وجود دیدگاه کلی در مورد ارزشهای موسیقی ، این تغییرات تا کنون به نتیجه نرسیده است.

در این میان شایعاتی هم بوجود آمده که گذاشتن کلید روی نی، این ساز را به یک فلوت ناقص تبدیل می کند! این دیدگاه بسیار غیرحرفه ای و غلط است؛ چرا که اگر برای تمام نتهای نی هم کلید بگذاریم این ساز با دندان نواخته می شود و بالاخره رنگ صدایی نی تولید می شود! البته شاید دلیل مطرح کردن چنین مسائل غیر علمی ، علاقه بعضی از اساتید به ساز تخصصیشان باشد که این علاقه حالت تعصب پیدا کرده و ساز را از وسیله موسیقی به هدف موسیقیدان تبدیل کرده است.

لازم به ذکر است؛ آثار جاودان نی از جمله : آلبوم "از کران زنده رود" ،آلبوم "پیام عشق " و تکنوازیهای حسن ناهید و بهزاد فروهری … همگی با نی بدون کلید اجرا شده اند ولی این موضوع دلیل بر انکار مشکل بزرگ نی در اجرای گامها و مخصوصا"در ارکستر، نیست! اگر پارتیتورهای ارکستر ایرانی را مشاهده کرده باشید، نقش ضعیف نی را به راحتی احساس می کنید؛ بی شک با وجود اشکال یاد شده در ساز نی هیچ آهنگسازی حاضر به دادن نقش های مهم در اثرش به سازی ناقص نیست.

این روزها که شاهد برگزاری جشنواره نی نوازان بودیم و نوازندگان ایران با غرور در این جشنواره می نواختند که حتی اشخاص آماتور هم تفاوت فاحش نی نوازان ایرانی را با نی نوازان سایر کشورها احساس می کردند! آیا بهتر نیست این اشکال نی ایرانی هم رفع شود تا نی مانند یک ساز قدرتمند در ارکسترهای ایران و جهان حاضر شود؟

گفتگوی هارمونیک : نظر به تقاضای بسیاری از دوستان برای آشنایی بیشتر با سازهای مختلف موسیقی و خصوصیات فیزیکی آنها، بزودی ستون ویژه ای برای این منظور در سایت گفتگوی هارمونیک در نظر خواهیم گرفت که در آن ضمن نقد و بررسی تاریخچه و فیزیک سازهای مختلف به روند تکاملی آنها نیز اشاره خواهیم کرد. همچنین قصد آن داریم تا شما را از نتیجه بررسی های انجام شده توسط اساتید و موسیقیدانهای داخلی و خارجی برای بهبود و تکامل سازهای مختلف آگاه سازیم.
+ نوشته شده در  90/03/31ساعت 17:34  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
4- گرما و رطوبت: اصل کلی در مورد تاثیر گرما در اجسام چوبی این است که باعث انبساط می شود. در مورد نی هنگامی که نوازنده مدت زمانی که به طور مداوم در نی می دمد، گرما و رطوبت هوای خارج شده از دهان، نی را گرم و مرطوب می کند. حال اگر بخواهیم اصل کلی را که بیان شد در مورد نی در نظر بگیریم، باید نتیجه بگیریم، گرما باعث انبساط نی شده و کوک آن را بم می کند. در حالیکه چنین نیست و هر چه نی از این نظر گرم تر و مرطوب تر شود کوک آن زیرتر میشود. به نظر می رسد این حالت در نتیجه امکان حرکت راحت تر و سریع تر مولکولهای هوا در سطح داخلی نی، بواسطه گرما و رطوبت ایجاد شده، میباشد.

نکته ای که در این مبحث بسیار حائز اهمیت میباشد، این است که قبل از اجرا حتماً نوازندگان نی باید مدتی با ساز تمرین کرده و ساز را به اصطلاح گرم نمایند، تا نی به کوک ثابت رسیده و در حین اجرا با تغییر کوک مواجه نشوند.

نکته دیگری که در مبحث کوک باید عنوان شود این است که استفاده از سه روش اول برای تغییر کوک می بایست به گونه ای باشد که هماهنگی بین فواصل و نت های ساز حفظ شده و تغییر کوک بطور یکنواخت و در تمامی فواصل ساز ایجاد شود که این امر مستلزم تسلط و مهارت نوازنده و نیز دارا بودن ذهن و گوش موسیقایی قوی است و اینکه نوازنده با استفاده از تجربه خود بتواند در هر موقعیت و شرایطی از یک یا چند روش ذکر شده، استفاده کند.

تریل: اجرای این تکنیک توسط نی با سرعت بالا ممکن است و بستگی به توانایی نوازنده،‌ در اجرای سریع این تکنیک دارد. شیوه ی اجرای آن به این ترتیب است که با سرعت بالا هرکدام از سوراخ هایی که به عنوان نت پایه تریل در نظر داریم، باز و بسته نماییم.

اجرای این تکنیک در نی چون بصورت مستقیم و بدون هیچگونه واسطه ای (مانند کلید) صورت می گیرد، دارای قابلیت زیادی از لحاظ سرعت می باشد. هرچند در اغلب قطعات ایرانی سرعت اجرای تریل از یک حدی فراتر نرفته، معمولاً نوازندگان نیز احساس نیازی برای بالا بردن سرعت اجرای این تکنیک نمی کنند. حال ذیلاً ‌به محدودیت های نی در اجرای تریل می پردازیم:

audio file بشنوید قسمتی از «در قفس» ساخته ابوالحسن صبا را با نی و توجه کنید به اجرا تریلهای آن

الف) اجرای تریل در حالتی که نت اشاره، "بمل یا دیز" است، در سرعت بالا تقریبا امکان پذیر نیست، زیرا نی برای اجرای فواصل نیم پرده سوراخ جداگانه نداشته و باید با گرفتن نیمی از سوراخ، این فواصل را اجرا کنیم. حال چنانچه بطور مثال بخواهیم روی نت پایه "لا"،‌ تریل به "سی بمل" بدهیم، باز و بسته کردن نصف سوراخ در سرعت بالا، به جهت حرکت انگشت از زاویه غیر معمول مفاصل انگشت بسیار مشکل است. با این حال عده ای از نوازندگان با لرزاندن انگشت روی سوراخ تا حدی این محدودیت را (نه به معنای دقیق کلمه) رفع می نمایند.

ب) در حالتی که نت پایه روی یک رجیستر است و نت اشاره روی رجیستر دیگر نیز اجرای این تکنیک غیر ممکن است. بطور مثال آخرین نت صدای دوم "لا" است و اگر نت اشاره، "سی" روی صدای سوم باشد، اجرای تریل غیر ممکن است. البته در نی معمولا نت جایگزین و مشترک می تواند در مواقعی این محدودیت را مرتفع نماید؛ بطوری که در مثال فوق می توان نت "لا" را از صدای سوم گرفت تا بتوان تریل را در این حالت اجرا کرد.

لازم به ذکر است این موارد را البته نباید جزو محدودیهای تکنیکی نی برشمرد،‌ ولی به جهت اینکه ممکن است برخی آهنگسازان از ساختار صدایی نی اطلاع کافی نداشته باشند و بخواهند بطور مثال در صدای بم با نت پایه "لا" تریل روی "سی" یا "سی بمل" بنویسند که در محدوده صدای اول نیست و هم زمان نیز نمی توان نت پایه در صدای اول باشد و نت اشاره روی صدای سوم.

همچنین شایان ذکر است که در نی کلید دار،‌ چون یک نت به محدوده صدایی نی از قسمت ابتدایی اضافه شده است، می توان بوسیله کلید روی نت پایه "سی" در صدای اول و دوم، تریل با اشاره به نت "دو" اجرا کرد که در نی هفت بند سنتی اجرای این کار غیرممکن است.

+ نوشته شده در  90/03/31ساعت 17:26  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
نی به عنوان تنها ساز رسمی بادی موسيقی ما، سازيست که قابليت توليد دو نوع صدای کاملا متفاوت از هم را دارد. در سازهای بادی موسيقی کلاسيک معمولا برای تغیير رنگ صدايی از وسيله اي به نام سوردين استفاده ميکنند که بنا به نظر آهنگساز از اين وسيله برای بيان بهتر حالت اجرای يک قطعه استفاده ميشود. سوردين وسيله ای است که در ساز قرار مي دهند و باعث مي شود صدای ساز به نحوی محسوس تغيير کند، به طوريکه اگر شنونده ای که با اين وسيله و کاربرد آن آشنا نباشد، تصور مي کند اين صدا از سازجديدی توليد مي شود.

در سازهای ايرانی اين وسيله تعريف نشده و اين سازها با رنگ طبيعی خود اجرا ميشوند که صرفا يک نوع صداست. مثلاً ساز تار دارای صدای مشخص و متمايز از سازهای ديگر است که نوازندگان اين ساز صرفا با همان صدای مشخص به نوازندگی ميپردازند و در ارکسترهای مختلف و در تکنوازيها شاهد صدای تعريف شده ی تار هستيم.

البته هر نوازنده ای بنا به خلاقيت خود به وسيله تغيير درتکنيک نوازندگی سعی ميکند صدای ساز خود را کمی متفاوت نشان دهد. برای مثال ميتوان به جابجا کردن زاويه و فرم مضراب توسط نوازنده ی تار اشاره کرد که در نهايت نيز تغيير بنيادی در صدای ساز به اين طريق صورت نمي پذيرد. مثال ديگر را میشود در نوازندگی تار با ناخن زد که آن هم فقط يک رنگ صدايی خاص است و با تغيير در دو صدای نی کاملا متفاوت است.

صداهای شاخص نی دو نوع است. صدای اول يا همان بم که معمولا مردم صدای نی را در اين فرم مي شناسند. صدای دوم یا همان بم نرم است. این صدا بر اساس طبقه بندی ای که سابقا" به دلیل عدم وجود نت "سی" وجود نداشته و معمولا در گذشته "بم نرم" را جزو سه صدای اصلی (براساس طبقه بندی صدایی قدیم) قرار نمیدادند ولی با تغییراتی که در ساختمان نی از سالها پیش توسط دکتر حسین عمومی در نی بوجود آمده و نت "سی" به نی افزوده شده، باید صدای اوج و غیث را در امتداد بم نرم قرار دهیم. صدای بم صدايی است با حجم صوتی بالا نسبت به اصوات ديگر نی اعم از اينکه به صورت لبی نواخته شود يا دندانی.

audio file بشنوید صدای بم نی را با اجرا محمد موسوی

امروزه هنرجوي نی، ميبايست ابتدا با اين صدا، نوازندگی را شروع کنند. چون هنگامی که هنرجو سعی در توليد صدا از نی مي کند، صدايی دورگه از ساز خارج ميشود که هم شامل صدای اول(بم) و هم شامل فواصل بالای صدای دوم (همان صدای اوج و غیث سابق) است. توضیح آنکه بر اساس طبقه بندی جدید، صدای "بم نرم" از چهار رجیستر صدایی تشکیل شده است: رجیستر اول، از نت "سی" (روی خط دوم حامل با کلید فا) شروع و تا "لا" (روی خط پنجم حامل با کلید فا) ادامه دارد. رجیستر دوم، یا همان صدای اوج سابق، از نت "سی" بالای خط حامل با کلید فا شروع و تا نت "لا" (بین خط دوم و سوم حامل با کلید سل) ادامه دارد.

رجیستر سوم، یا همان صدای غیث سابق، از نت "سل" (روی خط دوم حامل با کلید سل) شروع و تا نت "می" (بین خط چهارم و پنجم حامل با کلید سل) ادامه دارد. رجیستر چهارم، یا همان صدای پس غیث سابق، از نت "دو" (روی خط سوم حامل با کلید سل) و تا نت "فا " (روی آخرین خط حامل با کلید سل) ادامه دارد.

audio file وسعت نی کلید دار در صدای "بم نرم"

لازم به ذکر است که نی توانایی اجرای نت "سل" بالای خط حامل با کلید سل را هم دارد ولی بخاطر مشقاتی که اجرا کردن این نت دارد و نیز صدای نه چندان شفاف ، اکثر نوازندگان نی از اجرای این نت صرف نظر میکنند. برای اجرای این نت میبایست، خود ساز این قابلیت را داشته باشد که میزان هوا، زاویه دمیدن و فرم دهان و زبانی که مخصوص این نت است میباشد را تبدیل به صدا کند. (توضیحات بیشتر در رابطه با طریقه تولید صدای شفاف در رجیسترهای بالای صدای بم نرم در مقالات آتی داده خواهد شد.)

audio file بشنوید نت "سل" بالای خط پنجم حامل (با کلید سل) را در تمپوهای مختلف

اگر در اين حالت مربی او سعی کند صدای ساز هنرجو را به نحوی بسازد که صدای دوم توليد شود چند اشکال پيش ميايد.

اول اينکه هنرجو در ابتدا نميتواند بين رجیستر صدایی دوم و سوم بم نرم، تفاوتی را حس کند، مگر گوش موسيقايی او قوی باشد که اغلب اينگونه نيست و اين باعث ميشود بسا مدتی فرد سعی کرده، صدای دوم را از نی درآورد ولی درعمل صدای سوم يا حتی چهارم را توليد مي کرده و خود متوجه اين موضوع نبوده. زيرا در اوايل نوازندگی، فرد نفس خود را نمي تواند به خوبی کنترل کند و معمولا هوا را با فشار زياد و نوسان بالا وارد نی ميکند.

ولی درصدای بم به علت حجم زیاد این صدا، تبدیل رجیستر اول به رجیسترهای بعدی بم به نسبت بم نرم مشلکتر است و نیاز به فشار بیشتری برای دمیدن دارد،در این حالت نوازنده مبتدی بهتر میتواند روی صدای اول برای کنترل یکنواخت کردن دمیدن مانور دهد.

صدای بم نیز به مانند صدای بم نرم، از چهار رجیستر صدایی تشکیل شده و صرفا" رجیستر اول آن که همان صدای شاخص نی است قابل استفاده میشود و رجیستر های دیگر آن به دلیل نویز زیاد کار برد آنچنانی ندارد.

audio file به نمونه ای از اجرای وسعت نی با صدای بم توجه کنید

البته نت های ابتدایی رجیستر دوم به دلیل اینکه شباهت زیادی با صدای اصلی بم دارند، میتوان از آنها برای امتداد رجیستر اول بم تا یک اکتاو و نیم، یعنی از نت " سی" (روی خط دوم حامل با کلید فا) تا نت "فا" (بین خط اول و دوم روی کلید سل) استفاده کرد.

audio file به نمونه ای از اجرای حسین عمومی در این مورد توجه کنید

دوم فردی که ابتدای نوازندگی خود را با صدای بم شروع کرده به راحتی ميتواند در ادامه صدای دوم را بسازد، زیرا پس از مدتی هنرجو کنترل دميدن در نی را بدست آورده و به ترتيب و توالی نتهای محدوده ی صوتی بم آشنا شده و صدای دوم را نيز که از نظر ترتيب نتها همانند صدای بم است، با اندکی تمرين و بدون اينکه با فواصل ديگر ترکيب شود، ميتواند اجرا کند.

صدای بم را در حالت نوازندگی دندانی نی باید صدای اصلی محسوب کرد، يعنی صدای پايه ای نی همان بم است و صداهای ديگر از مشتقات بم به حساب ميايند. برای روشن شدن مطلب و اينکه بر چه اساس صدای اصلی نی، بم است ميتوان صدای انسان را مثال زد.

صدای طبيعی و اصلی انسان همان صداييست که با آن صحبت ميکنيم و حتی در محدوده طبيعی خود آواز مي خوانيم. حال اگر سعی کنيم از حد صوتی خود فراتر رويم مجبور ميشويم با اندکی تغيير در فرم و استيل صدايی، وارد صدای ديگری شويم که اصطاحاً صدای فالست(folse ) نامگذاری شده است. در نی نيز همين تغييرات را ميتوان ديد. اگر صدای بم را همانند صدای طبيعی انسان در نظر بگيريم، رجیسترهای دوم و سوم نی همان صداهای غير طبيعی يا فالست مي باشد.

+ نوشته شده در  90/03/31ساعت 17:19  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
دستگاه چهارگاه :

دستگاه چهارگاه از نظر علم موسیقی یکی از مهمترین و زیباترین مقامات ایرانی است. گام آن مانند شور و همایون پایین رونده و مثل گام ماهور و اصفهان بالارونده می باشد، چرا که در دو حالت محسوس است. یعنی می توان گفت که این گام، مخلوطی از گام سه گاه و همایون است و اگر نت دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم، ماهور تبدیل به چهارگاه می شود.

audio file درآمد چهارگاه با صدای ادیب خوانساری و تار ابراهیم سرخوش

در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشو و دو علامت ربعی فرو شو با هم وارد شده اند و فواصل درجات این گام نسبت به تونیک عبارتند از : دو نیم بزرگ ، سوم بزرگ ،چهارم درست ، پنجم درست ، ششم نیم بزرگ ، هفتم بزرگ و هنگام، که دانگهای آن هم با یکدیگر برابر است. نت شاهد (تونیک) این دستگاه نیز در راست کوک «دو» است. حالت آغازین درآمدهای چهارگاه، با نت «لا» بسیار واضح و مشخص است و به این وسیله به راحتی می توان آن را از سایر گامها تشخیص داد.

گام چهارگاه

از میان مقامات ایرانی و بخصوص موسیقی مشرق زمین، شور، سه گاه و چهارگاه هستند که از این میان، مقام چهارگاه از همه مهمتر است. چهارگاه را گامی کاملاً ایرانی و خالص می دانند. این گام با گام بزرگ (ماژور) ارتباط دارد چرا که مانند گام بزرگ بالا رونده است. سوم بزرگ مانند گام بزرگ است_ دانگهایش مثل گام بزرگ (ماژور) مساوی بوده و فاصله ی آخر آنها نیم پرده است_ و همین طور فاصله ی هفتم آن مانند هفتم گام بزرگ است و فاصله ی محسوس تا تونیک نیم پرده می باشد.

audio file مخالف چهارگاه با صدای رامبد صدیف

از طرف دیگر این چهارگاه با گام کوچک (مینور) نیز ارتباط دارد و به طریقی تمامی گامهای مختلف در یک جا جمع شده اند و بهترین صفات هر گام را انتخاب کرده تا گام چهارگاه را با صفات عالی تشکیل دهد. گام چهارگاه هم از نظر آوایی و هم گوشه های مشترک، شباهت زیادی با گام سه گاه دارد. چهارگاه در گوشه زابل، کمی به اوج می رود. این گوشه با این که نت شاهد و ایست ثابتی ندارد ولی از حالت ریتمیک و ضربی بالایی برخوردار است ولی از این نظر، هیچ وقت به پای گوشه مخالف نمی رسد. مخالف اوج زیبایی چهارگاه است. حصار گوشه ای است که در عین زیبایی، کمی از نظر کوک برای نوازندگان بخصوص سنتورنوازان، مشکل ساز می شود. زیرا برای اجرای این گوشه در ادامه ردیف چهارگاه، بایستی نت »فا« را دیز کوک کرد (البته در راست کوک). یعنی نت فا، نیم پرده زیر می شود. این گوشه تا حدودی معادلات چهارگاه را به هم می ریزد و برای اینکه بتوان به ادامه ردیف پرداخت، بایستی فرودی مجدد به درآمد داشته باشیم. گوشه منصوری نیز معمولاً پایان بخش دستگاه چهارگاه است. حالات کرشمه، بسته نگار، حزین و زنگ شتر، به زیبایی در تمام چهارگاه، خودنمایی می کنند.

audio file گوشه زابل با نوازندگی سه تار استاد سعید هرمزی

آواز چهارگاه نمونه جامع و کاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ملی ماست. چرا که درآمد آن مانند ماهور، موقر و متین است و شادی و خرمی خاصی دارد. در ضمنی که آواز زابل در همه دستگاه ها و در اینجا حزن و اندوه درونی در آواز ما دارد. آوازی نصیحتگر ، تجربه آموز و توانا مانند همایون دارد و آواز مویه و منصوری غم انگیز و حزین است. پس این دستگاه نیز به دلیل کمال خود هم گریه و زاری می کند و هم شادی می آفریند و گاهی مسرور و شادمان است و گاهی نیز غم انگیز و دلشکسته و با توشه ای از متانت و وقار عارفانه شرقی.

اما روی هم رفته چهارگاه را می توان دستگاهی محسوب کرد که مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالی انسانی را در کنار خصایص و محسنات انسانی صبور و شکیبا دار است.از ناکامی ها و نا امیدی ها اشک غم می ریزد و در شادی ها و خوشی ها اشک شوق و سرور. این دستگاه، بهترین گزینه برای ساخت قطعات و تصانیف ملی میهنی و حماسی است به طوریکه به زیبایی می تواند حالت شوق و افتخار وصف ناپذیری را در شنونده بوجود آورد. نوازندگی در این دستگاه با هر یک از سازهای ایرانی، زیبایی خاص خود را دارد ولی هنگامی که تارنوازی به اجرای چهارگاه می پردازد، چیز دیگری است.

******

آواز ابوعطا :

ابوعطا از مهمترین ملحقات شور به حساب می آید و نیز از کامل ترین آنها. انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می اندیشد. به این ترتیب تا اندازه ای می توان نتیجه گرفت, کسانی که بیشتر به آواز ابوعطا علاقه دارند و آن را بیشتر از سایر دستگاهها گوش می دهند, انسانهای نسبتا گوشه گیر اند که دراویش هم از آنها مستثنا نیستند. تونیک (نت شاهد) این آواز, نت «دو» بوده (البته در راست کوک) و مشخص ترین حالت آن, اجرای صعودی سه نت لا- سی - دو (یعنی یک پرده پایین تر از آواز دشتی) است. این آواز معمولا از نت های «لا» یا «سل» آغاز شده و با همین نت ها نیز ختم می شود.از نظر نت شاهد و نت ایست, آواز ابوعطا با دستگاه نوا, مشابه است.

audio file آواز ابوعطا با صدای استاد رضاقلی میرزاظلی

آواز ابوعطا از نظر حالت موسیقایی, مشابهت زیادی با موسیقی عربی دارد و شاید در طول تاریخ, از یکدیگر بهره هایی نیز برده باشند. گوشه بسیار مفصل و در عین حال زیبایی در ابوعطا وجود دارد که به «حجاز» معروف است که به عنوان اوج آن محسوب می شود. بسیاری از موسیقیدانان گذشته و حتی حال, این گوشه را یک آواز مستقل از ابوعطا می دانند. نت شاهد این گوشه که حالت ضربی بسیار جالبی نیز دارد, «ر» است (مانند آواز دشتی) به همین دلیل, به راحتی می توان از این گوشه وارد آواز دشتی شد و مرکب نوازی و یا مرکب خوانی پرداخت.

بسیاری حجاز را با دشتی اشتباه می گیرند, در حالیکه در حجاز هرگز «ر» کُرن استفاده نمی شود. اوج زیبایی ابوعطا, در حجاز نمایان می شود و می توان گفت که تقریبا حالتی کوچه بازاری و عامه پسند دارد و برای فهم آن, نیازی به تامل کردن نیست. حالت «کرشمه» و «حزین» در ابوعطا بسیار دلنشین است. تقریبا تمامی گوشه های ابوعطا حالتی متفاوت با درآمد ابتدایی دارند و معمولا نت شاهدشان, نت ثابت و مشخصی است. به همین خاطر تمییز دادن گوشه های ابوعطا از یکدیگر, کار آسانی می باشد.

audio file تصنیف قدیمی ابوعطا

فرود ابوعطا به تمامی ملحقات شور و حتی برخی از دستگاههای دیگر, امکان پذیر است ولی به مهارت خواننده و نوازنده بستگی دارد. شاید تمامی گوشه های ابوعطا, حالت ضربی نداشته باشد, اما از گوشه هایی چون «چهارباغ (چهارپاره)» و حجاز, بسیار در ساخت ضربی و تصنیف استفاده می شود.

تصنیف قدیمی :

ما در خلوت به روی غیر ببستیم

از همه باز آمدیم و با تو پیوستیم

در همه چشمی عزیز و پیش تو خاریم

در همه عالم بلند و پیش تو پستیم

مردم هوشیار از این معامله دورند

شاید اگر عیب ما کنند که مستیم 

******

+ نوشته شده در  90/02/02ساعت 19:30  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

بعد از مدت ها توانستم نی نوازی های نایب اسدالله ( بزرگترین استاد نی ) را که مربوط به قرن ۱۲ هجری شمسی است ، پیدا کنم تا در اختیار شما و علاقمندان به نی قرار دهم. این تک نوازی ها همراه با آواز آقا حسین تعزیه خوان می باشد که من فقط نی نوازی های نایب را انتخاب و برای دانلود قرار دادم. ارزش این آثار بیشتر از لحاظ قدمت و اصالت آن است. در این آهنگ ها شما می توانید احاطه کامل بر ردیف سازی و آوازی ، مهارت بسیار در جواب آواز ، نفس مرتب ، صدا دهی عالی ویژه نی نوازی موسیقی ردیف و همخوانی با صدای سایر سازهای ایرانی را شنیده و درک کنید. این قطعات را حتما گوش کنید :

audio file تکنوازی نی نایب اسدالله - آواز بیات اصفهان ، راک و بیات ترک - قرن ۱۲ هجری شمسی

*****

معرفی اساتید مکتب اصفهان - قسمت چهارم

استاد حسین یاوری

 استاد حسین یاوری

استاد حسین یاوری - نوازنده و حافظ ردیف سازی نی

یکی از شاگردان ( با واسطه ) نایب اسدالله ، استاد حسین یاوری بود.نام «نى» با نام استاد حسن كسايى گره خورده است و به اين لحاظ در فضاى عمومى موسيقى ايرانى كمتر كسى به شيوه هاى ديگر نواختن نى، متفاوت از شيوه استاد كسايى ، توجه مى كند. يكى از اين «شيوه هاى ديگر» شيوه زنده ياد حسين ياورى بود. ياورى نى نواز نابينايى بود كه بنابه روايت هم عصرانش بيش از هر نوازنده ديگرى در كار يافتن و ضبط گوشه هاى موسيقى ايرانى تلاش كرد، اما به سبب فضايل اخلاقى خاصى كه داشت نه تنها مانع از ضبط صداى سازش مى شد، بلكه به دشوارى نيز دانسته هاى خود را به ديگران مى آموخت.

 audio file تکنوازی نی و آواز استاد حسین یاوری در مایه شوشتری به یاد استاد نور علی برومند

خسرو سينايى در سال هاى دهه ۵۰ درباره او فيلم مستندى ساخته است. مرحوم حسین احمدیان ملقب به یاوری فرزند عباس به سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در خطه زنده رود اصفهان چشم به جهان باز کرد. در سن ۱۴ سالگی پدر را از دست داد و به ناچار تحت سرپرستی مادر قرار گرفت. استاد یاور در کوچکی شاگرد چاقو سازی در اصفهان بود. یک روز صدای نی چوپانی را می شنود و پیش چوپان می رود ، نی چوپان را می گیرد و در مواقع بیکاری در مغازه نی میزد. تا اینکه روزی نایب اسدالله از آنجا عبور می کند و صدای نی یاوری را می شنود ،  نی را از وی گرفته و یک قطعه در آواز دشتی می زند که استاد یاور همیشه از آن صدای ملکوتی یاد می کردند و بعد یاور را نزد شاگرد خود مهدی نوایی جهت فراگیری نی می فرستد.

استاد حسین یاوری

استاد حسین یاوری - در آخرین سال های عمر خویش

استاد نور علی برومند زمانی نزد استاد حسین یاوری در اصفهان آمده بودند و از دقت استاد یاوری در اجرای فواصل و ریزه کاری های موسیقی بسیار تعریف می کردند. استاد یاور دارای استعداد و هوش و حافظه ای قوی و استثنایی بود و در حفظ و ترویج موسیقی همواره کوشا بود و در اثر زحمات شبانه روزی ، بیش از ۴۸۶ گوشه و مقام در دستگاه های مختلف و آوازهای ایرانی را به طور کامل از بر داشت. استاد یاوری تا پایان عمر همسر اختیار نکرد و در اواخر عمر به علت عناد و دشمنی در یکی از شهرهای ایران او را مسموم کردند و در غذای او جیوه ریختند و در نتیجه او نابینا شد.

 audio file معرفی و سفارش محمد حدادیان به استاد نور علی برومند از طرف استاد حسین یاوری

ياورى در باغ كوچكى زندگى مى كرد كه آقاى كاشفى (كه از مريدان او بود) آن باغ را به او هديه داده بود. اين باغ در خيابان مجمر اصفهان واقع بود و ميعادگاه دوستان و دوستداران موسيقى بود. شخصيت هاى مختلف علمى، فرهنگى، هنرى و اجتماعى از شهر هاى مختلف به باغ ياورى مى آمدند و از محضر او بهره مى بردند از جمله استاد نور علی برومند ، مرحوم مجد استاد تار، روان شاد استاد اسدالله ملك و استاد پرویز یاحقی و استاد تاج اصفهانی و .... استاد جلال تاج اصفهانى درباره ياورى می گفت: «ياورى استاد است و رديف ها و گوشه هاى بسيارى را بلد است ولى خيلى باهوش است و آنچه مى داند براى همه نمى گويد مگر براى اهل معرفت.»

شاگردان استاد یاوری

شاگردان استاد یاوری

استاد عباس کاظمی - استاد عباس قاضی - استاد احمد هنرمند - استاد محمد حدادیان

ياورى براى شاگردانش وقت صرف مى كرد و در طول ۵۰ سال عمر پر افتخارش بیش از هزاران نفر از محضرش استفاده کردند. بعضی از این شاگردان در نی : استاد عباس کاظمی ، احمد هنرمند ، مرحوم عباس مدینه ، حاج محمد بطانی ، عباس قاضی و محمد علی حدادیان و تعداد بیشمار دیگری از هنرمندان معاصر است. روحش شاد و یادش گرامی باد ...

 audio file تکنوازی نی استاد عباس کاظمی ( شاگرد استاد یاوری ) در مایه دش

+ نوشته شده در  90/02/02ساعت 19:7  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

معرفی اساتید مکتب اصفهان - قسمت اول

بعد از عصر صفوی و دوره خفقان و اختناقی که توسط پادشاهان صفوی به وجود آمده بود ، دوره جدیدی در موسیقی در زمان حکومت قاجار ها پدیدار گردید . در زمان صفویان به علت مخالفت شدید پادشاهان ( به دلایل مذهبی ) هیچ کس نمی توانست به ارایه کار موسیقی به صورت علنی بپردازد ، به طوری که هر کاری و هرکسی به شدت سرکوب می شد .

ولی همیشه راه حل هایی برای مقابله با زور وجود داشته و دارد و مثل همیشه با جبر وظلم نمی توان کاری از پیش برد. موسیقیدانان ایرانی در آن زمان راه حلی برای ارایه موسیقی با مجوز آن زمان ( وزارت فرهنگ و ارشاد صفویه ! ) پیدا کردند و آن اجرای موسیقی و آوازها به شکل تعزیه و روضه و ... از این قبیل مراسم بود. آنها گوشه های آوازی ایرانی را در قالب مراسم های اینچنینی ارایه می کردند. ( مراسم هیئت ها و سینه زنی های امروزی به جا مانده از همین دوران است. )

در دوره قاجار و پایان دوران سیاه موسیقی ، اهل هنر دوباره به گردآوری موسیقی ایرانی به صورت مدون و منظم برآمدند تا از نابودی آن جلوگیری کنند. در اصفهان به دلیل پایتخت بودن در آن زمان ، اساتید بسیاری حضور داشتند که این اطلاعات موسیقیایی را سینه به سینه منتقل کردند.

اوج هنر و آواز ایرانی در زمان ناصرالدین شاه قاجار بود. حال به اساتید مکتب اصفهان اشاره ای می کنم و زندگی هر کدام را به اختصار بیان خواهم کرد :

اساتید آواز در مکتب اصفهان

● اساتید آواز ایرانی

۱- سید عبدالرحیم اصفهانی : در راس استادان آواز ایرانی قرار دارد و امروزه هر چه که از آواز اصیل ایرانی می شنویم و به جای مانده از این استاد درویش مسلک است. سید عبدالرحیم اصفهانی در سال ۱۲۳۲ خورشیدی در محله دربکوشک اصفهان به دنیا آمد. اشعار بسیاری از حفظ داشت و در خواندن آواز با اصول و تئوری موسیقی همچنان تا به امروز بی همتاست. جلال الدین همایی از نام آوران ادبیات فارسی در کتاب هنر و هنرمندان در مورد سیدرحیم می نویسد: به گفته همه ارباب فن ، خاتم موسیقیدانان ایران بود.  آوازش در ملاحت و رسایی و گیرایی از مواهب آسمانی شمرده می‌شد و موسیقی شرقی را هیچ‌کس بهتر از او نمی‌دانست. از خود نیز ابتکاراتی تازه داشت و گوشه‌های مخصوصی ابداع کرده بود و آواز شهرتش از اصفهان به اقصی بلاد ایران رسیده عموم خوانندگان و نوازندگان ایران به استادیش می‌ستودند و بشاگردی وی مباهات می‌کردند. »سید رحیم در کنار« نایب اسدالله» نی زن چرب دست، قطعاتی بسیار در محافل آنزمان اجرا کرد که یادگارهای متعددی از آن دوره بر جای مانده است. از شاگردان برجسته آواز این استاد می‌توان به «تاج اصفهانی »، « ادیب »،«حبیب شاطرحاجی»  و .... اشاره کرد. ولی شاگرد برجسته و بزرگ ایشان میرزا علی قاری بورد. 

سید رحیم اصفهانی در ۱۳۱۴خورشیدی چشم از جهان بست و مقبره وی در تخت پولاد اصفهان، واقع است. آیین بزرگداشت وی پس از هفتاد سال انزوا و غربت توسط انجمن اصفهان پژوهان و دوستداران میراث فرهنگی مورخ ۳۰/۱۰/۱۳۸۴برگزار شد.

 

۲- میرزا علی قاری : اطلاعات زیادی از زندگی شخصی ایشان در حال حاضر ندارم. ولی در آینده اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار می دهم. همین قدر بگویم که از شاگردان سید رحیم ، بسیاری از آنان را شما می شناسید و صدای آنها را بر روی صفحات و نوارهای مختلف شنیده اید مانند آقای تاج اصفهانی و ادیب خوانساری و ... ولی فرق عمده و اساسی این شاگردان با آقای میرزا علی قاری این بوده است که آنها ردیف سید رحیم را با تغییرات و دست کاری هایی که شاید به خاطر سخت بودن و عدم درک کامل گوشه ها بوده است ، در دوره های بعدی انتقال و آموزش دادند. ولی میرزا علی قاری بدون هیچ گونه تحریف ، ردیف ها و گوشه های آوازی را ، دست نخورده و کامل به شاگردان خود آموزش دادند. که علت برجسته بودن ایشان نسبت به دیگر شاگردان سیدرحیم همین مطلب است. میرزا علی قاری تنها کسی بود که تا آخرین لحظه ها دوش به دوش سید رحیم بود و از ایشان جدا نشد.

اساتید نی در مکتب اصفهان

● اساتید نی

۱- نایب اسدالله اصفهانی ( ملقب به خداوندگار نی ) : این استاد از موسیقیدانان معروف و از نوازندگان برجسته نی در ایران بوده است. او دارای گوشی حساس ، انگشتانی چابک و قریحه و استعدادی کم نظیر بود. تا قبل از استاد نایب اسدالله اصفهانی ، نی را به شیوه نوازندگی با لب ( به اصطلاح عامیانه ، چوپانی ) می نواختند و استاد نایب اسدالله اولین کسی بود که شیوه اجرای نی را به شیوه امروز یعنی گذاشتن نی در بین دندان های پیشین نوازنده اجرا کرده است و پس از او شاگردان ایشان به راه او در این شیوه ادامه دادند.

نایب اسدالله ( خداوندگار نی ) ، نی نوازی بود که در سفر ناصرالدین شاه به انگلستان با او همراه بود و برای ملکه وقت نی نواخت. ملکه در میان حضار گفت : « باید اعتراف کرد این مرد ایرانی با چوبی خشک که بیش از چند سوراخ در آن دیده نمی شود ، چنان غوغایی کرد که تمامی سازهای پیشرفته امروزی را منهدم ساخت ! »

جمله معروف او را حتما شنیده اید : « من نی را از آغل گوسفندان به دربار پادشاه بردم. » نایب ردیف ها و گام های گمشده موسیقی را پیدا کرد.

۲- مهدی نوایی : استاد مهدی نوایی ، بزرگترین و بهترین شاگرد نایب اسدالله اصفهانی بود. از آثار وی چند تک نوازی و چند همنوازی با آواز پروانه و سه تار عبدالله دادور ( قوام السلطان ) را می توان نام برد. او در سال ۱۲۸۵ در اصفهان به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۶ دار فانی را وداع گفت . از بزرگترین شاگردان وی استاد حسن کسایی و استاد حسین یاوری بودند.

 استاد مهدی نوایی

استاد مهدی نوایی - برترین شاگرد نایب اسدالله

۳- استاد حسین یاوری : یاوری نی نواز نابینایی بود که بنا به روایت هم عصرانش بیش از هر نوازنده دیگری در کار یافتن و ضبط گوشه های موسیقی ایرانی تلاش کرد، اما به سبب فضایل اخلاقی خاصی که داشت ، نه تنها مانع از ظبط صدای سازش می شد ، بلکه به دشواری نیز دانسته های خود را به دیگران می آموخت. با مرگ او در نخستین سال های بعد از انقلاب گنجینه ای از دانش و موسیقی نیز به خاک رفت. او در تمام عمر در فقر ، در اتاقی محقر در باغی نیمه ویران در حاشیه زاینده رود اصفهان زندگی می کرد و شاید شفاف ترین صدای ضبط شده ساز او مربوط به فیلم مستندی باشد که خسرو سینایی در سال های دهه ۵۰ درباره او ساخته است. استاد حسین یاوری در سال ۱۲۸۵ در خانواده ای فقیر متولد شد. در کودکی پدرش را از دست داد. روز ها کار می کرد و عصر و شب به درس و تمرین می پرداخت.

پس از علاقمندی به نی ، یک ساز نی تهیه کرد و راه نى نوازى را پيشه كرد و بالاخره در برخوردى كه با استاد نائب اسدالله داشت به شاگردى ايشان پذيرفته شد. ولى استاد نائب اسدالله به دليل كهولت او را به برجسته ترين شاگرد خود «مهدى نوايى» سپرد و اين استادوشاگردى تا پايان عمر استاد نوايى ادامه داشت.

شاگردان استاد یاوری : ۱ - استاد عباس غازی ۲ - استاد عباس کاظمی ۳ - استاد هنرمند ۴ - جناب آقای شیخ صراف و ... بودند .

استاد تاج اصفهانی درباره یاوری می گوید : « ياورى استاد است و رديف ها و گوشه هاى بسيارى را بلد است ولى خيلى باهوش است و آنچه مى داند براى همه نمى گويد مگر براى اهل معرفت. »

یاوری معتقد بود كه موسيقى از «فارس» شروع مى شود، در «اصفهان» تكوين مى يابد و در «تهران» خراب مى شود. ( عین حقیقت را گفته اند ! )

بار ها مى گفت موسيقى ما ۲۴ دستگاه بود و هر كدام را در ساعت خودش مى نواختند تا اثر گذار باشد و ۲۴ بيت  براى اين ۲۴ دستگاه مى خواند.   روحش شاد ...

استاد یاوری بزرگترین نوازنده نی

استاد حسین یاوری ، او و حسن کسایی هر دو از بهترین شاگردان مهدی نوایی بودند.

 

+ نوشته شده در  90/02/02ساعت 19:1  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

نی با همه ویژگی های خاص خود و با همه زیبایی هایی که در صدای آن نهفته است ، گاهی اوقات با کم توجهی و حتی بی توجهی مواجه می شود . قدیمی ترین و اصیل ترین ساز موسیقی ایرانی ، ساز نی می باشد . نی از نظر صدا دهی و تعداد هارمونیک های صوتی ، غنی ست و صدایی دل نشین دارد . تولید صداهای مطلوب از نظر صدادهی و تن و اجرای فواصل صحیح موسیقی در این ساز بسی مشکل است .

لطيف‌ترين صداى سازهاى ارکستر موسيقى ايرانى بى‌شک متعلق به نى است. نى يا ناى قديمى‌ترين ساز بشر است. انواع و اقسام اين ساز در موسيقى‌هاى مقامى ايران وجود دارد و نوع متداول آن در موسيقى رسمى رديف دستگاهی ، نى هفت بند است. نى از خيزران‌هاى آماده که با تکنيک خاص سوراخ مى‌شوند و مجوف مى‌گردند، تهيه مى‌شود. تکنيک نواختن نى به شيوه امروزى را از استاد نايب اسدالله اصفهانى مى‌دانند. از نى بيشتر در تکنوازى استفاده مى‌شود و از چهل سال گذشته به همت استاد حسن کسايى وارد ارکستر شده است.

چند روز پیش که داشتم محصولات شرکت ماهور را نگاه می کردم ، فکر جالبی به ذهنم رسید . شرکت ماهور در حرکتی جالب اقدام به جمع آوری و گردآوری آثار مختلفی در شاخه بندی های مختلف ، در صد سال اخیر کرده است و آثاری مثل صد سال آواز ، صد سال تار ، صد سال سنتور و ... را برای علاقمندان به آواز و این ساز ها ارایه کرده است . اما در کمال تعجب می بینیم که برای قدیمی ترین و اصیل ترین ساز ما ، یعنی نی چنین اقدامی صورت نگرفته است ، در حالی که به نظر من نی یکی از قوی ترین و مناسب ترین ساز ها برای جواب آواز ایرانی و انتقال حس ردیف ها و دستگاه ها و گوشه های موسیقی ما به شنونده است .

به همین علت من تصمیم گرفتم که به تقلید از شرکت ماهور ، کار آنها را کامل تر کرده و مجموعه ای از قطعات نی نوازی و تکنوازی های نی ، از صد سال گذشته تا به امروز برای دانلود با نام صد سال نی در اختیار علاقمندان به ساز نی قرار دهم .

از نوازندگان نی از صد سال پیش تاکنون می توان : استاد نایب اسدالله اصفهانی ، مهدی نوایی ، حسین یاوری ، حسن کسایی ، عباس کاظمی ، محمد موسوی ، محمد علی کیانی نژاد ، حسن ناهید و جمشید عندلیبی و ... را نام برد . من با توجه به آرشیوی که از نی در اختیار داشتم و با توجه به سلیقه شخصی خودم قطعاتی را برای این مجموعه انتخاب کردم که امیدوارم مورد توجه شما نیز قرار بگیرد :

صد سال نی هفت بند ایرانی

 

 

 

دستگاه یا آواز

زمان

دانلود

1

نایب اسدالله اصفهانی

بیات اصفهان و بیات ترک

3:23

2

صفدرخان

دوگاه

0:57

3

حسین یاوری

شوشتری

4:17

4

عباس کاظمی

دشتی

3:55

5

حسن کسایی

شور

9:39

6

محمد موسوی

دشتی

3:32

7

حسن ناهید

ماهور

1:34

8

محمد علی کیانی نژاد

بیات اصفهان

2:52

9

جمشید عندلیبی

نوا

2:15

10

حسین سرکوب

بختیاری

1:11

11

حسین عمومی

چهارگاه 

3:29

12

پاشا هنجی

افشاری

1:35

13

علیرضا بس دست

چوپانی

1:28

 

نکته ای که باید اضافه کنم این است که نفر آخری که در این لیست قرار داده شده ، یعنی آقای علیرضا بس دست ، شاید برای بسیاری از شما ناآشنا باشد ولی من اولین باری که صدای نی را درک و احساس کردم ، قطعه ای بود که آقای بس دست در مایه دشتی ( چوپانی ) در آهنگ رازدل اجرا کرده اند . به همین علت بنده اسم ایشان را در این لیست قرار دادم . همچنین قطعه شماره 11 ( حسین عمومی ) قطعه 2 نوازی نی و تار است که در دستگاه چهارگاه گوشه زنگوله توسط حسین عمومی و استاد علیزاده اجرا شده است .

+ نوشته شده در  90/02/02ساعت 18:43  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
نغمه وبلاگ






می و میخانه

آواز : شاهزیدی

+ نوشته شده در  90/02/02ساعت 18:38  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
راست پنجگاه

اين دستگاه پرمسئله ترين آواز ايراني است .
چرا ؟
چون اين دستگاه مدتها به دلايلي اجرا نمي شده !
چرا ؟
چون اين طور شايع شده بود که دستگاه واقعا مشکلي است و کسي را ياراي از عهده بر آمدن آن نيست ؟! مگر استادان استخوان خرد کرده و ... !
نخستين اجراي رسمي راست پنجگاه در جشن هنر شيراز در سال 55 در شيراز توسط هنرمندان ارجمند شجريان و لطفي انجام شد و البته از آن تاريخ تا کنون به نوعي "مد" شده است و همه هنرمندان سعي مي کنند ، يک بار هم که شده آن را اجرا کنند تا مهارت خود بر رديف موسيقي را به ديگران نشان بدهند .
اما سوال اينجاست که مشکل اجراي راست پنچگاه چيست ؟
از نظر پرده بندي راست پنجگاه کاملا شبيه ماهور است بطوريکه شنونده ناآشنا اين دو را عموما اشتباه مي گيرد .
* جالب است بدانيد از نظر اجرا با ساز ، اصولا آوازهايي مشکل ترند که فاصله بين پرده هاي آنها بيشتر باشد که شامل همايون و بويژه چهارگاه مي شود . (که قطعا نوازندگان ساز ، مخصوصا تار نوازها اين مطلب را تاييد مي کنند)
پس فرق راست پنجگاه و ماهور چيست ؟
راست پنجگاه دستگاهي است که تحريرها در آن پايين رونده هستند در حاليکه ماهور برعکس بالا رونده هستند .
که اين مسئله نيز قطعا نبايد مشکلي باشد .
اما تنها نکته اي که هنر راست پنجگاه مي باشد مرکب نوازي و مرکب خواني در آن است بطوريکه از قديم رسم بوده که کسي که همه آوازها را به خوبي فرا مي گرفته به عنوان پايان دوره راست پنجگاه را آموزش مي ديده ، که نوعي تمرين براي مرکب خواني نيز بوده است .
ولي از آنجا که گام ماهور و راست پنجگاه دقيقا يکي است پس بايد منطقا همان کارهايي که در راست مي توان انجام داد در ماهور هم انجام داد که البته انجام هم مي شود .
يعني در ماهور هم مي توان مرکب خواني هاي زير را انجام داد :
* از شکسته به افشاري
- که بعدا مي توان به عراق و از آنجا به بيات ترک هم رفت .
* از دلکش به شور
- و با اجراي گوشه هاي قرچه ، رضوي ، حسيني و ... ، همه گوشه هاي شور را اجرا کرد .
- البته با ورود به شور عملا راه اجراي دشتي و ابوعطا هم باز مي شود .
* از راک به اصفهان
- از اصفهان به مخالف سه گاه و ...
- يا از اصفهان به عشاق و سپس شور رفت و ...
که دقيقا همان کارهايي است که در راست پنجگاه هم انجام مي دهند .
اصولا مرکب نوازي بر پايه هاي علمي استوار است و با دانستن راه درست با تمرين مي توان از همه دستگاهها به بقيه دستگاهها وارد و خارج شد .
بنابراين مي بينيد که راست پنجگاه هيچ پيچيدگي نسبت به ماهور و يا ساير آوازها ندارد و اين مطلب با اجراهاي فراواني که اخيرا نيز از آن انجام شده به اثبات رسيده است ؛ مانند :
شجريان : راست پنجگاه – چشمه نوش - فرياد
گلپا : اجراي خصوصي با ميلاد کيايي در آمريکا
ايرج بسطامي : فسانه با کيوان ساکت
ناظري : (نيز چند سال پيش آن را اجرا کرده بود که نام آلبوم را فراموش کرده ام ).
افتخاري : مقام صبر با مشکاتيان
و... حتي با ساز هم بسيار اجرا شده که نمونه حاضر (آلبوم "بهار گلها" با اجراي هنرمندانه استادان جواد معروفي و همايون خرم) يکي از آنهاست و يا :
احمد عبادي در آلبوم دو نواره .
همايون خرم و جليل شهناز در مجموعه 12 مقام .

* پايان سخن اينکه به خاطر عدم آگاهي کافي عموم ، عده اي راست پنجگاه (و همچنين نوا) را در حد پيچيده ترين آواز ايراني بالا برده اند و از دسترس هنرجويان آن را خارج کرده اند در حاليکه همانطور که گفته شد اين مسئله اصولا واقعيت ندارد و يا دست کم به آن پيچيدگي هاي گفته شده نمي باشد و اگر آسان تر نباشد ، مشکل تر هم نيست .

بهار گلها
جواد معروفي – همايون خرم
دستگاه : راست پنجگاه


 توجه : پسورد فايلهاي زيپ، www.harmonia.ir مي باشد.

عنوان

زمان

حجم فايل (KB)

دانلود

1 پيش درآمد راست پنجگاه 00:44 360
2 مقدمه راست پنجگاه 01:16 606
3 قطعه دوضربي در راست پنجگاه ريتم ۴/۲ 00:57 461
4 ادامه راست پنجگاه، نغمه و روح افزا 03:53 1,832
5 قطعه دو ضربي در راست پنجگاه و فرود 01:37 772
6 روح افزار  (پيانو) 01:08 544
7 زنگوله و فرود 04:53 2,315
8 پنچگاه، سپهر، نيريز و فرود 05:28 2,583
9 سپهر 01:32 742
10 قطعه دو ضربي ريتم ۴/۲ و فرود 07:32 3,547
11 طرز و فرود 07:33 3,570
12 ضربي ريتم ۸/۶ و فرود 05:41 2,691
13 فرود به راست پنجگاه  01:17 617
14 ادامه ليلي و مجنون و فرود 03:58 1,870
15 يک قطعه ضربي و فرود 05:07 2,424
16 زنگوله 01:09 553
17 فرود به راست پنجگاه 00:39 315
18 قطعه دو ضربي راست پنچگاه ريتم ۴/۲ و فرود 03:34 1,680

توضيحي درباره برخي تراک هاي اين آلبوم :

تراک 4 - از ثانيه 36 تحريرهاي معروف راست پنجگاه را با پيانو مي شنويد – در ادامه گوشه گشايش با ويلن اجرا مي شود .
تراک 7 – گوشه زنگ شتر
تراک 9 – گوشه عراق
تراک 10 - از دقيقه و ثانيه 4 و 46 گوشه کرشمه
تراک 14- اصفهان
تراک 16– گوشه زنگوله

+ نوشته شده در  89/09/20ساعت 23:11  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

.

همینطوری الکی الکی یک سال گذشت……..

حیف که کلامم ضعیفه، و چیزی راجع به پرویز مشکاتیان نمی تونم بنویسم

این گفنگوی زنده یاد مشکاتیان با رادیو فرهنگ را حتماً گوش کنید، تا ایمان بیارید که:

دریغا ای دریغا ای دریغا / خدایی، سایه ای رفت از سر ما…….

(دریافت گفتگوی زنده یاد مشکاتیان با برنامه نیستانِ رادیو فرهنگ از اینجا)

.

در یک سال گذشته بیشتر با کارهای پرویز مشکاتیان در دستگاه “شور” مانوس بودم….

چند نمونه اش:

قطعه “خزان” و تکنوازی شور از آلبوم “مژده بهار” / دریافت

تکنوازی شور و قطعه “تمنا” از آلبوم “تمنا” / دریافت

تصنیف “لحظه دیدار” با سنتور و صدای پرویز مشکاتیان، از آلبوم “لحظه دیدار” / دریافت

.

خلاصه که:

ای چـــرخ فلک خـــرابی از کیـنه تــــوست/ بیـــداد گـــری شیـــوه دیـــریـنـه تــــــوست
ای خـــــاک اگـــــر سینـــــه تـــو بشکافنـد/ بس گــــوهــر قیمتی در سیــنــه تـــوسـت

.

این لینک را هم ببینید

+ نوشته شده در  89/07/16ساعت 23:28  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

meshkatian-tasliat

چندین سال پیش که به استاد شجریان علاقه مند شدم آرام آرام با آثار مشکاتیان آشنا شدم. آن موقع به دوستم گفتم، و الان بعد از گذشت ۶ سال باز تکرار می‌کنم، که مشکاتیان تنها آهنگسازیست که ساخته‌هایش با من حرف می‌‌زند، از زمره تنها تکنوازان، و تنها سنتور نوازیست که میتوانم چند روز آثارش را گوش بدهم و خسته نشوم.

این اواخر آهنگ ‌هایش را خیلی‌ گوش می‌کردم. دیشب سرّ عشق، پریشب دود عود، روز قبلش دستان، و هفتهٔ گذشته آثار تکنوازی اش.

شاید کسی‌ نباشد که آهنگ‌ها و تکنوازی‌های او‌ را شنیده باشد و اذعان نداشته باشد که این آثار نشات گرفته از یک فکر و روح عمیق اند. شاید کسی‌ نباشد که از آنها لذت نبرد و‌ به فکر عمیق فرو نرود و اشک نریزد.

در گذشت او را به خانواده اش، اهالی موسیقی‌ ایران، و همهٔ ایرانیان تسلیت میگویم. روحش شاد او‌ آرام باد. او با هنرش خود را در این دنیا و در قلب مردم جاودانه کرد.

قطعه ‌ای که می‌گذارم تصنیف سرو آزاد است که مرحوم مشکاتیان در آواز دشتی می خواند و با سه تار اجرا می‌کند که میتوانید دانلود کنید یا همینجا گوش کنید.

دریافت این تصنیف از اینجا

+ نوشته شده در  89/07/16ساعت 23:23  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

غروب روز 29 فروردین ماه سال 1386 بود که استاد محمد طغانیان دهکردی پیر کمانچه نواز دهکرد ( شهرکرد فعلی ) ، در سکوت خبری رسانه ها و ... روی در نقاب خاک کشید .
در این میان شاید کمتر کسی می دانست این پیرمرد رنجور اما سرزنده و دلشاد ، از شاگردان خداوندگار موسیقی ، استاد ابوالحسن خان صبا بوده است .
سخن از زنده یاد استاد محمد طغانیان دهکردی است که غریبانه در گمنامی درگذشت و حتی کسانی هم که سالهای سال دل به نوای کمانچه اش سپرده و با آن تا دور دستهای خیال ، دقایقی را فارغ از های و هوی دنیوی سپری کرده بودند ، تا مدتی از مرگ او بی خبر مانند . در یکی از روزهای گرم تابستان سال 1383 جهت دیدن استاد به منزل ایشان واقع در خیابان دانشسرای شهرکرد رفتیم .
استاد ما هستیم . قرار بود که امروز ...
بله ، بله ، بفرمائید خوش آمدید .
در و دیوار خانه اش خبر از غربت در وطن می داد با شنیدن نام او هر شهرکردی اهل فرهنگ و ادب و هر اهل دلی به یاد بداهه نوازی های بی مانند او می افتد .
مرحوم استاد ، متولد 17 شهریور 1299 خورشیدی در شهرکرد است ولی نظربه اینکه غالب تاریخ تولد های آن زمان تخمینی و غیر دقیق بودند ، به نظر می رسد وی کمی بزرگتر از       شناسنامه اش باشد . به هر حال همه ی ما کم و بیش با او آشنا بوده و هستیم .
او از کودکی این شانس را داشت که شبانه روز نزد استاد نایب علی کمانچه نواز مطرح دوران خود به فراگیری این ساز بپردازد و افتخار دیگر اینکه در 13 سالگی به همراه برادرش به تهران رفت و در محضر استاد ابوالحسن صبا آموختن ساز کمانچه را بهره برد . لهجه شیرین دهکردی استاد باعث می شود که با او راحت تر صحبت کنیم .
استاد چطور شد که کمانچه را انتخاب کردید ؟ آیا ساز شما را انتخاب نکرد؟
در زمان کودکی ام صدای ساز استاد نایب علی شوهر خواهرم مرا مجذوب خود کرد . در کنار او که بودم تا حدودی با مایه ها و دستگاههای موسیقی ایرانی و مقام های بختیاری آشنا شدم . تا اینکه یک روز قرار شد نایب علی خان برای دیدن استاد ابوالحسن خان صبا به منزل ایشان در تهران برود . من از او خواستم که مرا با خود ببرد . برادرم رمضان هم بود .
در خدمت ابوالحسن که بودیم بعد از پذیرایی ، ایشان به سراغ سازشان رفتند . من هم در گوشه ی اتاق در عالم خود بودم اما نگاهم از او بر نمی داشتم .
شروع کرد به دشتی من یکدفعه پریدم و گفتم : دادا رمضون می دونی چی میزنه ؟ ناگهان ابوالحسن خان دست نگه داشت و گفت : پسر جون چی می زنم ؟ گفتم دشتی . استاد گفت اگر باز هم بزنم می تونی بگی چیه ؟ گفتم : ابوالحسن خان چه عرض کنم ؟
شروع کرد به زدن . یادش به خیر . من گفتم ابوعطا می زنی .
خلاصه از برادرم و نایب علی خان به اصرار خواستم که در کنار استاد صبا باشم و بالاخره هم حدود نه سال نزد ایشان شاگردی کردم و در بیست و دو سالگی به شهرکرد برگشتم .
و بدین ترتیب ایشان 9 سال تلمذ و شاگردی را در زمینه موسیقی اصیل ایرانی سپری کرد و پس از بازگشت به زادگاهش در اوج شکوفایی هنر خویش به باز آفرینی مایه های اصیل موسیقی بختیاری همت گمارد .
استاد طغانیان چنان با کمانچه و کمانچه چنان با روح و جان وی عجین شده بود که زندگی بدون آن لحظه ای نیز برایش غیر ممکن می نمود .
اگر سازم را لحظه ای از من جدا کنند می میرم .
این پیرمرد ساده و بی تکلف  و دوست داشتنی ، با تبحر در نوازندگی قادر بود با کشیدن آرشه کمانچه اطرافیان را با ساز صدا زده و حتی جملاتی را با ساز بیان کند . سال 1369 در جشنواره فستیوال آوینیون فرانسه در کنار زنده یاد استاد علی اصغر بهاری و جمعی دیگر از هنرمندان موسیقی محلی ایران چنان حیرت حاضران را از نوازندگی کمانچه برانگیخت که ساز وی را قطعه قطعه کردند تا ببینند مثلا در آن چه دستگاهی کار گذاشته که چنین نوای شورانگیز از آن خارج می شود .
استاد در این باره گفت : در کشور فرانسه به هنگام اجرای موسیقی ، یکی از شخصیت های مملکتی وارد سالن شد من هم ورود ایشان را با ساز خوش آمد گفتم که با عکس العمل ناشایست دست اندرکاران برنامه موجه شدم که در نهایت منجر به ازبین رفتن کمانچه ام شد . حتی یک نفر گفت : اینا اصفهانین خیلی زرنگن ، یه چیزی درست کردن گذاشتن تو دستگاه با اون داره حرف می زنه . ساز من بدبخت را بردن تیکه پاره کردن هیچی توش نیست !
استاد در فستیوال آوینیون فرانسه در بخش موسیقی با اجرای زنده و اصیل گوشه های محلی و مقام های بختیاری تحسین همگان را برانگیخت و در بخش کمانچه نوازی ایران جایزه فستیوال فقط به او تعلق گرفت .
استا طغانیان کمانچه سازی هم می کرد .
ساز مورد استفاده وی ، از نوع پشت باز و کاسه تنوری بود . گفتنی است کمانچه های لرستان نیز پشت بازند و لی شکل کاسه از نوع شیپوری است . سیم های ساز طغانیان بر خلاف همه کمانچه های دیگر ، از سیم های سنتور انتخاب می شد! نحوه کمان کشی در کنار ساختمان ویژه ساز و جنس سیم های آن ، به صدای کمانچه طغانیان شخصیت منحصر به فردی داده بود که نظیر آن را پیش از این نشنیده بودیم .
مرحوم استاد محمد طغانیان که در زادگاهش به مش محمد طغان معروف شده بود ، بیشتر عمر خود را صرف بازنوازی و اجرای نغمات موسیقی بختیاری و دهکردی کرد و در چند سال باقیمانده حیات خود با مشکلات عدیده و بیماری دست و پنجه نرم می نمود .حتی قطع دو پای او بر اثر عفونت هم نتوانست لحظه ای وی را از ساز ، موسیقی و نوازندگی جدا کند و در آخرین کنسرتش نیز روی چرخ ویلچر به هنرنمایی پرداخت .
استاد در تحسین و تشکر از مردم استان گفت :
مردم شهرکرد مردمان خوبیند و منم افتخار می کنم که شهرکردیم . و یک شهری داریم به نام اورجن ( بروجن فعلی) که مردم تحصیلکرده و با سوادی داره و هموشونم اطلاع زیادی از موسیقی دارن . من فقط افتخارم به اینست که توی 80 سالی که موسیقی کار می کردم > مردم باید بگن من کی بودم و چیکار می کردم ؟ من از مردم چهارمحال و بختیاری خیلی راضی هستم .
در ادامه به ایشان گفتم : استاد شما به گردن ما حق زیادی دارید . به جرات می توان گفت هنر دست نوانمند شما بود که اکنون ما می توانیم در موسیقی اصیل استان حرفی برای گفتن داشته باشیم . اما شما حالا نباید اینجا و ...
شروع کرد به گلایه و شکایت . چقدر دل پردردی داشت ...
آخه چی بگم پسرم . زمانی بود که مار ا کاملا از جامعه طرد کرده بودند . آقایانی پیدا شده بودند که به خاطر چند سال گرفتن ساز به دستشاناسم خودشان را استاد گذاشته و مدعی موسیقی شده بودند .من دلم می خواد با چند با چند نفر یاز آنها که ادعا دارند و چیزی از موسیقی اصیل می دانند روبه روی هم بنشینیم تا هر چی دارند رو کنند تا ببینیم واقعا چیزی در چنته دارند؟ . الان  چند سالی است که می بینیم که خیلی زیاد هم به یاد ما هستند !! مثل وقتی که قبلا مسوولان وقت اداره ارشاد استان با صراحت با اجراهای من در داخل و خارج از استان با صراحت با اجراهای من در داخل و خارج از استان مخالفت می کردند . بنابراین دیگر چه انتظاری می توانستیم از سایرین داشته باشیم . دوغ و دوشاب یکی بود و یکی است ، حالا آسیاب کور و چراغ می گرده .
من اگه اینجا نشستم و شما مرا در این موقعیت می بینند ، همه اینها به خاطر تشویق های نایب علی خانه و لطف و عنایت استاد ابوالحسن خان صبا و البته در درجه ی اول خدای بزرگ است که او را بسیار شاکرم .
استاد با چشمان پر از اشک ادامه می دهد :
مرحوم صبا بر گردن من خیلی حق دارند . ابوالحسن بر گردن من خیلی حق دارند .ابوالحسن خان یک ملکی بود ، یک استادی که مثلش نبود و نیست و نخواهد بود و اصلا شاید بشود گفت نت را در ایران او وارد کرد .آن زمان هم که قرار بود به شهرکرد برگردم صبا دست مرا گرفت و به برادرم رمضان گفت : رمضون این یادگار را از من داشته باش . و دست مرا در دست او گذاشت .
سخن گفتن برایش سخت شده بود . ناچار به سراغ سازش رفت و ...
از نواخته هایش منابع زیادی در دسترس نیست . زیرا بیشتر ضبط ها خصوصی بوده اند . مهمترین مجموعه منتشر شده از آثار وی یک آلبوم شامل سه عدد نوار کاست است که در سال 1372 به کوشش آقای محمدعلی کیانی نژاد ضبط گردید . او در این مجموعه علاوه بر کمانچه نوازی دستگاهی ، تعدادی از شاخص ترین نغمات محلی شهرکرد و بختیاری را نواخته است . نکته جالب توجه در نواخته های دستگاهی وی ، ردپای سبک ویلن نوازی زنده یادان اسدال... ملک پرویزی یاحقی است .
چنین به نظر می رسد که لحن ویلون نوازی مکتب صبا و یاحقی در یک ساز میهمان در فرهنگ موسیقی بختیاری است و با آنکه نزدیک یک قرن از حضورش در این اردوگاه می گذرد ، هیچ گاه نتوانسته است همانند کمانچه لرستان در فرهنگ موسیقی بختیاری ، جایی برای خود باز کند .
قدیمی ترین نوازنده شناخته شده اش نام نایب علی بوده که محمد طغانیان نزد وی آموزش دیده است . این ساز با آنکه قابلیت بیان بیشتر موسیقی های محلی را دارد ، در فرهنگ بختیاری همیشه در حاشیه بوده و همچنان حاشیه نشین است . با این وجود طغانیان نخستین کسی بود که نغمات اصی موسیقی بختیاری را در مقیاسی گسترده بر ساز کمانچه جاری کرد . او با الگوبرداری از نوازندگان کرنا بختیاری ، موفق شد سونوریته (صدادهی) جدیدی را به روی مخاطبان بگشاید .
چنانکه با اندک تعاملی در نواخته هایش ملاحظه می کنیم ، صدای ساز او شباهتی به هیچ کمانچه نواز دیگری ندارد . بسیاری از موسیقیدانان شهری که به نوازندگان کرنای بختیاری دسترسی نداشتند ، از طریق نواخته های طغانیان توانستند با موسیقی بختیاری و محلی شهرکرد آشنا شوند . نمونه بارز این ادعا هنرمند گرامی عطا جنگوک هستند که بر اساس نواخته های طغانیان ، دو اثر به یاد ماندنی مال کنون و هی جار را با صدای زنده یاد بهمن علاءالدین ( مسعود بختیاری ) آفریدند.
شش سال پیش به کوشش چهار محالی های مقیم تهران نکوداشتی از او در هتل فردوسی به عمل آمد . در این نشست که محمدرضا درویشی و جمعی از کمانچه نوازان مطرح چون علی اکبر شکارچی ، هادی منتظری و فرج علیپور نیز حضور داشتند ، استاد محمد محمد طغانیان برای آخرین بار در حضور جمعیتی مشتاق کمان بر آرشه کشید  . 
پس از وی به پاس داشت 70 سال کمانچه نوازی او ، هادی منتظری و فرج علی پور نیز هر یک دقایقی جماعت حاضر راسیراب کردند .همچنین سال 1370 یا 1371 بود که در یک محفل خصوصی چنان صدای محسور کننده ای از ساز ایشان بیرون می آمد که پس از اتمام نوازندگی تا دقایقی سکوت مطلق در فضای اتاق حاکم بود  حاضران حتی قدرت تشویق هم نداشتند از مرحوم زنده یاد نعمت اله آغاسی هم نقل شده است شبی در یکی از محافل هنر ی اصفهان ، طغانیان در حضور تاج اصفهانی با استاد کسایی به هنرنمایی پرداخت که تحسین پی درپی تاج اصفهانی را در پی داشت .آثار به جا مانده از این استاد گمنام در تک نوازی و با بزرگان موسیقی نام وی را درصفحات دفتر موسیقی برجسته خواهد کرد . هرچند که در زمان حیات وی بر خلاف بزرگداشت های پر زرق و برق که برای پایتخت نشین ها برگزار می شود کسی یادی از او نکرد اما پارسال در مراسم تدفین و خاک سپاریش بودند بزرگانی چون استاد حسن کسایی که غریبانه و غمگین اشک ریختند و چه نیکو خواهد بود اگر مسئولین مربوطه و متولیان امر دست کم در سالگرد این هنرمند به یاد مانده برنامه ای را جهت تکریم ، پاسداشت و بزرگداشت این نادیده موسیقی مقامی تدارک ببینند تا یادگار گرانمایه استاد صبا به دست فراموشی سپرده نشود چه بسیار به جاست اگر به دکترین این هنر ایمان بیاوریم روحش و شاد و یادش گرامی

برگرفته شده از هفته نامه کیمیای ایران

+ نوشته شده در  89/07/08ساعت 23:43  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
هنرمند بزرگ اصفهانی و استاد مسلم نی جهان/حسن کسایی دربستر بیماری هستند.نی نوازان اصفهانی ازجمله بنده از همگان خواسته ایم که برای سلامتی این استاد دعا کنید همگی گفته اند :

هنرمند بزرگ اصفهانی و استاد مسلم نی جهان/حسن کسایی دربستر بیماری هستند.بیاییم از خداوند متعال شفای ایشان را بخواهیم .براستی دیگر جای این بزرگان را هیچکس نخواهد گرفت.همانگونه که بزرگانی که از پیش ما رخت بربستند هنوز جایشان سالهاست که خالیست

+ نوشته شده در  89/07/08ساعت 22:59  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
کمال الملک —–> محمد غفاری
مارک تواین —–> ساموئل لنگهورن کلمنس
میرزاده عشقی —–> سید محمدرضا کردستانی
سیمین بهبهانی —–> سیمین خلیلی
امیر کبیر —–> تقی فراهانی
ذبیح الله منصوری —–> ذبیح الله حکیم الهی دشتی
م. امید —–> مهدی اخوان ثالث
شهریار —–> محمدحسین بهجت تبریزی
حافظ —–> شمس الدین محمد شیرازی
چارلی چاپلین —–> سِر چارلز اسپنسر چاپلین
پروین اعتصامی —–> رخشنده اعتصامی
صائب تبریزی —–> میرزا محمد علی
سلمان فارسی —–> روزبه
ستارخان —–> ستار قره داغی
میرداماد —–> میر برهان الدین محمدباقر استرآبادی
باقرخان —–> باقر تبریزی
نسیم شمال —–> سید اشرف الدین گیلانی
جبار باغچه بان —–> میرزا جبار عسگرزاده
بدیع الزمان فروزانفر —–> محمدحسین بشرویه‏ای
چه گوارا —–> ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا
سعدی —–> مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله
عزیز نسین —–> مَحمَت نُصرَت
آتا تورک —–> مصطفی کمال پاشا
ولتر —–> فرانسوا ماری آروئ
بودا —–> سیدارتا گوتما
بیل کلینتون —–> ویلیام جفرسون بلایت سوم
سیمون بولیوار —–> سیمون لوسی ارنستین ماری
پله —–> ادسون آرانتس دوناسیمنتو
نیما یوشیج —–> علی اسفندیاری
افلاطون —–> آریستو کلس
گلاب آدینه —–> گلاب مستعان
شیرین بینا —–> شیرین صدق گویا
مادر ترزا —–> آگنس گوک بژازین
بزرگ علوی —–> مجتبی علوی
نادره —–> حمیده خیر آبادی
تیتو —–> جوزپ بروز
ثریا قاسمی —–> مولود ملاقاسم
جان وین —–> ماریون موریسون
ایرج راد —–> اکبر حسنی راد
سیروس گرجستانی —–> علی اکبر محمدزاده گرجستانی
استالین —–> یوسف ویساریونوویچ ژوگاشویلی
سولات سار —–> پل پوت
فروزان —–> پروین خیر بخش
گوهر مراد —–> غلامحسین ساعدی
ر . اعتمادی —–> رجبعلی اعتمادی
م .. الف . به آذین —–> محمود اعتمادزاد
ملکه الیزابت —–> الیزابت الکساندرا مری ویندسور
ایرج —–> حسین خواجه امیری
پرویز یاحقی —–> پرویز صدیقی پارسی
ابوعمار —–> یاسر عرفات
ماکسیم گورکی —–> آلکسی ماکسیموویچ پِشکوف
ملک الشعرا —–> محمدتقی بهار
آریل شارون —–> آریل ساموئل مشرایبر
عبدالکریم سروش —–> حسین حاج فرج الله دبّاغ
کیتارو —–> ماسانورى تاکاهاشى
تروتسکی —–> لو داویدوویچ برونشتاین
+ نوشته شده در  89/05/22ساعت 0:12  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

در این تصویر به جز خط های عمودی سفید و مشکی، چه تصویری را مشاهده می کنید؟

برای مشاهده تصویر پنهان در این مطلب می توانید از مانیتور چند قدم فاصله بگیرید حالا به ما بگویید در این تصویر چه مشاهده کردید؟

+ نوشته شده در  89/05/22ساعت 0:10  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
بنال ای نی که من غم دارم امشب
نه دلسوز و نه همدم دارم امشب
دلم زخم است از دست غم یار
هم از غم چشم مرهم دارم امشب
همه چیزم زیادی میکند، حیف!!!
که یار از این میان کم دارم امشب
چوعصری آمد از در ،گفتم ای دل
همه عیشی فراهم دارم امشب
ندانستم که بوم شام رنگین
به بام روز خرم دارم امشب
برفت و کوره ام در سینه افروخت
ببین آه دمادم دارم امشب
به دل جشن عروسی وعده کردم
ندانستم که ماتم دارم امشب
درآمد یار و گفتم دم گرفتی
دمم رفت و همه غم دارم امشب
به امید اینکه گل تا صبحدم هست
به مژگان اشک شبنم دارم امشب
مگر آبستن عیسی است طبعم
که در دل بار مریم دارم امشب
سر دل کندن از لعل نگارین
عجب نقشی به خاتم دارم امشب
اگر روئین تنی باشم به همت
غمی همتای رستم دارم امشب
غم دل با که گویم شهریارا
که محرومش زمحرم دارم امشب
__________________
پرستو آفلاين است  
+ نوشته شده در  89/04/09ساعت 17:3  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

یکم : جهانبخش پازوکی

برگرفته از کتاب چهره های ماندگار نوشته خانم فروغ بهمن پور

 پازوکی

مقدمه :

در سنت موسیقی ایرانی موسیقیدان کسی را می دانستند که بتواند هم بنوازد ، بخواند و بسراید ، حتی سازش را خودش بسازد .

این نظریه ای است که استاد صبا به یکی از شاگردانش ابراز کرده بودند .

با این مقدمه باید گفت که از هنرمندان گذشته شیدا ، عارف ، امیر حاهد و از هنرمندان رادیویی پازوکی و توکل بوده اند که در هر دو کار (آهنگسازی و ترانه سرایی) توانا بوده اند .

 

گفتگو :

- شرح حال خود را بیان کنید ؟

- من متولد 4 خرداد 16 در شیراز هستم ؛ چهار سال از دوران کودکی ام در آنجا گذشت ؛ سپس چون پدرم افسر ارتش بود به اصفهان نقل مکان کردیم .

در سن 6 یا 7 سالگی احساس می کردم که شنیدن موسیقی انقلابی در من بوجود می آورد . در سن 8 یا 9 سالگی روزی مادرم را به مغازه ای بردم و از او خواستم که برایم فلوت بخرد که ... در دبستان گروه خوانندگان کلاسهای سرود را با فلوت همراهی می کردم .

در سن 12 سالگی بودم که برادرم ویلن می نواخت و همین مرا به فکر انداخت که در آینده به عنوان ساز تخصصی ویلن بنوازم ، او که عشق مرا درک می کرد به من الفبای موسیقی را یاد داد .

معلمان مدرسه چون عبدالحسین برازنده و محمد نیکنام هم که استعداد مرا حس کرد بودند به من دست یاری دادند .

در دوران دبیرستان من افتخار شاگردی استادان کسایی و شهناز را پیدا کردم و گوشه های موسیقی ایرانی را زیر نظر آنها آموختم و سپس کلاس تدریس ویلن تاسیس کردم .

بعدا با یک موسیقی دانان ایتالیایی به نام بیوزاند آشنا شدم و 4 سال به فراگیری موسیقی کلاسیک پرداختم .

سپس وارد دانشگاه شدم و در رشته فلسفه و روانشناسی و علوم تربیتی تحصیل کردم .

4 سال پس از ازدواج و به دنیا آمدن دو فرزندمان به تهران کوچ کردم .

              مجله

- اولین آهنگی که ساختید چه نام داشت ؟

- غروب کوهستان بود (سال 1342) که با صدای خانم ناهید دایی جواد و با ارکستر دانشگاه اصفهان اجرا شد که مورد استقبال قرار گرفت و من و ایشان به رادیو ایران دعوت شدیم .

 

- آیا کلام تمام ترانه آثارتان را خودتان می سازید ؟

- بله مانند " آهای مسافری که می ری به سوی ایران" با صدای خانم مهستی ؛ به استثنای چند ترانه از دیگران که از من خواسته شد روی آنها آهنگ بگذارم .

 

- کدام یک از خواندگان آثار شما را اجرا کرده اند ؟

- خوانندگانی مانند : گلپا ، حمیرا ، هایده ، مهستی ، پوران ، ناهید دایی جواد ، فرشته ، معین ، امید ،  مازیار و ... همین قدر می دانم که با 65 خواننده کار کرده ام .

 

- آیا تا به حال برای فیلم هم آهنگسازی کرده اید ؟

- بسیار کم ، مثلا برای فیلم بیقرار برای خانم پوران چند آهنگ ساختم .

 

دوم : برنامه گلها

 

گلهای رنگارنگ 505  دانلود

مایه : ابوعطا

آهنگساز و ترانه سرا : جهانبخش پازوکی

تنظیم : جواد معروفی

خواننده : پوران 

آواز  : گلپایگانی

نوازندگان : حبیب الله بدیعی – منصور صارمی – ناصر اقتتاح

غزل : میرافشار

گوینده : آذر پژوهش

اشعار متن : ناصر بخارایی – کمال خجند – طبیب اصفهانی – اهلی شیرازی

 

گوینده :

 

چون کعبه وصل تو مقام است صفا را                   در کعبه خدا را بپرستیم خدا را

بی مطرب و ساقی نشود مجلس ما گرم      از بلبل و گل یافت چمن برگ و نوا را

 

ترانه :

 پوران

یا رب درین غوغای هستی     دنیای عشق و شور و مستی

دستی نگیرد دست من

من ناتوان افتاده ام    دین و دل از کف داده ام

در پای بختم خار ناکامی شکسته    یا رب دل غمدیده ام در خون نشسته

دستی نگیرد دست من

من ناتوان افتاده ام    دین و دل از کف داده ام

هر آرزویی در دل افسرده ام پا می گذارد    از دست غم می میرد و راه فنا را می سپارد

حالا که بیداد زمان از حد گذشته    حالا که دل زین فتنه ها آزرده گشته

دستی نگیرد دست من

من ناتوان افتاده ام    دین و دل از کف داده ام من

 

گوینده :

 

دارد به سحر دعا اثرها        دست من و دامن سحرها

هر شب به امبید وعده تو  چشمم شده فرش رهگذرها

 

زاهد به ره کعبه رود کین ره دین است       خوش می رود اما ره مقصود نه این است

 

ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت         بر تو لرزانتر ز گل پیراهنت  

جان به تن می آید و دل می رود    از خرامن آمدن وز رفتنت

 

آواز (قالب مثنوی) :

 گلپا

ای همه هستی من زان تو         جان و دلم بسته فتراک تو

عشق به سرحد جنونم کشد    این دل دیوانه به خونم کشد

ای که به دام تو اسیرم اسیر         لذت دیوانگی از من مگیر

 

گوینده :

 

مسکینی و غریب از حد گذشت ما را           بر ما اگر ببخشی وقتست وقت یارا

چون رحمت تو گردد افزون ز عذر خواهی       هر چند بی گناهم عذر آورم خطا را

 

سوم : کوک سه تار (6)

عبادی

 

در ادامه مطلب شماره گذشته این بار به آواز بیات ترک می پردازیم :

 

1 –  کوک های بیات ترک  دانلود

 

1 -  کوک سی بمل (راست کوک) : دو – سل – سی بمل – فا .

2 – کوک دو : دو – سل – دو – دو .

3 – کوک می بمل : دو – فا – می بمل – می بمل .

4 – کوک فا : دو – فا – دو – دو .

5 – کوک سی بمل : دو – فا – سی بمل – سی بمل .

 

2 – تکنوازان 131  دانلود

مایه : بیات ترک

سه تار : احمد عبادی

ویلن : اسدالله ملک

تنبک : جهانگیر ملک

+ نوشته شده در  88/12/08ساعت 19:34  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را  متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است

1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و  دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.

3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های  شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام  انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
شست نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

+ نوشته شده در  88/06/01ساعت 0:24  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 
استاد کسائی بطور مستقیم نتوانست، از محضر نایب استفاده کند، ولی در دوره ای بسیار کوتاه نزد یکی از شاگردان ایشان به نام مهدی نوایی، تمام اندوخته های نوایی را فراگرفت، این موضوع از جهتی دلیل بر استعداد فراوان کسائی و از جهتی دیگر، نشان از محدودیت و سادگی تکنیک نوازندگی نی در آن زمان میباشد. از این رو حسن کسایی مانند تهرانی در تنبک ، عبادی در سه تار، بهاری در کمانچه و پایور در سنتور به نوعی از ابتدا شروع به ابداع تکنیک و پیاده کردن تمام دستگاهها در ساز نی نمود.

در گذشته صدای نی، همراه با نا خالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن نی بصورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد، نی استاد، به رادیو راه پیدا کند؛ تکنوازیها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و ... باعث شد، نی همردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.

بعد از این دوره اغلب ارکسترهای ایرانی شروع به استفاده از ساز نی کردند و این احساس نیاز باعث رشد روز افزون نوازندگان نی شد که حتی امروزه به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاه تدریس می گردد. می توان گفت، تمام نوازندگان امروز نی، با شنیدن صدای نی استاد کسایی به این ساز علاقمند شدند.

حسن کسايي به گفته خود در تاریخ 20 مهر 1307 در خانواده ای تاجر پیشه به دنیا آمد. پدر او سید جواد کسایی از تاجران به نام آن زمان اصفهان به دلیل علاقه و انسی که با موسیقی داشت، با اساتید آن زمان رفت و آمد می نمود؛ بزرگانی چون سید حسین طاهرزاده، جلال تاج زاده اصفهانی، اکبر خان نوروزی، خاندان شهناز (شعبان خان، حسین آقا، علی آقا و جلیل شهناز)، غلامحسین سارنج، ادیب خوانساری. بطوری که منزل آقا سید جواد، محفلی بود برای تجدید دیدار و نیز ساز و آواز اساتید به نام موسیقی اصفهان.


این آمد و شد ها موجب شد حسن کسائي از کودکی با موسیقی آشنا شود و به مرور زمان، علاقه زیاد ایشان به موسیقی خصوصا" ساز نی (بعد از دیدن یک نوازنده دوره گرد) بر آن شد تا پدر، وی را نزد مهدی نوائی ببرد. پس از فوت مهدی نوایی کسایی همچنان از همنشینی با نوازندگان اصفهانی در جهت تسلط بر نوازندگی نی استفاده کرد؛ مخصوصا" از همنوازی با جلیل شهناز که به نوعی حق استادی بر گردن او دارد بهره برد. همنوازی با سازهای پرده داری مثل تار و سه تار او را بیش از پیش با گامهای مختلف موسیقی ایرانی آشنا کرد، بصورتی که برای اولین بار دستگاههای چهارگاه، اصفهان، نوا و راست پنجگاه با کوک دقیق و بصورت کامل اجرا کرد. کسایی همچنین از محضر ابوالحسن صبا بهره های فراوان برد که میتوان گفت، هنر نوازندگی سه تار کسائی، یادگار انس با این هنرمند یگانه است. سه تار نوازی کسائی تلفیقی زیبا از ترکیب نوازندگی تار جلیل شهناز و سه تار ابوالحسن صبا است.
حسن کسائی در اصفهان سالها مکتبدار موسیقی اصفهان در رشته های نی، سه تار و آواز بوده است. شاگردان زیادی از محضر او درس گرفته اند که امروز جزو چهره های برجسته موسیقی ایران شمرده می شوند؛ حسین عمومی، حسن ناهید، محمد موسوی، بهزاد فروهری، نعمت الله ستوده و شهرام میرجلالی از این جمله اند. اگرچه بیشتر آثار حسن کسایی را بداهه نوازی است تا موسیقی پیش ساخته، ولی امروز بخش زیادی از ضربی ها و حتی آوازیهای نوازندگان نی، بهره گرفته از نوازندگی های ایشان است.

منبع:موسیقی اصیل و سنتی ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/11/12ساعت 19:27  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

شعری در مورد نی

شبی دیدم کنار بوستانی

فتاده یک نی از دست شبانی

نشستم با تآنی در کنارش

گرفتم از رخش گرد و غبارش

نهادم بر لبش لبهای لرزان

دمیدم بر درونش آه سوزان

ز سوز آه من نی ناله ها کرد

به صحرا شور و غوغایی به پا کرد

بنال ای نی که دنیا را بقا نیست

چو آرامش در این دار فنا نیست

بنال ای نی نماند جاودانه

به جز عشق و نوای عاشقانه

بنال ای نی به لحن نای داود

که هر نالیدنش ذکر خدا بود

بنال ای نی که یار دلربا رفت

نمی دانم که از پیشم کجا رفت

بیا تا از پی اش با هم بگردیم

که هر دو آشنا با آه و دردیم

بنال ای نی که یارم زار و خسته

به پشت پرده غیبت نشسته

بنال ای نی به هر صبح و به هر شام

چو تنها اشک ریزد آن دل آرام

بنال ای نی که شب غرق سکوت است

خیالش می برد هوش از من مست

بنال ای نی که ابر پاره پاره

چو قایق هاست بر در دریا کناره

مگر یار خود از آنجا ببینم

روم امشب بر آن قایق نشینم

بنال ای نی ز غمهایم گذر کن

که تنها ناله بر آن منتظر کن

بنال ای نی تو با شب زنده داران

به شبهای دل انگیز بهاران

بنال ای نی که نامحرم به خواب است

دعا در خلوت شب مستجاب است

بنال ای نی چو افزود عکس مهتاب

به رو صفحه ی لغزنده آب

بنال ای نی که بر دل افکند شور

نوای ناشناس مرغی از دور

بنال ای نی که یارم در نماز است

سراپا ناز در حال نیاز است

+ نوشته شده در  87/11/12ساعت 19:24  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 

درباره ی پیدایش نی داستانهای مختلفی میگویند که بیشتر انها به کشف اسرار مربوط است

     گفته میشود که آتنا در شب ضیافتی،در حضور سایر خدایان نخستین نای را با استخوانهای گوزنی ساخت اما چون تشخیص داد که در حال نواختن نی بدقیافه میشود آن را به دور افکند و مارسیاس آن را تصاحب کرد

در افسانه های مردم فریجی، میداس شاه مردم فریجی در اختلافی که بین آپولون و پان رخ داده بود، به عنوان قاضی انتخاب شد و به نفع پان رای داد و به دستور آپولون که از این داوری به خشم آمده بود، از دو طرف سر میداس دو گوش خر بیرون آمد. میداس نیز با دقت خاصی گوشهای خود را با تاجی که بر سر داشت پنهان میکرد و تنها آرایشگر او از این موضوع خبر داشت و به او گفته شده بود که اگر این راز را فاش کند کشته خواهد شد.سلمانی شاه نیز که نمیتوانست این راز را مخفی نگه دارد حفره ای در زمین ایجاد کردو مطلب را در آنجا گفت. علفهایی که در آن حدود میرویید با وزش باد به جنبش در میامد و چنین زمزمه میکرد: میداس...شاه میداس گوش خر دارد.....و این علفها همان نی بود

در باره ی اسکندر ذوالقرنین نیز همین حکایت ذکر شده و یکی از عللی که به او ذوالقرنین گفته میشده داشتن دو گوش دراز است

در افسانه های محلی مردم قفقاز داستان پیدایش نی به دخترکی نسبت داده شده و لرمانتوف شاعر بزرگ روسی آن را به شعر در آورده که خلاصه آن چنین است

ماهیگیر سرمست در کنار رودخانه نشسته بود و باد نی ها را تکان میداد...باد در نی خشک افتاد و به زبان حال سخن گفت: ای ماهیگیر! من دخترکی زیبا بودم...زن پدر داشتم ...چه اشکهای داغ که در زندان نامادری بر چهره ریختم.نامادری من پسرکی داشت که زیبا و مورد علاقه ی دختران بود.شبی در این کرانه با هم قدم میزدیم.خواست با من در آویزد.نپذیرفتم...با کارد به سینه ی من نواخت و سینه ی من شکافته شد...مرا در همین کرانه ی رود به خاک سپردند و در اینجا از گور من نی سر برآورد...همه ی این نی ها زاده ی این حسرتند...روح من در سینه ی همه ی این نی ها نهفته است...غصه ی من در سینه ی هم نی ها جوش میزند...ای ماهیگیر مرا رها کن و بگذار با غم خود خوش باشم

........و از همین رو مولانا نی نامه را میسراید

 

+ نوشته شده در  87/11/12ساعت 19:22  توسط اکبر معین نجف ابادی  | 


 
موسیقی فیلمِ شبِ دهم
+ نوشته شده در  87/10/21ساعت 22:29  توسط اکبر معین نجف ابادی  |