دانلود آلبوم موسیقی نی نوا
نینوا آن واژهای است كه ما همه حسها را میتوانیم درباره آن داشته باشیم. «نینوا» اسم زیبایی است كه یك معنای چند بعدی میتوان به آن داد. هم«نینوا» است هم «نوای نی» است و هم قطعهای كه این نی مینوازد در دستگاه نواست. به همین جهت نینوا یك قطعه ملی شد و هر كس با هر عقیدهای با این قطعه ارتباط برقرار می کند. حسین علیزاده در خصوص مدت زمان ساخت این قطعه می گوید : نوشتنش چیزی حدود 2 سال طول كشید و اما ایدهاش 5-4 ماه ولی ایده كلیتر آن به سال 56 برمیگردد. من در آن سال یك طرح اولیه از دستگاه نوا داشتم كه در حافظیه اجرا شد و چیدمان و فانتزی این جریان به سالهای 56-55 برمیگردد . خالق نینوا با بیان اینكه تمام این ایدهها به زمان كودكی برمیگردد،اظهار داشت:من بچهای بودم كه در جنوب شهر تهران در یك خانواده زیر متوسط از نظر اقتصادی اما پر از عشق زندگی میكردم. دانلود کل آلبوم ----------------------------------- دانلود تک آهنگ 01 - درآمد 02 - نغمه 03 - جامه دران 04 - نهفته 05 - رقص صومعه 06 - سواران دشت امید 07 - نوروز 08 - زندگی 09 - طلوع 10 - عمق فاجعه 11 - آوای مهر 12 - عروج
مطالب مرتبط:
راستی هدف ازارائه موسيقی چيست؟شهرت؟ثروت؟لذت؟يا اين که صرفاً بگوييم هنرمنديم؟هرنوازنده ای می تواند هدفی ازاجرای موسيقی داشته باشد.اما آيا همه يک هدف را دارند؟مسلماً اينطورنيست؛اما هدف واقعی از موسيقی چيست؟برای چه خداوند مو سيقی را درروح وجان آدمی نهاده است؟
می گويند نی ساز حسودی است چون صدايش به راحتی در نمی آيد وبرای درآوردن صدای آن بايد مدتها تلاش کرد؛اما چيزی که من درمدت کوتاه هنری خود ديده ام اين است که بيشتراز خود نی اغلب نوازندگان آن حسود هستند؛(با عرض پوزش از عزيزانی که چنين نيستند)آيا وقتی که يک نوازنده نوپا که حتی ۴ سال هم از نی نوازی آن نمی گذرد ازاساتيدی چون موسوی،کيانی نژاد،ناهيد،عندليبی و... ايراداتی می گيرد که گويی سالها استاد آنها بوده ،می توان نگفت که حسادتی ورزيده نشده است؟البته اين درمورد همه صدق نمی کند،اما بارها وبارها ديده ام که نوازنده های مختلف يکديگر را می کوبند واز کار يکديگرايراداتی می گيرند که شايد بعضاً هم درست باشد.اين امرنه تنها در مورد نی ،بلکه درمورد اکثرسازها ديده می شود.اين چه چيزی را ثابت می کند؟اين افراد به اصطلاح هنرمند در موسيقی به دنبال چه چيزی هستند؟آيا خوب نواختن مهم است؟اين که چه کسی از همه بهتر می نوازد؟اينها در موسيقی و هنر چه ارزشی دارند؟انسان بايد ابتدا هدفی صحيح از ارائه موسيقی داشته باشد،آنگاه در اين عرصه بی کران پای گذارد.تک نوازی ،گروه نوازی،نوشتن کتاب،آهنگسازی و... کارهايی است که بايد درموسيقی انجام پذيرد؛اما آيا تمام هدف بايد همين باشد؟اگرهدف نوازنده ای صرفاً اين امور باشد،هرگز نوازنده به کمال نخواهد رسيد.آری هدف از موسيقی بايد همين باشد:((رسيدن به کمال)) آقای ياسين اژدری از نوازندگان بنام نی واستاد بنده حقير دراين مورد می گويد:((هدف ازموسيقی بايد رسيدن به کمال باشد نه خوب نواختن؛بايد به وسيله موسيقی خود را بهتر بشناسيم وبا آن خود را به کمال انسانی برسانيم؛هرکس با معشوق خود،حالا هرچه که باشد،بايد خود را به کمال مقصود نزديک کند،ونوازنده ام که مسلماً عاشق سازخود است ، بايدبا آن خود را بسازد.))به واقع نيز بايد چنين باشدو فقط درصورت داشتن چنين هدفی است که نوازنده می تواند به مدارج عالی هنر دست پيدا کند.چه مشهوداست اساتيدی که بدون توجه به شهرت وثروت،فقط به رسيدن به کمال وبه کمال رساندن موسيقی درمشقت وسختی می کوشندوتمام زندگی خود را برروی اين امرگذاشته اند. به اميد روزی که همه نوازندگان به هنرمندانی لايق وبا کمال تبديل شوند؛وبا تشکرصميمانه ازاستادمحمدعلی کيانی نژاد که زندگی خود را برای اين امروقف نموده است. نینوازی بر مزار مولاناموسیقی > چهرهها - سید ابوالحسن مختاباد: نی که مرد نایی اندر نای کرد/ در خور نای است نی در خورد مرد این بیت مثنوی میتواند مصداقی برای دانش و ذوق موسیقایی استاد محمد موسوی، نوازنده نی به شمار آید؛ سازی که بعد از آواز بیشترین نزدیکی و همنفسی را با نوازنده خود برقرار میکند. کمتر کسی گمان میکرد بعد از استاد حسن کسایی که ابداعات و ابتکارات فراوانی را در نینوازی بهوجود آورد، فردی بتواند در نی به شهرت و اعتباری دست پیدا کند و پا جای پای بزرگان نهد اما محمد موسوی با تکنوازیها و همنوازیهای بدیعش این ویژگی را یافت که بتواند چنین مسیری را طی کند و خود را برکشاند و در طراز استادان نامدار موسیقی قرار دهد. موسوی و هنرش را باید در تکنوازیها و دونوازیهایی جستوجو کرد که با استادان نامدار موسیقی ایرانی انتشار داد. از همان روزهایی که با حمایت استاد عبادی به استودیوی رادیو رفت و چندی بعد به پای ثابت نوازندگی نی در برنامه گلها تبدیل شد و با استادانی چون بنان، قوامی، شهیدی، شجریان و... اجرای برنامه کرد. نای پرنفس وی و تواناییهای ذوقیاش را میتوان در همنوازی با بزرگانی چون امیرناصر افتتاح، پرویز یاحقی، اصغر بهاری، فرامرز پایور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز و... جستوجو کرد. موسوی چند سالی است که کنج انزوا اختیار کرده و کمتر در محافل موسیقایی حضور مییابد اما اخیرا اعلام کرده کنسرتی را به نام مولانا و به برکت سالروز تولدش- که از قرار یکی از روزهای آذرماه است- در تالار غدیر وزارت کشور برگزار میکند؛ کنسرتی که قرار است در روزهای 17، 18 و 19 آذر با همراهی سه نوازنده یعنی فردین لاهورپور(دیوان)، احمد آزادبیگی(دف) و کوشان یغمایی(تمبک) اجرا شود.
بله. ماجرای آن کنسرت بازمیگردد به سال 1354 که به اتفاق آقای شجریان به قونیه رفتیم برای اجرای برنامه. قاعده این بود که مراسم مولانا را ابتدا با تلاوت قرآن شروع میکردند و آن روز که ما به مراسم رسیدیم، قاری دیر کرده بود یا ناهماهنگیهایی سبب شده بود که قرآن سر وقت خوانده نشود. تمامی جماعت و هنرمندان و مهمانان حاضر در سالن منتظر قاری بودند اما قاری نیامد. آقای شجریان رو به من کرد و گفت: برای اینکه مردم منتظر نمانند بهتر است پیشنهاد بدهیم که من قرآن بخوانم و مراسم را شروع کنیم. به هر ترتیبی بود آقای شجریان رفت قرآن خواند و چه قرآنی و جماعت حسابی متحیر شدند و مسئولان و دستاندرکاران هم برای قدردانی از این صوت زیبا به ایشان قرآنی نفیس اهدا کردند که آقای شجریان آن را به من هدیه دادند که هنوز هم آن قرآن را دارم.
بله. به یاد دارم که رفته بودیم بر مزار مولانا و مردم هم جمع بودند. به آقای شجریان گفتم که بهتر است همینجا و در فضای باز و در حالی که نشستهایم کاری اجرا کنیم. نی را بیرون آوردم و شروع کردم به زدن در مخالف سهگاه و آقای شجریان هم کار را گرفت و آوازی بینظیر خواند. در طرفهالعینی دیدیم که نزدیک به 2هزار نفر از مردم و علاقهمندان جمع شدند و دارند به کار ما گوش میدهند. مدتی بعد به ما خبر دادند که ساز و آواز در مزار مولانا قدغن است اما این برنامه به گوش مسئول و متولی مزار مولانا رسید و ایشان که از کار خوشش آمده بود ما را دعوتکرد. وقتی به نزدشان رفتیم خیلی تحویلمان گرفت و با ما به زبان سلیس فارسی سخن گفت. در میانههای صحبت فهمیدیم که 15سال شاگرد زندهیاد جلال همایی- از مولویشناسان بنام - بوده است. در هر حال رابطه ما به قدری گرم و صمیمی شد که ما از ایشان تقاضا کردیم جای سلوک مولانا را به ما نشان دهد چون شنیده بودیم این مکان به روی کسی باز نمیشود . ما رفتیم و آقای شجریان مثنوی خیلی دلنشینی در شور خواند که من هم همراهیاش کردم و در نهایت نی خودم را به مزار هدیه کر دم.
من از همان ابتدا اعتقاد داشتم کارهایی که در محافل خصوصی اجرا میشود بهدلیل دلیبودن و صمیمیت نهفته در آن (بهخصوص آواز و ساز تنها یا در نهایت آواز و ساز و تمبک) بیشتر به دل مینشیند و به همین دلیل سیستم صوتی مجهزی ابتیاع کردم که هر جایی که میروم (یا اگر در منزلم از دوست اهل موسیقی دعوت میکنم) و سر ذوقآمده و برنامهای میخوانیم، آن را با کیفیتی مطلوب ضبط کنم.من الان آرشیوی از شاخصترین آوازهای خصوصی بزرگانی دارم که یا با آنها تکنوازی داشتهام و یا به اتفاق بزرگی دیگر همنوازی داشتهام.
تکنیکی که آقای شجریان در آواز دارد منحصربهفرد است. من با آوازخوانان و استادان بنامی همنوازی کردهام و بهجرات بگویم که کمتر آوازخوانی را دیدهام که چنین تسلطی داشته باشد که بداند آواز را از کجا شروع و کجا ختم کند.
قبلا برایتان گفته بودم که یکی از دلایل دلگیری من و کنسرتندادنم به نوع برخورد مرکز موسیقی وقت با کنسرتهای من بازمیگشت. آن زمان کنسرتی در تالار وحدت دادم و چندی بعد دیدم سر از ماهوارههای آن سوی آب درآورده است، بدون آنکه با من هنرمند صاحب اثر صحبتی بشود. به ارشاد اعتراض کردم و اتقاقاً آقای مهاجرانی بهعنوان وزیر وقت ارشاد بسیار پیگیری کردند اما نتیجهای نداد و من نتوانستم سارق را بیابم؛ در نتیجه دلسرد شدم. چندی قبل در نامهای به آقای صفار هرندی ماجرا را برایشان توضیح دادم و در نهایت ایشان گفتند که شما گذشت کن و مردم را محروم نکن؛ به همین دلیل قرار گذاشتیم که یک شب در تالار بزرگ کشور اجرای برنامه داشته باشم که متأسفانه 2 هفته قبل از کنسرت، پدرم به رحمت خدا رفت و همین امر ضربه روحی سختی به من زد و کنسرت را به تعویق انداختم؛ بعد که خواستم کنسرت بدهم، دستاندرکاران تالار کشور گفتند که برای سالن بزرگ جای خالی ندارند. ما رفتیم سالن غدیر را دیدیم و گفتیم فعلا 3 شب برنامه اجرا کنیم تا سال بعد که انشاءالله بتوانیم در تالار بزرگ هم برنامهای به صحنه ببریم.
در تاریخ ۳۰/۰۴/۱۳۸۴ پنجشنبه ساعت شش بعدازظهر، به همت وزارت ارشاد استان مازندران و خانه موسیقی نکوداشتی برای استاد حسن ناهید نوازنده چیره دست نی در دانشگاه مازندران واقع در بابلسر برگزار شد.در این جلسه صمیمی نصرالله ناصح پور رئیس هیات مدیره خانه موسیقی و هادی منتظری نوازنده کمانچه و عضو هیات مدیره کانون مدرسان خانه موسیقی، فاضل جمشیدی معاون اجرایی مدیر عامل خانه موسیقی حسن ناهید استاد و صاحب سبک معتبر و نامداری که زمان قاجار سر سلسله و "مکتب دار" نی بوده و و اصول بی بدیلی را بنا نهاد نایب اسدالله اصفهانی استاد مسلم نی است که در اواخر عصر قاجار میزیسته و حتی نوازندگان کنونی نی از دست پروردگان و تربیت شدگان آن مکتبند. از سخنان قصار او چنین روایت است که گفته: " من نی را از اغل گوسفندان به دربار پادشاه برده ام" یکی از شاگردان معتبر ایشان استاد مهدی نوایی که به استادی در نوازندگی نی شهرت بسزائی دارد. از شاگردان مهم و صاحب نام ایشام استاد حسن کسائی است که نی را بامهارت و قدرت و سلیقه مخصوص به خود مینوازد. و بالاخره از شاگردان معتبر استاد کسایی که گرد همایی و نکوداشت امروز به مناسبت تجلیل از ایشان ترتیب داده شده است، استاد حسن ناهید است. حسن ناهید از فعال ترین و چیره دست ترین نوازندگان نی در ایران است. او نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور نیز از محبوبیت خاصی برخوردار است. حسن ناهید با ایجاد هرگونه تحول در ساختار کنونی نی مخالف بوده و می گوید در کنسرتهایی که در سایر کشورها به اجرا پرداخته ام نوازندگانی که با ساز بادی آشنا هستند از سادگی نی حیرت کرده و از صدای ان همراه با لذت در تعجب بوده اند. اگر ما در ساز نی دگرگونی ایجاد کنیم سازی شبیه به فلوت ناقص ایجاد کرده ایم. حسن ناهید شصت و دومین بهار زندگی را تجربه کرده و همکار صمیمی و مهربان دانشگاهی ماست. انسانی با اخلاق و فداکار در امر تدریس بوده و هنرمندی متواضع و فروتن در گروهنوازیست. به بهانه مصادف شدن برگزاری همایش "نگرشی به میراث ساختار ساز نی " و جشنواره نی نوازان
هفته گذشته در آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی کشور همایشی با حضور دکتر حسین عمومی برگزار شد و دو مورد از پیشنهادات ایشان در مورد سازهای نی و تنبک به نمایش گذاشته شد. در این جلسه که با حضور حسین دهلوی برگزار شد، حسین عمومی در مورد کلیدی صحبت کرد که ساخت آن به بیش از۳۰ سال پیش (کنسرت با گروه استاد پایور) باز می گردد و بوسیله آن نوازنده قادر است نت " سی" که یکی از نتهای مهم در تکنیک نی محسوب می شود را بوسیله این کلید (که در پایین نی نصب می شود) تولید کند. این نت در قسمت میانه گستره صوتی نی قرار می گیرد که عدم وجود آن موجب اجرا نشدن حرکتهای ساده ای مانند اجرای یک گام ساده یا یک پاساژ … می شود. پس وجود چنین نتی در نی نقش حیاتی دارد و به هیچ وجه وجود آن به عنوان یک سرویس اضافه! مطرح نیست. (شاید اضافه کردن این کلید و تغییرات در بند آخر نی برای عده ای مانند اضافه کردن چند سیم به تنبک! برای اجرای ملودی باشد، ولی نباید فراموش کرد که اجرای یک گام بدون عیب و نقص جزء وظایف مسلم یک ساز ملودیک است) اگر هم برا ی عده ای از نوازندگان عتیقه بودن از وسیله بودن ساز مهمتر است، سازهایی قدیمی تر از نی بدون کلید هست که بر نی هفت بند متداول هم از لحاظ تاریخی پیشی می گیرد! البته نوازندگان برجسته ای چون حسن کسایی ، حسین عمومی ، عبدالنقی افشارنیا ، جمشید عندلیبی و … این طرح را تحسین کردند؛ ولی بخاطر عدم وجود دیدگاه کلی در مورد ارزشهای موسیقی ، این تغییرات تا کنون به نتیجه نرسیده است. در این میان شایعاتی هم بوجود آمده که گذاشتن کلید روی نی، این ساز را به یک فلوت ناقص تبدیل می کند! این دیدگاه بسیار غیرحرفه ای و غلط است؛ چرا که اگر برای تمام نتهای نی هم کلید بگذاریم این ساز با دندان نواخته می شود و بالاخره رنگ صدایی نی تولید می شود! البته شاید دلیل مطرح کردن چنین مسائل غیر علمی ، علاقه بعضی از اساتید به ساز تخصصیشان باشد که این علاقه حالت تعصب پیدا کرده و ساز را از وسیله موسیقی به هدف موسیقیدان تبدیل کرده است. لازم به ذکر است؛ آثار جاودان نی از جمله : آلبوم "از کران زنده رود" ،آلبوم "پیام عشق " و تکنوازیهای حسن ناهید و بهزاد فروهری … همگی با نی بدون کلید اجرا شده اند ولی این موضوع دلیل بر انکار مشکل بزرگ نی در اجرای گامها و مخصوصا"در ارکستر، نیست! اگر پارتیتورهای ارکستر ایرانی را مشاهده کرده باشید، نقش ضعیف نی را به راحتی احساس می کنید؛ بی شک با وجود اشکال یاد شده در ساز نی هیچ آهنگسازی حاضر به دادن نقش های مهم در اثرش به سازی ناقص نیست. این روزها که شاهد برگزاری جشنواره نی نوازان بودیم و نوازندگان ایران با غرور در این جشنواره می نواختند که حتی اشخاص آماتور هم تفاوت فاحش نی نوازان ایرانی را با نی نوازان سایر کشورها احساس می کردند! آیا بهتر نیست این اشکال نی ایرانی هم رفع شود تا نی مانند یک ساز قدرتمند در ارکسترهای ایران و جهان حاضر شود؟ گفتگوی هارمونیک : نظر به تقاضای بسیاری از دوستان برای آشنایی بیشتر با سازهای مختلف موسیقی و خصوصیات فیزیکی آنها، بزودی ستون ویژه ای برای این منظور در سایت گفتگوی هارمونیک در نظر خواهیم گرفت که در آن ضمن نقد و بررسی تاریخچه و فیزیک سازهای مختلف به روند تکاملی آنها نیز اشاره خواهیم کرد. همچنین قصد آن داریم تا شما را از نتیجه بررسی های انجام شده توسط اساتید و موسیقیدانهای داخلی و خارجی برای بهبود و تکامل سازهای مختلف آگاه سازیم. 4- گرما و رطوبت: اصل کلی در مورد تاثیر گرما در اجسام چوبی این است که باعث انبساط می شود. در مورد نی هنگامی که نوازنده مدت زمانی که به طور مداوم در نی می دمد، گرما و رطوبت هوای خارج شده از دهان، نی را گرم و مرطوب می کند. حال اگر بخواهیم اصل کلی را که بیان شد در مورد نی در نظر بگیریم، باید نتیجه بگیریم، گرما باعث انبساط نی شده و کوک آن را بم می کند. در حالیکه چنین نیست و هر چه نی از این نظر گرم تر و مرطوب تر شود کوک آن زیرتر میشود. به نظر می رسد این حالت در نتیجه امکان حرکت راحت تر و سریع تر مولکولهای هوا در سطح داخلی نی، بواسطه گرما و رطوبت ایجاد شده، میباشد.
نکته ای که در این مبحث بسیار حائز اهمیت میباشد، این است که قبل از اجرا حتماً نوازندگان نی باید مدتی با ساز تمرین کرده و ساز را به اصطلاح گرم نمایند، تا نی به کوک ثابت رسیده و در حین اجرا با تغییر کوک مواجه نشوند. نکته دیگری که در مبحث کوک باید عنوان شود این است که استفاده از سه روش اول برای تغییر کوک می بایست به گونه ای باشد که هماهنگی بین فواصل و نت های ساز حفظ شده و تغییر کوک بطور یکنواخت و در تمامی فواصل ساز ایجاد شود که این امر مستلزم تسلط و مهارت نوازنده و نیز دارا بودن ذهن و گوش موسیقایی قوی است و اینکه نوازنده با استفاده از تجربه خود بتواند در هر موقعیت و شرایطی از یک یا چند روش ذکر شده، استفاده کند. تریل: اجرای این تکنیک توسط نی با سرعت بالا ممکن است و بستگی به توانایی نوازنده، در اجرای سریع این تکنیک دارد. شیوه ی اجرای آن به این ترتیب است که با سرعت بالا هرکدام از سوراخ هایی که به عنوان نت پایه تریل در نظر داریم، باز و بسته نماییم. اجرای این تکنیک در نی چون بصورت مستقیم و بدون هیچگونه واسطه ای (مانند کلید) صورت می گیرد، دارای قابلیت زیادی از لحاظ سرعت می باشد. هرچند در اغلب قطعات ایرانی سرعت اجرای تریل از یک حدی فراتر نرفته، معمولاً نوازندگان نیز احساس نیازی برای بالا بردن سرعت اجرای این تکنیک نمی کنند. حال ذیلاً به محدودیت های نی در اجرای تریل می پردازیم: بشنوید قسمتی از «در قفس» ساخته ابوالحسن صبا را با نی و توجه کنید به اجرا تریلهای آن الف) اجرای تریل در حالتی که نت اشاره، "بمل یا دیز" است، در سرعت بالا تقریبا امکان پذیر نیست، زیرا نی برای اجرای فواصل نیم پرده سوراخ جداگانه نداشته و باید با گرفتن نیمی از سوراخ، این فواصل را اجرا کنیم. حال چنانچه بطور مثال بخواهیم روی نت پایه "لا"، تریل به "سی بمل" بدهیم، باز و بسته کردن نصف سوراخ در سرعت بالا، به جهت حرکت انگشت از زاویه غیر معمول مفاصل انگشت بسیار مشکل است. با این حال عده ای از نوازندگان با لرزاندن انگشت روی سوراخ تا حدی این محدودیت را (نه به معنای دقیق کلمه) رفع می نمایند. ب) در حالتی که نت پایه روی یک رجیستر است و نت اشاره روی رجیستر دیگر نیز اجرای این تکنیک غیر ممکن است. بطور مثال آخرین نت صدای دوم "لا" است و اگر نت اشاره، "سی" روی صدای سوم باشد، اجرای تریل غیر ممکن است. البته در نی معمولا نت جایگزین و مشترک می تواند در مواقعی این محدودیت را مرتفع نماید؛ بطوری که در مثال فوق می توان نت "لا" را از صدای سوم گرفت تا بتوان تریل را در این حالت اجرا کرد. لازم به ذکر است این موارد را البته نباید جزو محدودیهای تکنیکی نی برشمرد، ولی به جهت اینکه ممکن است برخی آهنگسازان از ساختار صدایی نی اطلاع کافی نداشته باشند و بخواهند بطور مثال در صدای بم با نت پایه "لا" تریل روی "سی" یا "سی بمل" بنویسند که در محدوده صدای اول نیست و هم زمان نیز نمی توان نت پایه در صدای اول باشد و نت اشاره روی صدای سوم. همچنین شایان ذکر است که در نی کلید دار، چون یک نت به محدوده صدایی نی از قسمت ابتدایی اضافه شده است، می توان بوسیله کلید روی نت پایه "سی" در صدای اول و دوم، تریل با اشاره به نت "دو" اجرا کرد که در نی هفت بند سنتی اجرای این کار غیرممکن است. نی به عنوان تنها ساز رسمی بادی موسيقی ما، سازيست که قابليت توليد دو نوع صدای کاملا متفاوت از هم را دارد. در سازهای بادی موسيقی کلاسيک معمولا برای تغیير رنگ صدايی از وسيله اي به نام سوردين استفاده ميکنند که بنا به نظر آهنگساز از اين وسيله برای بيان بهتر حالت اجرای يک قطعه استفاده ميشود. سوردين وسيله ای است که در ساز قرار مي دهند و باعث مي شود صدای ساز به نحوی محسوس تغيير کند، به طوريکه اگر شنونده ای که با اين وسيله و کاربرد آن آشنا نباشد، تصور مي کند اين صدا از سازجديدی توليد مي شود.
در سازهای ايرانی اين وسيله تعريف نشده و اين سازها با رنگ طبيعی خود اجرا ميشوند که صرفا يک نوع صداست. مثلاً ساز تار دارای صدای مشخص و متمايز از سازهای ديگر است که نوازندگان اين ساز صرفا با همان صدای مشخص به نوازندگی ميپردازند و در ارکسترهای مختلف و در تکنوازيها شاهد صدای تعريف شده ی تار هستيم. البته هر نوازنده ای بنا به خلاقيت خود به وسيله تغيير درتکنيک نوازندگی سعی ميکند صدای ساز خود را کمی متفاوت نشان دهد. برای مثال ميتوان به جابجا کردن زاويه و فرم مضراب توسط نوازنده ی تار اشاره کرد که در نهايت نيز تغيير بنيادی در صدای ساز به اين طريق صورت نمي پذيرد. مثال ديگر را میشود در نوازندگی تار با ناخن زد که آن هم فقط يک رنگ صدايی خاص است و با تغيير در دو صدای نی کاملا متفاوت است. صداهای شاخص نی دو نوع است. صدای اول يا همان بم که معمولا مردم صدای نی را در اين فرم مي شناسند. صدای دوم یا همان بم نرم است. این صدا بر اساس طبقه بندی ای که سابقا" به دلیل عدم وجود نت "سی" وجود نداشته و معمولا در گذشته "بم نرم" را جزو سه صدای اصلی (براساس طبقه بندی صدایی قدیم) قرار نمیدادند ولی با تغییراتی که در ساختمان نی از سالها پیش توسط دکتر حسین عمومی در نی بوجود آمده و نت "سی" به نی افزوده شده، باید صدای اوج و غیث را در امتداد بم نرم قرار دهیم. صدای بم صدايی است با حجم صوتی بالا نسبت به اصوات ديگر نی اعم از اينکه به صورت لبی نواخته شود يا دندانی. بشنوید صدای بم نی را با اجرا محمد موسوی امروزه هنرجوي نی، ميبايست ابتدا با اين صدا، نوازندگی را شروع کنند. چون هنگامی که هنرجو سعی در توليد صدا از نی مي کند، صدايی دورگه از ساز خارج ميشود که هم شامل صدای اول(بم) و هم شامل فواصل بالای صدای دوم (همان صدای اوج و غیث سابق) است. توضیح آنکه بر اساس طبقه بندی جدید، صدای "بم نرم" از چهار رجیستر صدایی تشکیل شده است: رجیستر اول، از نت "سی" (روی خط دوم حامل با کلید فا) شروع و تا "لا" (روی خط پنجم حامل با کلید فا) ادامه دارد. رجیستر دوم، یا همان صدای اوج سابق، از نت "سی" بالای خط حامل با کلید فا شروع و تا نت "لا" (بین خط دوم و سوم حامل با کلید سل) ادامه دارد. رجیستر سوم، یا همان صدای غیث سابق، از نت "سل" (روی خط دوم حامل با کلید سل) شروع و تا نت "می" (بین خط چهارم و پنجم حامل با کلید سل) ادامه دارد. رجیستر چهارم، یا همان صدای پس غیث سابق، از نت "دو" (روی خط سوم حامل با کلید سل) و تا نت "فا " (روی آخرین خط حامل با کلید سل) ادامه دارد. وسعت نی کلید دار در صدای "بم نرم" لازم به ذکر است که نی توانایی اجرای نت "سل" بالای خط حامل با کلید سل را هم دارد ولی بخاطر مشقاتی که اجرا کردن این نت دارد و نیز صدای نه چندان شفاف ، اکثر نوازندگان نی از اجرای این نت صرف نظر میکنند. برای اجرای این نت میبایست، خود ساز این قابلیت را داشته باشد که میزان هوا، زاویه دمیدن و فرم دهان و زبانی که مخصوص این نت است میباشد را تبدیل به صدا کند. (توضیحات بیشتر در رابطه با طریقه تولید صدای شفاف در رجیسترهای بالای صدای بم نرم در مقالات آتی داده خواهد شد.) بشنوید نت "سل" بالای خط پنجم حامل (با کلید سل) را در تمپوهای مختلف اگر در اين حالت مربی او سعی کند صدای ساز هنرجو را به نحوی بسازد که صدای دوم توليد شود چند اشکال پيش ميايد. اول اينکه هنرجو در ابتدا نميتواند بين رجیستر صدایی دوم و سوم بم نرم، تفاوتی را حس کند، مگر گوش موسيقايی او قوی باشد که اغلب اينگونه نيست و اين باعث ميشود بسا مدتی فرد سعی کرده، صدای دوم را از نی درآورد ولی درعمل صدای سوم يا حتی چهارم را توليد مي کرده و خود متوجه اين موضوع نبوده. زيرا در اوايل نوازندگی، فرد نفس خود را نمي تواند به خوبی کنترل کند و معمولا هوا را با فشار زياد و نوسان بالا وارد نی ميکند. ولی درصدای بم به علت حجم زیاد این صدا، تبدیل رجیستر اول به رجیسترهای بعدی بم به نسبت بم نرم مشلکتر است و نیاز به فشار بیشتری برای دمیدن دارد،در این حالت نوازنده مبتدی بهتر میتواند روی صدای اول برای کنترل یکنواخت کردن دمیدن مانور دهد. صدای بم نیز به مانند صدای بم نرم، از چهار رجیستر صدایی تشکیل شده و صرفا" رجیستر اول آن که همان صدای شاخص نی است قابل استفاده میشود و رجیستر های دیگر آن به دلیل نویز زیاد کار برد آنچنانی ندارد. به نمونه ای از اجرای وسعت نی با صدای بم توجه کنید البته نت های ابتدایی رجیستر دوم به دلیل اینکه شباهت زیادی با صدای اصلی بم دارند، میتوان از آنها برای امتداد رجیستر اول بم تا یک اکتاو و نیم، یعنی از نت " سی" (روی خط دوم حامل با کلید فا) تا نت "فا" (بین خط اول و دوم روی کلید سل) استفاده کرد. به نمونه ای از اجرای حسین عمومی در این مورد توجه کنید دوم فردی که ابتدای نوازندگی خود را با صدای بم شروع کرده به راحتی ميتواند در ادامه صدای دوم را بسازد، زیرا پس از مدتی هنرجو کنترل دميدن در نی را بدست آورده و به ترتيب و توالی نتهای محدوده ی صوتی بم آشنا شده و صدای دوم را نيز که از نظر ترتيب نتها همانند صدای بم است، با اندکی تمرين و بدون اينکه با فواصل ديگر ترکيب شود، ميتواند اجرا کند. صدای بم را در حالت نوازندگی دندانی نی باید صدای اصلی محسوب کرد، يعنی صدای پايه ای نی همان بم است و صداهای ديگر از مشتقات بم به حساب ميايند. برای روشن شدن مطلب و اينکه بر چه اساس صدای اصلی نی، بم است ميتوان صدای انسان را مثال زد. صدای طبيعی و اصلی انسان همان صداييست که با آن صحبت ميکنيم و حتی در محدوده طبيعی خود آواز مي خوانيم. حال اگر سعی کنيم از حد صوتی خود فراتر رويم مجبور ميشويم با اندکی تغيير در فرم و استيل صدايی، وارد صدای ديگری شويم که اصطاحاً صدای فالست(folse ) نامگذاری شده است. در نی نيز همين تغييرات را ميتوان ديد. اگر صدای بم را همانند صدای طبيعی انسان در نظر بگيريم، رجیسترهای دوم و سوم نی همان صداهای غير طبيعی يا فالست مي باشد. دستگاه چهارگاه :
دستگاه چهارگاه از نظر علم موسیقی یکی از مهمترین و زیباترین مقامات ایرانی است. گام آن مانند شور و همایون پایین رونده و مثل گام ماهور و اصفهان بالارونده می باشد، چرا که در دو حالت محسوس است. یعنی می توان گفت که این گام، مخلوطی از گام سه گاه و همایون است و اگر نت دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم، ماهور تبدیل به چهارگاه می شود.
در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشو و دو علامت ربعی فرو شو با هم وارد شده اند و فواصل درجات این گام نسبت به تونیک عبارتند از : دو نیم بزرگ ، سوم بزرگ ،چهارم درست ، پنجم درست ، ششم نیم بزرگ ، هفتم بزرگ و هنگام، که دانگهای آن هم با یکدیگر برابر است. نت شاهد (تونیک) این دستگاه نیز در راست کوک «دو» است. حالت آغازین درآمدهای چهارگاه، با نت «لا» بسیار واضح و مشخص است و به این وسیله به راحتی می توان آن را از سایر گامها تشخیص داد.
از میان مقامات ایرانی و بخصوص موسیقی مشرق زمین، شور، سه گاه و چهارگاه هستند که از این میان، مقام چهارگاه از همه مهمتر است. چهارگاه را گامی کاملاً ایرانی و خالص می دانند. این گام با گام بزرگ (ماژور) ارتباط دارد چرا که مانند گام بزرگ بالا رونده است. سوم بزرگ مانند گام بزرگ است_ دانگهایش مثل گام بزرگ (ماژور) مساوی بوده و فاصله ی آخر آنها نیم پرده است_ و همین طور فاصله ی هفتم آن مانند هفتم گام بزرگ است و فاصله ی محسوس تا تونیک نیم پرده می باشد.
از طرف دیگر این چهارگاه با گام کوچک (مینور) نیز ارتباط دارد و به طریقی تمامی گامهای مختلف در یک جا جمع شده اند و بهترین صفات هر گام را انتخاب کرده تا گام چهارگاه را با صفات عالی تشکیل دهد. گام چهارگاه هم از نظر آوایی و هم گوشه های مشترک، شباهت زیادی با گام سه گاه دارد. چهارگاه در گوشه زابل، کمی به اوج می رود. این گوشه با این که نت شاهد و ایست ثابتی ندارد ولی از حالت ریتمیک و ضربی بالایی برخوردار است ولی از این نظر، هیچ وقت به پای گوشه مخالف نمی رسد. مخالف اوج زیبایی چهارگاه است. حصار گوشه ای است که در عین زیبایی، کمی از نظر کوک برای نوازندگان بخصوص سنتورنوازان، مشکل ساز می شود. زیرا برای اجرای این گوشه در ادامه ردیف چهارگاه، بایستی نت »فا« را دیز کوک کرد (البته در راست کوک). یعنی نت فا، نیم پرده زیر می شود. این گوشه تا حدودی معادلات چهارگاه را به هم می ریزد و برای اینکه بتوان به ادامه ردیف پرداخت، بایستی فرودی مجدد به درآمد داشته باشیم. گوشه منصوری نیز معمولاً پایان بخش دستگاه چهارگاه است. حالات کرشمه، بسته نگار، حزین و زنگ شتر، به زیبایی در تمام چهارگاه، خودنمایی می کنند.
آواز چهارگاه نمونه جامع و کاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ملی ماست. چرا که درآمد آن مانند ماهور، موقر و متین است و شادی و خرمی خاصی دارد. در ضمنی که آواز زابل در همه دستگاه ها و در اینجا حزن و اندوه درونی در آواز ما دارد. آوازی نصیحتگر ، تجربه آموز و توانا مانند همایون دارد و آواز مویه و منصوری غم انگیز و حزین است. پس این دستگاه نیز به دلیل کمال خود هم گریه و زاری می کند و هم شادی می آفریند و گاهی مسرور و شادمان است و گاهی نیز غم انگیز و دلشکسته و با توشه ای از متانت و وقار عارفانه شرقی. اما روی هم رفته چهارگاه را می توان دستگاهی محسوب کرد که مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالی انسانی را در کنار خصایص و محسنات انسانی صبور و شکیبا دار است.از ناکامی ها و نا امیدی ها اشک غم می ریزد و در شادی ها و خوشی ها اشک شوق و سرور. این دستگاه، بهترین گزینه برای ساخت قطعات و تصانیف ملی میهنی و حماسی است به طوریکه به زیبایی می تواند حالت شوق و افتخار وصف ناپذیری را در شنونده بوجود آورد. نوازندگی در این دستگاه با هر یک از سازهای ایرانی، زیبایی خاص خود را دارد ولی هنگامی که تارنوازی به اجرای چهارگاه می پردازد، چیز دیگری است. ****** آواز ابوعطا : ابوعطا از مهمترین ملحقات شور به حساب می آید و نیز از کامل ترین آنها. انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می اندیشد. به این ترتیب تا اندازه ای می توان نتیجه گرفت, کسانی که بیشتر به آواز ابوعطا علاقه دارند و آن را بیشتر از سایر دستگاهها گوش می دهند, انسانهای نسبتا گوشه گیر اند که دراویش هم از آنها مستثنا نیستند. تونیک (نت شاهد) این آواز, نت «دو» بوده (البته در راست کوک) و مشخص ترین حالت آن, اجرای صعودی سه نت لا- سی - دو (یعنی یک پرده پایین تر از آواز دشتی) است. این آواز معمولا از نت های «لا» یا «سل» آغاز شده و با همین نت ها نیز ختم می شود.از نظر نت شاهد و نت ایست, آواز ابوعطا با دستگاه نوا, مشابه است.
آواز ابوعطا از نظر حالت موسیقایی, مشابهت زیادی با موسیقی عربی دارد و شاید در طول تاریخ, از یکدیگر بهره هایی نیز برده باشند. گوشه بسیار مفصل و در عین حال زیبایی در ابوعطا وجود دارد که به «حجاز» معروف است که به عنوان اوج آن محسوب می شود. بسیاری از موسیقیدانان گذشته و حتی حال, این گوشه را یک آواز مستقل از ابوعطا می دانند. نت شاهد این گوشه که حالت ضربی بسیار جالبی نیز دارد, «ر» است (مانند آواز دشتی) به همین دلیل, به راحتی می توان از این گوشه وارد آواز دشتی شد و مرکب نوازی و یا مرکب خوانی پرداخت. بسیاری حجاز را با دشتی اشتباه می گیرند, در حالیکه در حجاز هرگز «ر» کُرن استفاده نمی شود. اوج زیبایی ابوعطا, در حجاز نمایان می شود و می توان گفت که تقریبا حالتی کوچه بازاری و عامه پسند دارد و برای فهم آن, نیازی به تامل کردن نیست. حالت «کرشمه» و «حزین» در ابوعطا بسیار دلنشین است. تقریبا تمامی گوشه های ابوعطا حالتی متفاوت با درآمد ابتدایی دارند و معمولا نت شاهدشان, نت ثابت و مشخصی است. به همین خاطر تمییز دادن گوشه های ابوعطا از یکدیگر, کار آسانی می باشد. فرود ابوعطا به تمامی ملحقات شور و حتی برخی از دستگاههای دیگر, امکان پذیر است ولی به مهارت خواننده و نوازنده بستگی دارد. شاید تمامی گوشه های ابوعطا, حالت ضربی نداشته باشد, اما از گوشه هایی چون «چهارباغ (چهارپاره)» و حجاز, بسیار در ساخت ضربی و تصنیف استفاده می شود. تصنیف قدیمی : ما در خلوت به روی غیر ببستیم از همه باز آمدیم و با تو پیوستیم در همه چشمی عزیز و پیش تو خاریم در همه عالم بلند و پیش تو پستیم مردم هوشیار از این معامله دورند شاید اگر عیب ما کنند که مستیم ****** بعد از مدت ها توانستم نی نوازی های نایب اسدالله ( بزرگترین استاد نی ) را که مربوط به قرن ۱۲ هجری شمسی است ، پیدا کنم تا در اختیار شما و علاقمندان به نی قرار دهم. این تک نوازی ها همراه با آواز آقا حسین تعزیه خوان می باشد که من فقط نی نوازی های نایب را انتخاب و برای دانلود قرار دادم. ارزش این آثار بیشتر از لحاظ قدمت و اصالت آن است. در این آهنگ ها شما می توانید احاطه کامل بر ردیف سازی و آوازی ، مهارت بسیار در جواب آواز ، نفس مرتب ، صدا دهی عالی ویژه نی نوازی موسیقی ردیف و همخوانی با صدای سایر سازهای ایرانی را شنیده و درک کنید. این قطعات را حتما گوش کنید :
***** معرفی اساتید مکتب اصفهان - قسمت چهارم استاد حسین یاوری
استاد حسین یاوری - نوازنده و حافظ ردیف سازی نی یکی از شاگردان ( با واسطه ) نایب اسدالله ، استاد حسین یاوری بود.نام «نى» با نام استاد حسن كسايى گره خورده است و به اين لحاظ در فضاى عمومى موسيقى ايرانى كمتر كسى به شيوه هاى ديگر نواختن نى، متفاوت از شيوه استاد كسايى ، توجه مى كند. يكى از اين «شيوه هاى ديگر» شيوه زنده ياد حسين ياورى بود. ياورى نى نواز نابينايى بود كه بنابه روايت هم عصرانش بيش از هر نوازنده ديگرى در كار يافتن و ضبط گوشه هاى موسيقى ايرانى تلاش كرد، اما به سبب فضايل اخلاقى خاصى كه داشت نه تنها مانع از ضبط صداى سازش مى شد، بلكه به دشوارى نيز دانسته هاى خود را به ديگران مى آموخت. خسرو سينايى در سال هاى دهه ۵۰ درباره او فيلم مستندى ساخته است. مرحوم حسین احمدیان ملقب به یاوری فرزند عباس به سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در خطه زنده رود اصفهان چشم به جهان باز کرد. در سن ۱۴ سالگی پدر را از دست داد و به ناچار تحت سرپرستی مادر قرار گرفت. استاد یاور در کوچکی شاگرد چاقو سازی در اصفهان بود. یک روز صدای نی چوپانی را می شنود و پیش چوپان می رود ، نی چوپان را می گیرد و در مواقع بیکاری در مغازه نی میزد. تا اینکه روزی نایب اسدالله از آنجا عبور می کند و صدای نی یاوری را می شنود ، نی را از وی گرفته و یک قطعه در آواز دشتی می زند که استاد یاور همیشه از آن صدای ملکوتی یاد می کردند و بعد یاور را نزد شاگرد خود مهدی نوایی جهت فراگیری نی می فرستد.
استاد حسین یاوری - در آخرین سال های عمر خویش استاد نور علی برومند زمانی نزد استاد حسین یاوری در اصفهان آمده بودند و از دقت استاد یاوری در اجرای فواصل و ریزه کاری های موسیقی بسیار تعریف می کردند. استاد یاور دارای استعداد و هوش و حافظه ای قوی و استثنایی بود و در حفظ و ترویج موسیقی همواره کوشا بود و در اثر زحمات شبانه روزی ، بیش از ۴۸۶ گوشه و مقام در دستگاه های مختلف و آوازهای ایرانی را به طور کامل از بر داشت. استاد یاوری تا پایان عمر همسر اختیار نکرد و در اواخر عمر به علت عناد و دشمنی در یکی از شهرهای ایران او را مسموم کردند و در غذای او جیوه ریختند و در نتیجه او نابینا شد. ياورى در باغ كوچكى زندگى مى كرد كه آقاى كاشفى (كه از مريدان او بود) آن باغ را به او هديه داده بود. اين باغ در خيابان مجمر اصفهان واقع بود و ميعادگاه دوستان و دوستداران موسيقى بود. شخصيت هاى مختلف علمى، فرهنگى، هنرى و اجتماعى از شهر هاى مختلف به باغ ياورى مى آمدند و از محضر او بهره مى بردند از جمله استاد نور علی برومند ، مرحوم مجد استاد تار، روان شاد استاد اسدالله ملك و استاد پرویز یاحقی و استاد تاج اصفهانی و .... استاد جلال تاج اصفهانى درباره ياورى می گفت: «ياورى استاد است و رديف ها و گوشه هاى بسيارى را بلد است ولى خيلى باهوش است و آنچه مى داند براى همه نمى گويد مگر براى اهل معرفت.» شاگردان استاد یاوری
استاد عباس کاظمی - استاد عباس قاضی - استاد احمد هنرمند - استاد محمد حدادیان ياورى براى شاگردانش وقت صرف مى كرد و در طول ۵۰ سال عمر پر افتخارش بیش از هزاران نفر از محضرش استفاده کردند. بعضی از این شاگردان در نی : استاد عباس کاظمی ، احمد هنرمند ، مرحوم عباس مدینه ، حاج محمد بطانی ، عباس قاضی و محمد علی حدادیان و تعداد بیشمار دیگری از هنرمندان معاصر است. روحش شاد و یادش گرامی باد ... معرفی اساتید مکتب اصفهان - قسمت اول بعد از عصر صفوی و دوره خفقان و اختناقی که توسط پادشاهان صفوی به وجود آمده بود ، دوره جدیدی در موسیقی در زمان حکومت قاجار ها پدیدار گردید . در زمان صفویان به علت مخالفت شدید پادشاهان ( به دلایل مذهبی ) هیچ کس نمی توانست به ارایه کار موسیقی به صورت علنی بپردازد ، به طوری که هر کاری و هرکسی به شدت سرکوب می شد . ولی همیشه راه حل هایی برای مقابله با زور وجود داشته و دارد و مثل همیشه با جبر وظلم نمی توان کاری از پیش برد. موسیقیدانان ایرانی در آن زمان راه حلی برای ارایه موسیقی با مجوز آن زمان ( وزارت فرهنگ و ارشاد صفویه ! ) پیدا کردند و آن اجرای موسیقی و آوازها به شکل تعزیه و روضه و ... از این قبیل مراسم بود. آنها گوشه های آوازی ایرانی را در قالب مراسم های اینچنینی ارایه می کردند. ( مراسم هیئت ها و سینه زنی های امروزی به جا مانده از همین دوران است. ) در دوره قاجار و پایان دوران سیاه موسیقی ، اهل هنر دوباره به گردآوری موسیقی ایرانی به صورت مدون و منظم برآمدند تا از نابودی آن جلوگیری کنند. در اصفهان به دلیل پایتخت بودن در آن زمان ، اساتید بسیاری حضور داشتند که این اطلاعات موسیقیایی را سینه به سینه منتقل کردند. اوج هنر و آواز ایرانی در زمان ناصرالدین شاه قاجار بود. حال به اساتید مکتب اصفهان اشاره ای می کنم و زندگی هر کدام را به اختصار بیان خواهم کرد :
● اساتید آواز ایرانی ۱- سید عبدالرحیم اصفهانی : در راس استادان آواز ایرانی قرار دارد و امروزه هر چه که از آواز اصیل ایرانی می شنویم و به جای مانده از این استاد درویش مسلک است. سید عبدالرحیم اصفهانی در سال ۱۲۳۲ خورشیدی در محله دربکوشک اصفهان به دنیا آمد. اشعار بسیاری از حفظ داشت و در خواندن آواز با اصول و تئوری موسیقی همچنان تا به امروز بی همتاست. جلال الدین همایی از نام آوران ادبیات فارسی در کتاب هنر و هنرمندان در مورد سیدرحیم می نویسد: به گفته همه ارباب فن ، خاتم موسیقیدانان ایران بود. آوازش در ملاحت و رسایی و گیرایی از مواهب آسمانی شمرده میشد و موسیقی شرقی را هیچکس بهتر از او نمیدانست. از خود نیز ابتکاراتی تازه داشت و گوشههای مخصوصی ابداع کرده بود و آواز شهرتش از اصفهان به اقصی بلاد ایران رسیده عموم خوانندگان و نوازندگان ایران به استادیش میستودند و بشاگردی وی مباهات میکردند. »سید رحیم در کنار« نایب اسدالله» نی زن چرب دست، قطعاتی بسیار در محافل آنزمان اجرا کرد که یادگارهای متعددی از آن دوره بر جای مانده است. از شاگردان برجسته آواز این استاد میتوان به «تاج اصفهانی »، « ادیب »،«حبیب شاطرحاجی» و .... اشاره کرد. ولی شاگرد برجسته و بزرگ ایشان میرزا علی قاری بورد. سید رحیم اصفهانی در ۱۳۱۴خورشیدی چشم از جهان بست و مقبره وی در تخت پولاد اصفهان، واقع است. آیین بزرگداشت وی پس از هفتاد سال انزوا و غربت توسط انجمن اصفهان پژوهان و دوستداران میراث فرهنگی مورخ ۳۰/۱۰/۱۳۸۴برگزار شد.
۲- میرزا علی قاری : اطلاعات زیادی از زندگی شخصی ایشان در حال حاضر ندارم. ولی در آینده اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار می دهم. همین قدر بگویم که از شاگردان سید رحیم ، بسیاری از آنان را شما می شناسید و صدای آنها را بر روی صفحات و نوارهای مختلف شنیده اید مانند آقای تاج اصفهانی و ادیب خوانساری و ... ولی فرق عمده و اساسی این شاگردان با آقای میرزا علی قاری این بوده است که آنها ردیف سید رحیم را با تغییرات و دست کاری هایی که شاید به خاطر سخت بودن و عدم درک کامل گوشه ها بوده است ، در دوره های بعدی انتقال و آموزش دادند. ولی میرزا علی قاری بدون هیچ گونه تحریف ، ردیف ها و گوشه های آوازی را ، دست نخورده و کامل به شاگردان خود آموزش دادند. که علت برجسته بودن ایشان نسبت به دیگر شاگردان سیدرحیم همین مطلب است. میرزا علی قاری تنها کسی بود که تا آخرین لحظه ها دوش به دوش سید رحیم بود و از ایشان جدا نشد.
● اساتید نی ۱- نایب اسدالله اصفهانی ( ملقب به خداوندگار نی ) : این استاد از موسیقیدانان معروف و از نوازندگان برجسته نی در ایران بوده است. او دارای گوشی حساس ، انگشتانی چابک و قریحه و استعدادی کم نظیر بود. تا قبل از استاد نایب اسدالله اصفهانی ، نی را به شیوه نوازندگی با لب ( به اصطلاح عامیانه ، چوپانی ) می نواختند و استاد نایب اسدالله اولین کسی بود که شیوه اجرای نی را به شیوه امروز یعنی گذاشتن نی در بین دندان های پیشین نوازنده اجرا کرده است و پس از او شاگردان ایشان به راه او در این شیوه ادامه دادند. نایب اسدالله ( خداوندگار نی ) ، نی نوازی بود که در سفر ناصرالدین شاه به انگلستان با او همراه بود و برای ملکه وقت نی نواخت. ملکه در میان حضار گفت : « باید اعتراف کرد این مرد ایرانی با چوبی خشک که بیش از چند سوراخ در آن دیده نمی شود ، چنان غوغایی کرد که تمامی سازهای پیشرفته امروزی را منهدم ساخت ! » جمله معروف او را حتما شنیده اید : « من نی را از آغل گوسفندان به دربار پادشاه بردم. » نایب ردیف ها و گام های گمشده موسیقی را پیدا کرد. ۲- مهدی نوایی : استاد مهدی نوایی ، بزرگترین و بهترین شاگرد نایب اسدالله اصفهانی بود. از آثار وی چند تک نوازی و چند همنوازی با آواز پروانه و سه تار عبدالله دادور ( قوام السلطان ) را می توان نام برد. او در سال ۱۲۸۵ در اصفهان به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۶ دار فانی را وداع گفت . از بزرگترین شاگردان وی استاد حسن کسایی و استاد حسین یاوری بودند. استاد مهدی نوایی - برترین شاگرد نایب اسدالله ۳- استاد حسین یاوری : یاوری نی نواز نابینایی بود که بنا به روایت هم عصرانش بیش از هر نوازنده دیگری در کار یافتن و ضبط گوشه های موسیقی ایرانی تلاش کرد، اما به سبب فضایل اخلاقی خاصی که داشت ، نه تنها مانع از ظبط صدای سازش می شد ، بلکه به دشواری نیز دانسته های خود را به دیگران می آموخت. با مرگ او در نخستین سال های بعد از انقلاب گنجینه ای از دانش و موسیقی نیز به خاک رفت. او در تمام عمر در فقر ، در اتاقی محقر در باغی نیمه ویران در حاشیه زاینده رود اصفهان زندگی می کرد و شاید شفاف ترین صدای ضبط شده ساز او مربوط به فیلم مستندی باشد که خسرو سینایی در سال های دهه ۵۰ درباره او ساخته است. استاد حسین یاوری در سال ۱۲۸۵ در خانواده ای فقیر متولد شد. در کودکی پدرش را از دست داد. روز ها کار می کرد و عصر و شب به درس و تمرین می پرداخت. پس از علاقمندی به نی ، یک ساز نی تهیه کرد و راه نى نوازى را پيشه كرد و بالاخره در برخوردى كه با استاد نائب اسدالله داشت به شاگردى ايشان پذيرفته شد. ولى استاد نائب اسدالله به دليل كهولت او را به برجسته ترين شاگرد خود «مهدى نوايى» سپرد و اين استادوشاگردى تا پايان عمر استاد نوايى ادامه داشت. شاگردان استاد یاوری : ۱ - استاد عباس غازی ۲ - استاد عباس کاظمی ۳ - استاد هنرمند ۴ - جناب آقای شیخ صراف و ... بودند . استاد تاج اصفهانی درباره یاوری می گوید : « ياورى استاد است و رديف ها و گوشه هاى بسيارى را بلد است ولى خيلى باهوش است و آنچه مى داند براى همه نمى گويد مگر براى اهل معرفت. » یاوری معتقد بود كه موسيقى از «فارس» شروع مى شود، در «اصفهان» تكوين مى يابد و در «تهران» خراب مى شود. ( عین حقیقت را گفته اند ! ) بار ها مى گفت موسيقى ما ۲۴ دستگاه بود و هر كدام را در ساعت خودش مى نواختند تا اثر گذار باشد و ۲۴ بيت براى اين ۲۴ دستگاه مى خواند. روحش شاد ...
استاد حسین یاوری ، او و حسن کسایی هر دو از بهترین شاگردان مهدی نوایی بودند.
نی با همه ویژگی های خاص خود و با همه زیبایی هایی که در صدای آن نهفته است ، گاهی اوقات با کم توجهی و حتی بی توجهی مواجه می شود . قدیمی ترین و اصیل ترین ساز موسیقی ایرانی ، ساز نی می باشد . نی از نظر صدا دهی و تعداد هارمونیک های صوتی ، غنی ست و صدایی دل نشین دارد . تولید صداهای مطلوب از نظر صدادهی و تن و اجرای فواصل صحیح موسیقی در این ساز بسی مشکل است . لطيفترين صداى سازهاى ارکستر موسيقى ايرانى بىشک متعلق به نى است. نى يا ناى قديمىترين ساز بشر است. انواع و اقسام اين ساز در موسيقىهاى مقامى ايران وجود دارد و نوع متداول آن در موسيقى رسمى رديف دستگاهی ، نى هفت بند است. نى از خيزرانهاى آماده که با تکنيک خاص سوراخ مىشوند و مجوف مىگردند، تهيه مىشود. تکنيک نواختن نى به شيوه امروزى را از استاد نايب اسدالله اصفهانى مىدانند. از نى بيشتر در تکنوازى استفاده مىشود و از چهل سال گذشته به همت استاد حسن کسايى وارد ارکستر شده است. چند روز پیش که داشتم محصولات شرکت ماهور را نگاه می کردم ، فکر جالبی به ذهنم رسید . شرکت ماهور در حرکتی جالب اقدام به جمع آوری و گردآوری آثار مختلفی در شاخه بندی های مختلف ، در صد سال اخیر کرده است و آثاری مثل صد سال آواز ، صد سال تار ، صد سال سنتور و ... را برای علاقمندان به آواز و این ساز ها ارایه کرده است . اما در کمال تعجب می بینیم که برای قدیمی ترین و اصیل ترین ساز ما ، یعنی نی چنین اقدامی صورت نگرفته است ، در حالی که به نظر من نی یکی از قوی ترین و مناسب ترین ساز ها برای جواب آواز ایرانی و انتقال حس ردیف ها و دستگاه ها و گوشه های موسیقی ما به شنونده است . به همین علت من تصمیم گرفتم که به تقلید از شرکت ماهور ، کار آنها را کامل تر کرده و مجموعه ای از قطعات نی نوازی و تکنوازی های نی ، از صد سال گذشته تا به امروز برای دانلود با نام صد سال نی در اختیار علاقمندان به ساز نی قرار دهم . از نوازندگان نی از صد سال پیش تاکنون می توان : استاد نایب اسدالله اصفهانی ، مهدی نوایی ، حسین یاوری ، حسن کسایی ، عباس کاظمی ، محمد موسوی ، محمد علی کیانی نژاد ، حسن ناهید و جمشید عندلیبی و ... را نام برد . من با توجه به آرشیوی که از نی در اختیار داشتم و با توجه به سلیقه شخصی خودم قطعاتی را برای این مجموعه انتخاب کردم که امیدوارم مورد توجه شما نیز قرار بگیرد :
نکته ای که باید اضافه کنم این است که نفر آخری که در این لیست قرار داده شده ، یعنی آقای علیرضا بس دست ، شاید برای بسیاری از شما ناآشنا باشد ولی من اولین باری که صدای نی را درک و احساس کردم ، قطعه ای بود که آقای بس دست در مایه دشتی ( چوپانی ) در آهنگ رازدل اجرا کرده اند . به همین علت بنده اسم ایشان را در این لیست قرار دادم . همچنین قطعه شماره 11 ( حسین عمومی ) قطعه 2 نوازی نی و تار است که در دستگاه چهارگاه گوشه زنگوله توسط حسین عمومی و استاد علیزاده اجرا شده است . نغمه وبلاگ
می و میخانه آواز : شاهزیدی راست پنجگاه
اين دستگاه پرمسئله ترين آواز ايراني است . چرا ؟ چون اين دستگاه مدتها به دلايلي اجرا نمي شده ! چرا ؟ چون اين طور شايع شده بود که دستگاه واقعا مشکلي است و کسي را ياراي از عهده بر آمدن آن نيست ؟! مگر استادان استخوان خرد کرده و ... ! نخستين اجراي رسمي راست پنجگاه در جشن هنر شيراز در سال 55 در شيراز توسط هنرمندان ارجمند شجريان و لطفي انجام شد و البته از آن تاريخ تا کنون به نوعي "مد" شده است و همه هنرمندان سعي مي کنند ، يک بار هم که شده آن را اجرا کنند تا مهارت خود بر رديف موسيقي را به ديگران نشان بدهند . اما سوال اينجاست که مشکل اجراي راست پنچگاه چيست ؟ از نظر پرده بندي راست پنجگاه کاملا شبيه ماهور است بطوريکه شنونده ناآشنا اين دو را عموما اشتباه مي گيرد . * جالب است بدانيد از نظر اجرا با ساز ، اصولا آوازهايي مشکل ترند که فاصله بين پرده هاي آنها بيشتر باشد که شامل همايون و بويژه چهارگاه مي شود . (که قطعا نوازندگان ساز ، مخصوصا تار نوازها اين مطلب را تاييد مي کنند) پس فرق راست پنجگاه و ماهور چيست ؟ راست پنجگاه دستگاهي است که تحريرها در آن پايين رونده هستند در حاليکه ماهور برعکس بالا رونده هستند . که اين مسئله نيز قطعا نبايد مشکلي باشد . اما تنها نکته اي که هنر راست پنجگاه مي باشد مرکب نوازي و مرکب خواني در آن است بطوريکه از قديم رسم بوده که کسي که همه آوازها را به خوبي فرا مي گرفته به عنوان پايان دوره راست پنجگاه را آموزش مي ديده ، که نوعي تمرين براي مرکب خواني نيز بوده است . ولي از آنجا که گام ماهور و راست پنجگاه دقيقا يکي است پس بايد منطقا همان کارهايي که در راست مي توان انجام داد در ماهور هم انجام داد که البته انجام هم مي شود . يعني در ماهور هم مي توان مرکب خواني هاي زير را انجام داد : * از شکسته به افشاري - که بعدا مي توان به عراق و از آنجا به بيات ترک هم رفت . * از دلکش به شور - و با اجراي گوشه هاي قرچه ، رضوي ، حسيني و ... ، همه گوشه هاي شور را اجرا کرد . - البته با ورود به شور عملا راه اجراي دشتي و ابوعطا هم باز مي شود . * از راک به اصفهان - از اصفهان به مخالف سه گاه و ... - يا از اصفهان به عشاق و سپس شور رفت و ... که دقيقا همان کارهايي است که در راست پنجگاه هم انجام مي دهند . اصولا مرکب نوازي بر پايه هاي علمي استوار است و با دانستن راه درست با تمرين مي توان از همه دستگاهها به بقيه دستگاهها وارد و خارج شد . بنابراين مي بينيد که راست پنجگاه هيچ پيچيدگي نسبت به ماهور و يا ساير آوازها ندارد و اين مطلب با اجراهاي فراواني که اخيرا نيز از آن انجام شده به اثبات رسيده است ؛ مانند : شجريان : راست پنجگاه – چشمه نوش - فرياد گلپا : اجراي خصوصي با ميلاد کيايي در آمريکا ايرج بسطامي : فسانه با کيوان ساکت ناظري : (نيز چند سال پيش آن را اجرا کرده بود که نام آلبوم را فراموش کرده ام ). افتخاري : مقام صبر با مشکاتيان و... حتي با ساز هم بسيار اجرا شده که نمونه حاضر (آلبوم "بهار گلها" با اجراي هنرمندانه استادان جواد معروفي و همايون خرم) يکي از آنهاست و يا : احمد عبادي در آلبوم دو نواره . همايون خرم و جليل شهناز در مجموعه 12 مقام . * پايان سخن اينکه به خاطر عدم آگاهي کافي عموم ، عده اي راست پنجگاه (و همچنين نوا) را در حد پيچيده ترين آواز ايراني بالا برده اند و از دسترس هنرجويان آن را خارج کرده اند در حاليکه همانطور که گفته شد اين مسئله اصولا واقعيت ندارد و يا دست کم به آن پيچيدگي هاي گفته شده نمي باشد و اگر آسان تر نباشد ، مشکل تر هم نيست . بهار گلها
توضيحي درباره برخي تراک هاي اين آلبوم : همینطوری الکی الکی یک سال گذشت…….. حیف که کلامم ضعیفه، و چیزی راجع به پرویز مشکاتیان نمی تونم بنویسم این گفنگوی زنده یاد مشکاتیان با رادیو فرهنگ را حتماً گوش کنید، تا ایمان بیارید که: دریغا ای دریغا ای دریغا / خدایی، سایه ای رفت از سر ما……. (دریافت گفتگوی زنده یاد مشکاتیان با برنامه نیستانِ رادیو فرهنگ از اینجا) . در یک سال گذشته بیشتر با کارهای پرویز مشکاتیان در دستگاه “شور” مانوس بودم…. چند نمونه اش: قطعه “خزان” و تکنوازی شور از آلبوم “مژده بهار” / دریافت تکنوازی شور و قطعه “تمنا” از آلبوم “تمنا” / دریافت تصنیف “لحظه دیدار” با سنتور و صدای پرویز مشکاتیان، از آلبوم “لحظه دیدار” / دریافت . خلاصه که: ای چـــرخ فلک خـــرابی از کیـنه تــــوست/ بیـــداد گـــری شیـــوه دیـــریـنـه تــــــوست . این لینک را هم ببینید
چندین سال پیش که به استاد شجریان علاقه مند شدم آرام آرام با آثار مشکاتیان آشنا شدم. آن موقع به دوستم گفتم، و الان بعد از گذشت ۶ سال باز تکرار میکنم، که مشکاتیان تنها آهنگسازیست که ساختههایش با من حرف میزند، از زمره تنها تکنوازان، و تنها سنتور نوازیست که میتوانم چند روز آثارش را گوش بدهم و خسته نشوم. این اواخر آهنگ هایش را خیلی گوش میکردم. دیشب سرّ عشق، پریشب دود عود، روز قبلش دستان، و هفتهٔ گذشته آثار تکنوازی اش. شاید کسی نباشد که آهنگها و تکنوازیهای او را شنیده باشد و اذعان نداشته باشد که این آثار نشات گرفته از یک فکر و روح عمیق اند. شاید کسی نباشد که از آنها لذت نبرد و به فکر عمیق فرو نرود و اشک نریزد. در گذشت او را به خانواده اش، اهالی موسیقی ایران، و همهٔ ایرانیان تسلیت میگویم. روحش شاد او آرام باد. او با هنرش خود را در این دنیا و در قلب مردم جاودانه کرد. قطعه ای که میگذارم تصنیف سرو آزاد است که مرحوم مشکاتیان در آواز دشتی می خواند و با سه تار اجرا میکند که میتوانید دانلود کنید یا همینجا گوش کنید. دریافت این تصنیف از اینجا
غروب روز 29 فروردین ماه سال 1386 بود که استاد محمد طغانیان دهکردی پیر کمانچه نواز دهکرد ( شهرکرد فعلی ) ، در سکوت خبری رسانه ها و ... روی در نقاب خاک کشید . برگرفته شده از هفته نامه کیمیای ایران هنرمند بزرگ اصفهانی و استاد مسلم نی جهان/حسن کسایی دربستر بیماری هستند.نی نوازان اصفهانی ازجمله بنده از همگان خواسته ایم که برای سلامتی این استاد دعا کنید همگی گفته اند :
هنرمند بزرگ اصفهانی و استاد مسلم نی جهان/حسن کسایی دربستر بیماری هستند.بیاییم از خداوند متعال شفای ایشان را بخواهیم .براستی دیگر جای این بزرگان را هیچکس نخواهد گرفت.همانگونه که بزرگانی که از پیش ما رخت بربستند هنوز جایشان سالهاست که خالیست کمال الملک —–> محمد غفاری
مارک تواین —–> ساموئل لنگهورن کلمنس میرزاده عشقی —–> سید محمدرضا کردستانی سیمین بهبهانی —–> سیمین خلیلی امیر کبیر —–> تقی فراهانی ذبیح الله منصوری —–> ذبیح الله حکیم الهی دشتی م. امید —–> مهدی اخوان ثالث شهریار —–> محمدحسین بهجت تبریزی حافظ —–> شمس الدین محمد شیرازی چارلی چاپلین —–> سِر چارلز اسپنسر چاپلین پروین اعتصامی —–> رخشنده اعتصامی صائب تبریزی —–> میرزا محمد علی سلمان فارسی —–> روزبه ستارخان —–> ستار قره داغی میرداماد —–> میر برهان الدین محمدباقر استرآبادی باقرخان —–> باقر تبریزی نسیم شمال —–> سید اشرف الدین گیلانی جبار باغچه بان —–> میرزا جبار عسگرزاده بدیع الزمان فروزانفر —–> محمدحسین بشرویهای چه گوارا —–> ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا سعدی —–> مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله عزیز نسین —–> مَحمَت نُصرَت آتا تورک —–> مصطفی کمال پاشا ولتر —–> فرانسوا ماری آروئ بودا —–> سیدارتا گوتما بیل کلینتون —–> ویلیام جفرسون بلایت سوم سیمون بولیوار —–> سیمون لوسی ارنستین ماری پله —–> ادسون آرانتس دوناسیمنتو نیما یوشیج —–> علی اسفندیاری افلاطون —–> آریستو کلس گلاب آدینه —–> گلاب مستعان شیرین بینا —–> شیرین صدق گویا مادر ترزا —–> آگنس گوک بژازین بزرگ علوی —–> مجتبی علوی نادره —–> حمیده خیر آبادی تیتو —–> جوزپ بروز ثریا قاسمی —–> مولود ملاقاسم جان وین —–> ماریون موریسون ایرج راد —–> اکبر حسنی راد سیروس گرجستانی —–> علی اکبر محمدزاده گرجستانی استالین —–> یوسف ویساریونوویچ ژوگاشویلی سولات سار —–> پل پوت فروزان —–> پروین خیر بخش گوهر مراد —–> غلامحسین ساعدی ر . اعتمادی —–> رجبعلی اعتمادی م .. الف . به آذین —–> محمود اعتمادزاد ملکه الیزابت —–> الیزابت الکساندرا مری ویندسور ایرج —–> حسین خواجه امیری پرویز یاحقی —–> پرویز صدیقی پارسی ابوعمار —–> یاسر عرفات ماکسیم گورکی —–> آلکسی ماکسیموویچ پِشکوف ملک الشعرا —–> محمدتقی بهار آریل شارون —–> آریل ساموئل مشرایبر عبدالکریم سروش —–> حسین حاج فرج الله دبّاغ کیتارو —–> ماسانورى تاکاهاشى تروتسکی —–> لو داویدوویچ برونشتاین در این تصویر به جز خط های عمودی سفید و مشکی، چه تصویری را مشاهده می کنید؟
برای مشاهده تصویر پنهان در این مطلب می توانید از مانیتور چند قدم فاصله بگیرید حالا به ما بگویید در این تصویر چه مشاهده کردید؟
یکم : جهانبخش پازوکی برگرفته از کتاب چهره های ماندگار نوشته خانم فروغ بهمن پور مقدمه : در سنت موسیقی ایرانی موسیقیدان کسی را می دانستند که بتواند هم بنوازد ، بخواند و بسراید ، حتی سازش را خودش بسازد . این نظریه ای است که استاد صبا به یکی از شاگردانش ابراز کرده بودند . با این مقدمه باید گفت که از هنرمندان گذشته شیدا ، عارف ، امیر حاهد و از هنرمندان رادیویی پازوکی و توکل بوده اند که در هر دو کار (آهنگسازی و ترانه سرایی) توانا بوده اند .
گفتگو : - شرح حال خود را بیان کنید ؟ - من متولد 4 خرداد 16 در شیراز هستم ؛ چهار سال از دوران کودکی ام در آنجا گذشت ؛ سپس چون پدرم افسر ارتش بود به اصفهان نقل مکان کردیم . در سن 6 یا 7 سالگی احساس می کردم که شنیدن موسیقی انقلابی در من بوجود می آورد . در سن 8 یا 9 سالگی روزی مادرم را به مغازه ای بردم و از او خواستم که برایم فلوت بخرد که ... در دبستان گروه خوانندگان کلاسهای سرود را با فلوت همراهی می کردم . در سن 12 سالگی بودم که برادرم ویلن می نواخت و همین مرا به فکر انداخت که در آینده به عنوان ساز تخصصی ویلن بنوازم ، او که عشق مرا درک می کرد به من الفبای موسیقی را یاد داد . معلمان مدرسه چون عبدالحسین برازنده و محمد نیکنام هم که استعداد مرا حس کرد بودند به من دست یاری دادند . در دوران دبیرستان من افتخار شاگردی استادان کسایی و شهناز را پیدا کردم و گوشه های موسیقی ایرانی را زیر نظر آنها آموختم و سپس کلاس تدریس ویلن تاسیس کردم . بعدا با یک موسیقی دانان ایتالیایی به نام بیوزاند آشنا شدم و 4 سال به فراگیری موسیقی کلاسیک پرداختم . سپس وارد دانشگاه شدم و در رشته فلسفه و روانشناسی و علوم تربیتی تحصیل کردم . 4 سال پس از ازدواج و به دنیا آمدن دو فرزندمان به تهران کوچ کردم . - اولین آهنگی که ساختید چه نام داشت ؟ - غروب کوهستان بود (سال 1342) که با صدای خانم ناهید دایی جواد و با ارکستر دانشگاه اصفهان اجرا شد که مورد استقبال قرار گرفت و من و ایشان به رادیو ایران دعوت شدیم .
- آیا کلام تمام ترانه آثارتان را خودتان می سازید ؟ - بله مانند " آهای مسافری که می ری به سوی ایران" با صدای خانم مهستی ؛ به استثنای چند ترانه از دیگران که از من خواسته شد روی آنها آهنگ بگذارم .
- کدام یک از خواندگان آثار شما را اجرا کرده اند ؟ - خوانندگانی مانند : گلپا ، حمیرا ، هایده ، مهستی ، پوران ، ناهید دایی جواد ، فرشته ، معین ، امید ، مازیار و ... همین قدر می دانم که با 65 خواننده کار کرده ام .
- آیا تا به حال برای فیلم هم آهنگسازی کرده اید ؟ - بسیار کم ، مثلا برای فیلم بیقرار برای خانم پوران چند آهنگ ساختم .
دوم : برنامه گلها
گلهای رنگارنگ 505 دانلود مایه : ابوعطا آهنگساز و ترانه سرا : جهانبخش پازوکی تنظیم : جواد معروفی خواننده : پوران آواز : گلپایگانی نوازندگان : حبیب الله بدیعی – منصور صارمی – ناصر اقتتاح غزل : میرافشار گوینده : آذر پژوهش اشعار متن : ناصر بخارایی – کمال خجند – طبیب اصفهانی – اهلی شیرازی
گوینده :
چون کعبه وصل تو مقام است صفا را در کعبه خدا را بپرستیم خدا را بی مطرب و ساقی نشود مجلس ما گرم از بلبل و گل یافت چمن برگ و نوا را
ترانه : یا رب درین غوغای هستی دنیای عشق و شور و مستی دستی نگیرد دست من من ناتوان افتاده ام دین و دل از کف داده ام در پای بختم خار ناکامی شکسته یا رب دل غمدیده ام در خون نشسته دستی نگیرد دست من من ناتوان افتاده ام دین و دل از کف داده ام هر آرزویی در دل افسرده ام پا می گذارد از دست غم می میرد و راه فنا را می سپارد حالا که بیداد زمان از حد گذشته حالا که دل زین فتنه ها آزرده گشته دستی نگیرد دست من من ناتوان افتاده ام دین و دل از کف داده ام من
گوینده :
دارد به سحر دعا اثرها دست من و دامن سحرها هر شب به امبید وعده تو چشمم شده فرش رهگذرها
زاهد به ره کعبه رود کین ره دین است خوش می رود اما ره مقصود نه این است
ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت بر تو لرزانتر ز گل پیراهنت جان به تن می آید و دل می رود از خرامن آمدن وز رفتنت
آواز (قالب مثنوی) : ای همه هستی من زان تو جان و دلم بسته فتراک تو عشق به سرحد جنونم کشد این دل دیوانه به خونم کشد ای که به دام تو اسیرم اسیر لذت دیوانگی از من مگیر
گوینده :
مسکینی و غریب از حد گذشت ما را بر ما اگر ببخشی وقتست وقت یارا چون رحمت تو گردد افزون ز عذر خواهی هر چند بی گناهم عذر آورم خطا را
سوم : کوک سه تار (6)
در ادامه مطلب شماره گذشته این بار به آواز بیات ترک می پردازیم :
1 – کوک های بیات ترک دانلود
1 - کوک سی بمل (راست کوک) : دو – سل – سی بمل – فا . 2 – کوک دو : دو – سل – دو – دو . 3 – کوک می بمل : دو – فا – می بمل – می بمل . 4 – کوک فا : دو – فا – دو – دو . 5 – کوک سی بمل : دو – فا – سی بمل – سی بمل .
2 – تکنوازان 131 دانلود مایه : بیات ترک سه تار : احمد عبادی ویلن : اسدالله ملک تنبک : جهانگیر ملک
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است 1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید. 2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید. 3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند. 4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد. 5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند. 6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند. 7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند. استاد کسائی بطور مستقیم نتوانست، از محضر نایب استفاده کند، ولی در دوره ای بسیار کوتاه نزد یکی از شاگردان ایشان به نام مهدی نوایی، تمام اندوخته های نوایی را فراگرفت، این موضوع از جهتی دلیل بر استعداد فراوان کسائی و از جهتی دیگر، نشان از محدودیت و سادگی تکنیک نوازندگی نی در آن زمان میباشد. از این رو حسن کسایی مانند تهرانی در تنبک ، عبادی در سه تار، بهاری در کمانچه و پایور در سنتور به نوعی از ابتدا شروع به ابداع تکنیک و پیاده کردن تمام دستگاهها در ساز نی نمود.
![]() در گذشته صدای نی، همراه با نا خالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن نی بصورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد، نی استاد، به رادیو راه پیدا کند؛ تکنوازیها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و ... باعث شد، نی همردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.
منبع:موسیقی اصیل و سنتی ایران ادامه مطلب شعری در مورد نیشبی دیدم کنار بوستانی فتاده یک نی از دست شبانی نشستم با تآنی در کنارش گرفتم از رخش گرد و غبارش نهادم بر لبش لبهای لرزان دمیدم بر درونش آه سوزان ز سوز آه من نی ناله ها کرد به صحرا شور و غوغایی به پا کرد بنال ای نی که دنیا را بقا نیست چو آرامش در این دار فنا نیست بنال ای نی نماند جاودانه به جز عشق و نوای عاشقانه بنال ای نی به لحن نای داود که هر نالیدنش ذکر خدا بود بنال ای نی که یار دلربا رفت نمی دانم که از پیشم کجا رفت بیا تا از پی اش با هم بگردیم که هر دو آشنا با آه و دردیم بنال ای نی که یارم زار و خسته به پشت پرده غیبت نشسته بنال ای نی به هر صبح و به هر شام چو تنها اشک ریزد آن دل آرام بنال ای نی که شب غرق سکوت است خیالش می برد هوش از من مست بنال ای نی که ابر پاره پاره چو قایق هاست بر در دریا کناره مگر یار خود از آنجا ببینم روم امشب بر آن قایق نشینم بنال ای نی ز غمهایم گذر کن که تنها ناله بر آن منتظر کن بنال ای نی تو با شب زنده داران به شبهای دل انگیز بهاران بنال ای نی که نامحرم به خواب است دعا در خلوت شب مستجاب است بنال ای نی چو افزود عکس مهتاب به رو صفحه ی لغزنده آب بنال ای نی که بر دل افکند شور نوای ناشناس مرغی از دور بنال ای نی که یارم در نماز است سراپا ناز در حال نیاز است درباره ی پیدایش نی داستانهای مختلفی میگویند که بیشتر انها به کشف اسرار مربوط است گفته میشود که آتنا در شب ضیافتی،در حضور سایر خدایان نخستین نای را با استخوانهای گوزنی ساخت اما چون تشخیص داد که در حال نواختن نی بدقیافه میشود آن را به دور افکند و مارسیاس آن را تصاحب کرد در افسانه های مردم فریجی، میداس شاه مردم فریجی در اختلافی که بین آپولون و پان رخ داده بود، به عنوان قاضی انتخاب شد و به نفع پان رای داد و به دستور آپولون که از این داوری به خشم آمده بود، از دو طرف سر میداس دو گوش خر بیرون آمد. میداس نیز با دقت خاصی گوشهای خود را با تاجی که بر سر داشت پنهان میکرد و تنها آرایشگر او از این موضوع خبر داشت و به او گفته شده بود که اگر این راز را فاش کند کشته خواهد شد.سلمانی شاه نیز که نمیتوانست این راز را مخفی نگه دارد حفره ای در زمین ایجاد کردو مطلب را در آنجا گفت. علفهایی که در آن حدود میرویید با وزش باد به جنبش در میامد و چنین زمزمه میکرد: میداس...شاه میداس گوش خر دارد.....و این علفها همان نی بود در باره ی اسکندر ذوالقرنین نیز همین حکایت ذکر شده و یکی از عللی که به او ذوالقرنین گفته میشده داشتن دو گوش دراز است در افسانه های محلی مردم قفقاز داستان پیدایش نی به دخترکی نسبت داده شده و لرمانتوف شاعر بزرگ روسی آن را به شعر در آورده که خلاصه آن چنین است ماهیگیر سرمست در کنار رودخانه نشسته بود و باد نی ها را تکان میداد...باد در نی خشک افتاد و به زبان حال سخن گفت: ای ماهیگیر! من دخترکی زیبا بودم...زن پدر داشتم ...چه اشکهای داغ که در زندان نامادری بر چهره ریختم.نامادری من پسرکی داشت که زیبا و مورد علاقه ی دختران بود.شبی در این کرانه با هم قدم میزدیم.خواست با من در آویزد.نپذیرفتم...با کارد به سینه ی من نواخت و سینه ی من شکافته شد...مرا در همین کرانه ی رود به خاک سپردند و در اینجا از گور من نی سر برآورد...همه ی این نی ها زاده ی این حسرتند...روح من در سینه ی همه ی این نی ها نهفته است...غصه ی من در سینه ی هم نی ها جوش میزند...ای ماهیگیر مرا رها کن و بگذار با غم خود خوش باشم ........و از همین رو مولانا نی نامه را میسراید
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||